۴

آن روز ديده بودم اين فتنه‌ها که برخاست…

Print Friendly, PDF & Email
نقدی که آقای دکتر فنايی بر سلسله مقالات اکبر گنجی آغاز کرده است،‌ ديشب اولين بار در وبلاگ ياسر ميردامادی (و سپس در ضيافت‌خانه‌ی ملکوت) منتشر شد. بعد از انتشار نخست مطلب در حباب، عين مطلب را من برای وب‌سايت زمانه ارسال کردم و طبيعی بود انتظار داشته باشم که زمانه که مکرراً مطالب وبلاگ‌های مختلف را تا به همین امروز بازنشر کرده و در بسیاری از موارد به آن‌ها لینک داده است، اين مطلب را نیز منتشر کند. بعد از اين‌که ای‌ميلی از دبير سايت زمانه، ساعتی پيش‌تر مبنی بر تصميم به انتشار اين نقد در چند بخش دريافت کردم، با حيرت تمام ای‌ميلی از آقای علوی سردبير تازه‌ی زمانه به دستِ من رسيد که بی هيچ کم و کاست عيناً آن را نقل می‌کنم (به اضافه‌ی پاسخِ خودم به آقای علوی) و چند نکته را در حاشيه می‌افزايم.


پيش از اين‌که بقيه‌ی مطلب را بخوانيد، يادآوری می‌کنم که در جريان تحولات اخير راديو زمانه، تنها مدير امور اداری تغيير کرد و بنا به بيانيه‌ی هيأت مديره‌ی راديو زمانه، قرار نبوده است که هيچ تغييری در سياست‌های محتوايی زمانه رخ بدهد. شاهد از غيب رسيد. تغييرهای محتوايی هم به جد در راه هستند. بفرماييد ملاحظه کنيد.
آقای علوی نوشته‌اند:

«دوست گرامی آقای داریوش محمد پور،
با درود فراوان
مقاله آقای ابوالقاسم فنایی در یک وبلاگ چاپ شده و مخاطبان خودش را نیز حتما پوشش داده است. مفید نیست که فقط سایت زمانه محل بازتاب نظریات دینی مختلف و واکنش های متقابل باشد.
علاوه بر این، سایت زمانه تا کنون بخش قابل توجهی از فضای خود را به مباحث دینی اختصاص داده و البته باز هم خواهد داد (از جمله علاوه بر مطالب آقایان گنجی و مهاجرانی، گفتگوهایی که توسط آقایان اردوان روزبه و سراج میردامادی تهیه شده و می شود)، اما اختصاص حجمی بیش از این با توجه به اینکه زمانه باید محل بازتاب آرا و عقاید بسیار متنوع و در حد جذب مخاطب باشد، عملا امکان پذیر نیست. منتقدان نظر آقای گنجی یا هر نویسنده دیگری می توانند برای مطالب درج شده کامنت همراه با لینک مطلب خود را بگذارند، تا پس از بررسی دبیر سایت درج شود. بدیهی است که در فرصت های مقتضی دیگر، سایت زمانه می تواند مطالبی را که برای اولین بار برای نشر به زمانه سپرده می شود، بازتاب دهد.
با سپاس از شما
 علوی»
(تأکيدها از من است)
پاسخ من اين بود:
« آقای علوی عزيز،

ممنون از پاسخ‌تان. من توجه‌تان را جلب می‌کنم به همين دو جمله‌ی خودتان و سابقه‌ی نشر «مباحث دينی» در زمانه (و همچنين مشخصاً «بازنشر» پاسخ‌های آقای مهاجرانی که به باور من نه پاسخ دقیقی با آقای گنجی بود و نه قوت استدلال آقای فنايی را دارد).
۱. «سایت زمانه تا کنون بخش قابل توجهی از فضای خود را به مباحث دینی اختصاص داده»
۲. «اختصاص حجمی بیش از این با توجه به اینکه زمانه باید محل بازتاب آرا و عقاید بسیار متنوع و در حد جذب مخاطب باشد، عملا امکان پذیر نیست».

اگر اجازه بفرماييد من عيناً پاسخ شما را… در ملکوت منتشر خواهم کرد. قطعاً توجه داريد که انتقاد جدی من از مشی زمانه هيچ ارتباطی به انتصاب شما به عنوان سردبير زمانه ندارد و حتی در زمان مديريت آقای جامی شديدترين نقدها از جانب من متوجه زمانه بوده است (سابقه‌ی نقدهای مرا از روز اول تأسيس زمانه در وبلاگ‌ام مشاهده کنيد). پيشاپيش از خويشتنداری و شکيبايی شما در شنيدن و جدی گرفتن نقدها سپاسگزارم.

با مهر،
داريوش»

و اما نکاتی که می‌خواستم اضافه کنم اين‌هاست:
۱. نقد دکتر فنايی، به اعتقاد من، اولين نقد جدی، منسجم و حساب شده‌ای است که استدلال‌های گنجی را به دقت می‌شکافد و مغالطه‌های فراوان رسوخ کرده در جای‌جای نوشته‌های گنجی را بر آفتاب می‌افکند. هيچ کدام از نقدهای پيشين، به اين دقت و عمق به نوشته‌ی گنجی نپرداخته بودند. نقد دکتر فنايی نقد اولين و آخرين نيست اما در زمره‌ی بهترين نقدهایی است که می‌شد بر گنجی نوشت. زمانه آشکارا از انتشار آن پرهيز می‌کند (در بهترين حالت فرض را بر اين می‌گذارم که آقای علوی نقد را نخوانده است؛ اگر خوانده باشد که وضع بسیار بدتر از این‌هاست).

۲. بر خلاف ادعای آقای علوی، و به گواهی اکثريت کسانی که دغدغه‌ی مسايل دينی را دارند يا اساساً علاقه‌مند به طرح مباحث دينی هستند، رادیو زمانه محل نشر «مباحث دينی» نبوده است. اگر کسی نداند فکر می‌کند رادیو زمانه یک مجله‌ی جدی در عرصه‌ی انديشه و تفکر است که در آن انديشه‌ی دينی به معنای دقیق «نقد» می‌شود و دو سوی ذی‌نفع ماجرا در آن حضوری جدی و قابل اعتنا دارند. واقعيت همواره غير از اين بوده است و به جز مواردی بسيار معدود، زمانه عرصه‌ی تاخت‌و‌تاز کسانی بوده است که يا انتقاد جدی به دين دارند و يا هنری جز ريشخندِ دين نداشته‌اند. تنها اتفاقی که تا کنون افتاده اين بوده است که تا به حال هرگز پيش نيامده بود که مطلبی از این جنس و نوع برای زمانه ارسال شود و با اين پاسخ سريع و قطعی از سوی سردبيری زمانه مواجه شود. با نهایت احترام برای آقای علوی، يادداشت‌ها و مطالب اردوان روزبه و سراج ميردامادی را من از جنس نقد آقای فنايی نمی‌دانم (و در يک کلام اين مطالب بيشتر به حوزه‌ی سياست اختصاص دارند نه حوزه‌ی اندیشه؛ شرح‌اش را می‌گذارم برای وقت ديگر).

۳. آقای علوی می‌فرمايند اين مطلب در يک وبلاگ نشر شده است! اين از حيرت‌آورترين جملاتی است که می‌شد از زبان سردبير رسانه‌ای چون زمانه شنيد. هيچ شکی نيست که زمانه ديگر شده است. زمانه ديگر، رسانه‌ی وبلاگ‌ها نيست. زمانه از این پس قرار است از وبلاگ‌ها «سواری» بگيرد و وبلاگ‌ها را تنها زمانی پوشش دهد که در راستای «سياست» باشند! من از پاسخ آقای علوی هيچ استنباطی جز این ندارم. (و البته اين هم توجيهی است که «سردبير» آزاد است که «هر کاری که خواست بکند»؛ بله البته، مالِ خودش است و قاعده و قانون بيرونی هم حکمفرما نيست ولی بعد آن رسانه می‌ماند و قضاوتِ ما).

۴. آن «حجم»ای که آقای علوی از آن سخن می‌گويد عمدتاً اختصاص داشته است به حجم حمله، انتقاد و تازيانه به گرده‌ی دين کشيدن. من به اين البته هيچ اعتراضی ندارم. «دين» با همين تازيانه خوردن‌ها و نقد ديدن‌هاست که صيقل می‌خورد، تراشيده می‌شود و گوهرش آشکارتر می‌شود. اما يک رسانه، با اختيار مشی و سياستی جهت‌دار، به خوبی می‌تواند تکليف‌اش را روشن کند. نه، اين رسانه، رسانه‌ای کثرت‌گرا نيست. اين رسانه هر گونه نقل و ذکر بحثی از دين را که به نحوی بخواهد چهر‌ه‌ای موجه، معقول و پذيرفتنی از دين عرضه کند، به سود جمهوری اسلامی ايران و به زيان سياست‌های اپوزیسيونی می‌بيند و البته سودی در اين کار نيست. پس چه بهتر که همان سياست پيشين و نشر مقالات آشفته، گزنده و بی‌منطق اکبر گنجی ادامه پيدا کند! تمام نقدِ ما به زمانه از روز اول و همه‌ی انتقاد من به مهدی جامی در زمان مديريت‌اش نبودن تعادل در بخش انديشه بوده است. و پاسخ مهدی جامی هميشه اين بود که خوب ديگران، يعنی آن طيف مقابل هم بنويسند، ما منتشر می‌کنيم. مهدی جامی همواره می‌گفت که هيچ محظور و مانعی در نشر و بازنشر نقد مطالب منتشر شده در زمانه نيست. اما گويا «کشتی‌بان را سیاستی دگر آمد»! ديگر حتی آن احساس اطمينان شفاهی هم رخت بر بسته است! بد نیست خوانندگان سايت زمانه آماری بگيرند از اين وب‌سايت و ببينيد که اين «بخش قابل توجه» از سايت زمانه که به «مباحث دينی» اختصاص داده شده است چقدر است. آمار که دروغ نمی‌گويد، می‌گويد؟

۵. ايشان می‌فرمايند: «با توجه به اینکه زمانه باید محل بازتاب آرا و عقاید بسیار متنوع و در حد جذب مخاطب باشد…». گمان نکنم در طول تاريخ زمانه، جمله‌ای متناقض‌تر از اين از ارباب زمانه صادر شده باشد. به هر جای این جمله که نگاه کنيم، ياد آن قصه‌ی «خود پیداست از زانوی تو» می‌افتيم! کدام آرا و عقايد «بسيار متنوع»؟ با دعوت از چه کسی؟ با کدام داعيه؟ با چه حسنِ نيتی؟ با همين حسن نيت که اولين نقد جدی و سنجيده از مطالب گنجی را به صراحت ناديده می‌گيرد؟ نکند نشر مطالب گنجی فقط برای پزِ اهل مدارا بودن است و حتی همان‌ها هم اگر در شرايط ديگری بود نشر نمی‌شد؟ نکند نشر نقد آقای مهاجرانی که اول بار در وبلاگِ خودِ ايشان آمده بود، از اساس خطا بوده؟ اگر خطا بوده است چرا آقای علوی به آن استناد می‌کند؟

۶. در بهترين حالت می‌توان گمان کنم که آقای علوی اين يادداشت را شتاب‌زده نوشته است. اميدوارم چنين باشد و ايشان در پاسخ‌شان تجديد نظر کنند. و اميدوارم در زمانه هنوز ذهن‌های منصف، انديشمند و آزادی‌خواهی باقی باشند که انديشه را قربانی سیاست نخواهند.

مرتبط: «زمانه به کدام مردمان دهد زمام امور؟»

  1. آن روز ديده بودم اين فتنه‌ها که برخاست…

    نقدی که آقای دکتر فنايی بر سلسله مقالات اکبر گنجی آغاز کرده است،‌ ديشب اولين بار در وبلاگ ياسر ميردامادی (و سپس در ضيافت‌خانه‌ی ملکوت) منتشر شد. بعد از انتشار نخست مطلب در حباب، عين مطلب را من برای وب‌سايت…

  2. حباب says:

    زمانه به کدام مردمان دهد زمام امور؟

    سردبیر جدید زمانه رسما از نشر نقد دکتر فنایی بر نوشته‌های اخیر گنجی در رادیو زمانه در وبسایت زمانه خودداری کرد. با این استدلال که به مباحث دینی در زمانه به قدر کافی پرداخته می‌شود. مطلقا این استدلال را نمی‌فهمم….

  3. Anonymous says:

    حضرت ملكوت
    من با اين عقل ناقصم فهميدم كه مشكل بورد زمانه با مهدي جامي اين بوده كه ايشان اجازه نمي دادند راديو زمانه تبديل به بلندگوي اپوزيسيون شود.شما با همه كمالات تان چطور نفهميديد؟
    من مرده ,شما زنده, “مديريت جديد” راديو زمانه را تبديل به چيزي در حد تلويزيون هاي لس آنجلسي خواهد كرد.

  4. Anonymous says:

    به نظر حق با راديو زمانه است و مطلبي كه بيش از آن كار شده در شان يك رسانه وزين نيست كه باز انتشارش دهد و اگر براي اولين بار به راديو زمانه مي فرستاديد قطعا كار مي شد.
    ********
    عجب! پس آن همه مطلبی که برای بار اول چاپ نشده بودند چی؟

|