۵

به اعصاب‌ات مسلط باش خانم!

دیروز تلویزیون داشت افاضات خانم هیلاری کلینتون را درباره‌ی ایران نشان می‌داد. دهان‌ام باز ماند از این هم شتاب‌زدگی و دست‌پاچگی در گفتار یکی مثل هیلاری. گمان می‌کردم او باهوش‌تر از این باشد که به این سادگی دست‌اش را رو کند یا همین‌جور بی‌هوا حرفی از دهان‌اش بپرد. هیلاری می‌گوید: «اگر من رییس جمهور باشم، به ایران حمله خواهیم کرد… ما می‌توانیم آن‌ها را به طور کامل نابود کنیم… این سخن هول‌ناکی است، اما عده‌ای که ایران را می‌گردانند باید این را بفهمند، چون شاید این آن‌ها را از انجام کاری بی‌باکانه، احمقانه و فاجعه‌بار باز دارد». و تمام این‌ها مبتنی بر این فرض است که ایران به اسراییل حمله کند. ببینید چقدر این فرض سخنان خشن و قلدرانه‌ای را نتیجه داده است. اول باید فرض کنیم که ایران می‌خواهد به اسراییل حمله کند و برای این کار انگیزه‌ای قوی داشته باشد. بحث این نیست که آیا ایران امکانات‌اش را دارد به اسراییل حمله کند یا نه. بحث بر سر سیاست ایران است. حتی فرض داشتن بمب هسته‌ای هم چنین نتیجه‌ای را نمی‌دهد. این پارانویای آمریکایی، بهانه‌ای شده است برای گفتن هر حرفی بدون سنجیدن جوانب آن. کلینتون فکر نکرده است که این به اصطلاح سخن «بازدارنده‌»‌ی او نه تنها کمکی به حل هیچ مشکلی نمی‌کند بلکه قضیه را از آن‌چه هست بغرنج‌تر می‌کند. اولاً که این چه منطقی است که اسراییل متحد ماست پس ما حق داریم هر کسی را که به متحد ما حمله کند «کاملاً نابود»‌ کنیم. منطق را دوباره مرور کنید. ایران هم می‌تواند دقیقاً همین حرف را بزند و بگوید مثلاً فلان کشور متحد ماست و شما به آن‌ها حمله می‌کنید پس ما هم شما را با خاک یکسان می‌کنیم. معنی حرف هیلاری این است که ما قدرت‌اش را داریم و همین قدرت است که این مشروعیت را به «هر» عمل ما می‌دهد. و گر نه منطق به قدر کافی مخدوش است. هر چقدر هم که عرف روابط بین‌الملل در میان کشورهای متحد معناهای روشنی داشته باشد، سایر قوانین بین‌المللی این قدر بی‌معنا نیستند که همه چیزشان را به همین سادگی بتوان در پرتو زور معنا کرد. پرسش فرضی و خیالی است، اما واکنش بسیار جدی و خشن است. خانم کلینتون! اگر هم تا امروز ایرانی‌ای یافت می‌شد که شما را بر اوباما ترجیح می‌داد، امروز با این سخنان نسنجیده همان‌ها را هم شاید از دست داده باشید. مسأله این نیست که چه کسانی بر ایران حکومت می‌کنند. این‌ها نباشند عده‌ای دیگر ممکن است باشند. اما آن‌ها را «کاملاً نابود» می‌کنیم سخنی است خیلی درشت که معنای‌اش بسیار بالاتر از انتقاد از یک حاکمیت خاص یا یک دولت است. معنای‌اش به توبره کشیدن خاکِ یک کشور است. تهدید و قداره‌کشی به قواره‌ی هیلاری کلینتون نمی‌خورْد. حالا می‌فهمیم که حتی از او هم بر می‌آید حرف‌های نسنجیده و ابلهانه بزند. این چه منطق مزخرف و احمقانه‌ای است که چون عده‌ای از یک حکومت خاص خوش‌شان نمی‌آید و با آن مشکل دارند (به درست یا غلط) خود را مجاز می‌دانند هر حرف بی‌سر و ته و نامربوطی را بزنند؟ کارنامه‌ی خود آمریکا در این مسایل کارنامه‌ی درخشانی نیست. فرض کنید جای ایران و آمریکا عوض می‌شد. فرض کنید ایران ابرقدرت بود و آمریکا در جایگاه ایران. چه حسی به ما دست می‌داد اگر یک نامزد رییس‌جمهوری ایران چنین حرف چرندی می‌زد؟ قداره‌کشی به هر بهانه و توجیهی که باشد، چهره‌ای خوب برای کسی که می‌خواهد رییس جمهور یک کشور شود نشان نمی‌دهد. این حرف‌ها از دیپلماسی فاصله‌ی زیاد دارد.

این یاداشت‌های مریم اقدمی را در زمانه بخوانید که بسیار خواندنی است: «خطاهای روزمره» (این لینک بخش چهارم آن است). بگردید و مصادیق این خطاهای روزمره را در حرف‌های سیاست‌مداران داخلی و خارجی پیدا کنید!

  1. امیر حسین گفت:

    خیلی خوب بود.

  2. محمد گفت:

    به نظر من ، آنچه در سخنان خانم کلینتون در مورد ایران بیان شد ، در کلیت متناظر است به منافع ملی ایالات متحده آمریکا. ما حق نداریم در خصوص سیاستگزاریهای دیگران ، برایشان تعیین تکلیف کنیم. من هیچ معنایی که حاکی از دست پاچگی ، نسنجیدگی ، شتابزدگی . بی منطقی در کلام obliterate دار ایشان باشد ، در آن مصاحبه مورد اشاره شما ندیدم. بیان ایشان به مفروضات بسیار مستدلی ، بتون آرمه ، مستحکم و متقن شده است. حمله به اسراییل آنهم از نوع هسته ای ( بدان شکلی که یکبار از زبان آقای رفسنجانی در نماز جمعه تهران تصریحا علی الفرض جاری شد )، لاجرم هزینه هایی دارد که لابد مهندس احمدی نژاد و حامیان سیاسی حکومت اسلامی -انقلابی ایران پیشتر فکر آن را کرده اند. شما هم به جای اینکه نگران بی منطقی گفتار و مواضع خانم هیلاری باشید ، نگران کلام و مواضع سیاسیون داخلی خودتان باشید، لطفا.
    ****
    دوست عزیز،
    اولاً که اگر دقت بفرمایید نوشته‌ی من به داخلی و خارجی کاری ندارد. فرقی نمی‌کند کلینتون بگویید کشوری را نابود می‌کنیم یا آقای رفسنجانی. آن هم این قدر صاف و پوست کنده و خارج از عرف دیپلماتیک. ایران و آمریکا که مشغول جنگ مسلحانه نیستند که با این زبان با هم حرف بزنند. شما بفرمایید که ایران کجا اسراییل را تهدید به حمله‌ی اتمی کرده است که کلینتون باید این‌جوری ورد بگیرد؟ در ضمن مرحمت بفرمایید و این لحن: «نگران کلام و مواضع سیاسیون داخلی خودتان باشید» را ببرید جای دیگر. سیاست‌مداران کشورهای مختلف نه مال من هستند نه مال شما. جهان و انسان چیزی است که من و شما در آن مشترک هستیم. هر سیاست‌مداری که حرف و عمل‌اش بخواهد این جهان و این انسان را به تباهی بکشاند نیاز به گوشمالی دارد، چه کلینتون باشد چه احمدی‌نژاد.
    می‌توانید محض نمونه واکنش معاون وزیر خارجه‌ی انگلیس را هم به اظهارات کلینتون ملاحظه بفرمایید:
    http://newsforums.bbc.co.uk/ws/thread.jspa?forumID=6015
    این‌جا را هم می‌توانید ببینید:
    http://news.yahoo.com/s/afp/20080423/wl_uk_afp/usvoteclintoniranbritain_080423165917

  3. سوشیانت گفت:

    بیش از بیست سال است این سیاست فی مابین این دو کشور است. آیا هنوز عادت نکردیم؟ راستی چرا تعجب کردید؟ خسته شدیم از این تعجب های گاه و بی گاه به خدا!
    ***
    تفاوت‌اش این است که من به آینده امیدوارم. آینده را تاریک و تباه نمی‌بینم. کمی بیشتر به همین عنصر امید فکر کنم. چیز مهمی است.

  4. ناشناس گفت:

    خیلی ممنون از پاسخ سریعتان.
    بنده نیز همچون شما نسبت به کاربرد زبان نامتعارف دیپلماتیک چه از سوی ایران و چه از سوی آمریکا یا اسراییل بیمناک و متاسف هستم. ولی از سویی هم بر این باورم که منصفانه و خردمندانه نیست که در برابر زبان غیر عرفی و نامسئولانه و حتی رفتار نا متعارف سیاسی از سوی مقامات سیاسی ایران بی تفاوت باشیم ( با این توجیه که بیشتر این مواضع جنبه مانور تبلیغاتی برای مصرف در داخل کشور دارد) و در سوی دیگر ، نسبت به واکنش بین المللی مخاطبان رفتارها و گفتارهای غیر مسئولانه و نا متعارف مقامات ایران ، به شکلی تهاجمی به نقد و تفسیر و ابراز نظر بپردازیم. می فرمایید بگویم ایران کجا اسراییل را تهدید به حمله‌ی اتمی کرده است؟
    بدیهی است که تهدید نابودی اسراییل توسط ایران بارها و بارها چه به تصریح و چه به تلویح از سوی مقامات مختلف جمهوری اسلامی ابراز شده است. در خصوص “تهدید هسته ای محو اسراییل” توسط آقای رفسنجانی شما را ارجاع می دهم به سخنرانی ایشان در نماز جمعه دانشگاه تهران، فروردین سال ۱۳۸۵، آنجا که فرمودند:
    “یک بمب اتمی کافی است که تمامی اسرائیل را کاملا منهدم کند. اما همان بمب در دنیای اسلام فقط موجب خرابی خواهد شد.”
    پس اول یک سوزن به خود و بعد یک سوزن به جوالدوز. موافقید؟
    ****
    دوست عزیز،
    شما گویا یادداشت مرا درست نخواندید. لطف کنید هم آن را دوباره بخوانید و هم یک بار دیگر به بایگانی این وبلاگ مراجعه کنید. موضع من همیشه متمایل به اعتدال است. نه میانه‌ای با اپوزیسیون تندروی ضد جمهوری اسلامی دارم و نه میانه‌ای با تدورهای افراطی داخلی. پس سوزن و جوالدوزتان را تنها به تکیه بر همین یادداشت می‌گویید و آن هم ناقص. آن قدر در این وبلاگ به خودمان جوالدوز زده‌ایم که فکر می‌کنم هر چه به آمریکا بگوییم از جنس سوزن خواهد بود!

  5. سوشیانت گفت:

    جدای این‌که در بالا نوشتم، باید پرسید: شما چرا اهمیتی برای پیش فرض مطرح شده قائل نیستید و یک‌راست سراغ نتیجه رفتید؟ ماهیت حمله به اسرائیل یعنی دقیقا همان جمله‌ی کلینتون در خصوص حمله به ایران. یعنی جنگ. مقیاس اسرائیل برای حمله‌ی ایران چقدر است؟ با یک حمله‌ی شبه اتمی تمام اسرائیل با خاک یکسان می‌شود. مقیاس ایران را هم با این تناسب در برابر آمریکا بسنجید. برای حل معادلات این‌چنینی نیاز به یک ابرکامپیوتر نیست. جنگ، جنگ است و پرسش‌های آن نیز ساده. جواب معادلات‌اش هم تلی‌ست از خاک و خون. والسلام.
    ***
    تعجب می‌کنم که چرا تو به اهمیت نفس ماجرا بی‌اعتنایی. دوباره یادداذشت نوشتم که همین‌ها را توضیح بدهم دیگر. این‌ها که تو گفتی یعنی این‌که خوب معلوم است جنگ جنگ است. یکی قوی است یکی ضعیف. طرف قوی هم می‌گوید پدر طرف ضعیف را در می‌آورد. به همین سادگی. پس این همه بحث یعنی چه؟ خودت یکبار دیگر همین‌ها را بخوان و آن‌چه را نوشته‌ای ساده کن و پیچش‌های لفظی‌اش را حذف کن. می‌دانی گه چه ازش در می‌آید؟ ناامیدی و یأس. یعنی همین است که هست .و از دست ما هم کاری ساخته نیست. این از این. بعد هم دقیقاً من به همان فرض اولی هم توجه دارم که او می‌گوید اگر ایران به اسراییل حمله‌ی اتمی کند، فلان و فلان. همه‌ی این‌ها پرسش است و محل سؤال. چرا این سؤال ناگهان فقط درباره‌ی ایران طرح می‌شود؟ یعنی هیج کشور دیگری هیچ مشکلی ندارد؟ یعنی تمام مشکلات دنیا دور ایران می‌چرخد؟ در تمام این جملات حتی در آن فرض و آن اگر، کلی ساده‌سازی و بی‌منطقی هست. کمی اگر به زبان سیاست‌مداران حساس بشویم به سادگی این‌ها را می‌بینیم.
    برای من و بسیاری مهم است که جواب این معادلات تلی از خاک و خون نباشد. برای تو مهم نیست؟ می‌گویی از دست تو کاری ساخته نیست؟ البته که هست. خودت را به بی‌تفاوتی نزن.

|