۱۲

مسلمانان و اسلام؛ کدام اسلام؟

ابتدا این قطعه از یادداشت وبلاگ چهاردیواری را بخوانید:
«تصور کنید القاعده یک فیلم پانزده‌دقیقه‌ای بسازد به نام جنگ صلیبی غرب علیه اسلام. صحنه‌هایی از سخنرانی جرج بوش را که از جنگ صلیبی حرف می‌زند، با صحنه‌هایی از فیلم بیانات پاپ که به پیامبر اسلام اهانت می‌کند میکس کند. سخنان کشیش‌ آمریکایی که خواهان بمباران اتمی مکه است را به آن‌ بیافزاید، همین‌طور فیلم هلی‌کوپترهای آمریکایی را در حال بمباران فلوجه و تصاویری از اجساد تکه‌تکه‌شده بچه‌های افغانی و عراقی و … [اطلاع درست ندارم اما حتما چنین فیلم‌هایی به وسیله القاعده ساخته شده است]. هیچ اروپایی‌ای این فیلم را هنری یا انتقادی ارزیابی نمی‌کند، یا آن را وسیله مناسبی برای بازنگری در رفتارهای خشن غرب در عراق و افغانستان نمی‌بیند، حتی اگر منقد سرسخت جنایت‌های جنگی اشغال‌گران عراق و افغانستان باشد. زیرا می‌داند که این فیلم به هدف پروپاگاندا ساخته شده است و به آن – بی‌ارتباط به این‌که تصاویر یادشده حقیقت دارند یا نه – فقط در همین بستر می‌توان پرداخت.»

به عبارات فوق نه چیزی باید افزود و نه چیزی باید از آن کاست. به قدر کافی گویا و روشن است. اما چند نکته‌ی مهم می‌ماند. یکی این است که عده‌ای می‌گویند چرا نباید به نقد مسلمانان خشونت‌طلب و تندرو بپردازیم؟ خوب درست می‌گویند. ولی مگر ما این کار را نکرده‌ایم؟ مگر میانه‌روهای مسلمان از خشونت‌طلبان مسلمان که کارشان گزینش سلیقه‌ای آیات قرآن و گسستن آن‌ها از بستر تاریخی آن‌هاست انتقاد نکرده‌اند؟ اما مگر ریشه‌های این خشونت‌ها را فقط انتقاد مسلمان‌ها از خودشان از بین می‌برد؟ اگر فکر می‌کنیم که وقتی قاطبه‌ی مسلمان‌ها بگویند این حرکت‌ها به نام دین و به نام اسلام محکوم است، مسأله حل می‌شود، اشتباه کرده‌ایم. معضلات سیاسی جهان معاصر و رشد اسلام‌گرایی و بنیادگرایی زاییده‌ی «اسلام» ‌و «قرآن» نیست که با حذف اسلام و قرآن، مسأله حل شود. این کار پاک کردن صورت مسأله است و مسأله هم‌چنان باقی می‌ماند. اگر از «ذات» اسلام و «ذات» قرآن (که من با به کار بردن همین کلمه‌ی ذات مشکل دارم) خشونت و جنگ بر می‌آمد، چرا این خشونت و جنگ و تباهی ناگهان در همین دوره‌ی مدرن و به ویژه در همین نیم قرن اخیر مسأله شده است و پیش از این مشکل جهان نبود؟ من پیش‌تر هم نوشته بودم که ریشه‌ی بسیاری از مشکلاتی که امروز در عرصه‌ی بین‌المللی در میان ملت‌های مسلمان می‌بینیم، بیشتر سیاسی است تا کلامی و دینی. زمانی که دولت اسراییل تشکیل شد، فلسطینی‌ها نیت نکرده بودند که به خودشان بمب ببندند. زمانی که کشمیر نصف‌اش در هند افتاد و نصف دیگرش در پاکستان، هیچ کدام از طرفین تصمیم نداشتند از دین برای حل مسأله‌ی سیاسی باقی‌مانده از دوره‌ی استعمار استفاده کنند. شرح این بماند برای بعد. نکته‌ای که می‌خواهم بگویم چیز دیگری است.

سازنده‌ی فیلم فتنه می‌گوید که با مسلمان‌ها مشکلی ندارد، بلکه با اسلام مشکل دارد. می‌پرسم که اسلام چی‌ست؟ کدام اسلام؟ اصلاً چیزی به اسم اسلام وجود دارد؟ اسلام چیزی نیست جز همین مجموع حضور مسلمانان در طول تاریخ. اسلام، یعنی مجموع مسلمانان. نه یک مسلمان و دو مسلمان. نه یک مذهب و دو مذهب. اسلام، یعنی تمامیت فرهنگ، هویت، مدنیت، علم، کلام، عرفان، معماری، ادبیات، سیاست و تمام چیزهایی که با دعوت پیامبر اسلام در جهان مسلمان شکل گرفت. با تمام قوت‌ها و ضعف‌های‌اش. اسلام همه‌ی این‌ها با هم است. هر کس بگوید اسلام یعنی خلافت عباسی به خطا رفته است. هر کس بگوید اسلام یعنی دولت صفوی یا دولت عثمانی باز هم خطا کرده است. اسلام مجموع تمامی این‌هاست. با تمام امکانات‌اش، با تمام فرصت‌ها و چالش‌های‌اش. پس کسی که می‌گوید با اسلام مشکل دارد، معنای حرف‌اش این است که یا با «تمام مسلمانان» مسأله دارد، یا مقصودش یک بخش مشخص از کسانی است که خود را مسلمان می‌دانند و در جهان مرتکب خشونت می‌شوند. اما مسأله فیلم‌ساز باز هم این مورد اخیر نیست. فیلم‌ساز می‌گوید با قرآن مشکل دارد ولی با مسلمانان مشکل ندارد؟ کدام مسلمان است که بگوید من مسلمان هستم ولی قرآن را دور می‌اندازم؟ کدام مسلمان عاقلی است که قرآن را از صحنه‌ی زندگی‌اش حذف کند؟ پس ستیز با قرآن هم می‌شود ستیز با مسلمانان. و بسیار فرق است بین ستیز با قرآن و فهمِ آن یا تفسیر آن، یا تأویل آن. در اولی دشمنی و خصومت نهفته است و لجاجت و بهانه‌گیری. اما در دومی حسن نیت هست و انصاف و خردوروزی و پای‌بندی به ارزش‌های انسانی و مدنی.

  1. ناشناس گفت:

    کاش به جای هیجانی شدن با احساساتت با خرد حقیقت را آرزو میکردی
    ***
    من هم عیناً همین توصیه را به شما می‌کنم! توصیه‌ی خیلی خوبی است.

  2. ماکوان گفت:

    بین اینکه القاعده این فیلم را بسازد با اینکه غربیها در فیلمهای مشابه بسازند فرقهای زیادیهست از جمله اینکه آنها ابزارهای تبلیغاتی فراون دارند،مظلوم نما و…هستند که همه اینها کفه ترازو را به نفع آنها سنگین می کند به عبارتی دیگر رقابت عادلانه نیست بلکه میان فرادستان و فرودستان است

  3. مهدی گفت:

    البته گمان می کنم آن سناریوی محتملی را که شما و آن دوست به القاعده پیشنهاد داده اید، هر روز و شب از صدا و سیمای ج.ا.ا. پخش می شود؛ اما ما عادت کرده ایم؛ ظاهراً غیر از ما شاید آن ها هم عادت کرده اند و می دانند که آن چه البته به جایی نرسد فریاد است.
    *****
    و الله ما پیشنهاد ندادیم! فرض کردیم که اگر چنین اتفاقی می‌افتاد، چه می‌شد. همین! و بله، تلویزیون وطنی صبح تا شب این کار را می‌کند و برای همه کارش خنده‌دار می‌نماید ولی همان‌ها را وقتی از تلویزیون‌های انگلیسی می‌بینم باور می‌کنیم. نکته کجاست؟

  4. احمد گفت:

    ممنون می‌شم اگه این مطلب رو بخونی داریوش عزیز:
    http://shirva.blogspot.com/2008/04/blog-post.html

  5. Mohsen گفت:

    Once we had a lecture about Terrorism in out class. We started discussing the meaning of the term “terrorism”; at the end we couldn’t find a certain definition about the term as even in the UN there is no a complete definition which everybody agree on it. The professor was saying that there are more than 200 definitions for the term “terrorism” but not a complete which all agree on. So! Let’s have look at it again, when we have a term which is empty (in its general form, because of the uncertainty around it) and there no definite meaning for it, there must be something to fill out this vacancy. The significance and job of media starts from this point. I mean, once you have a bigger speaker, you have more audiences and therefore you can demonstrate yourself the you like. Yes it is the deal. Here is what we have: 1-reducing the term into a certain meaning (Islam) as I want; 2- reducing Islam into just one reading of it as I choose (Wahabism and extremism) 3- Symbolizing this particular Islam with certain behavior (Islam as Arabic culture, in which even women cannot drive) 4- reducing it and symbolizing it to one person (Bin Ladin), and … Well I have gained what I want: showing that “If you want Islam you should choose its subsequences as well (Bin Ladenism, Extremism, injustice, violence and so on)”. How? It’s easy: I have the speaker!

  6. مصطفي گفت:

    من فیلم را دیدم… مثل یک آگاهی تبلیغاتی بود. ببنید این قرائت خشونت آمیز در دنیای اسلام وجود دارد. سخنرانان مسلمان فیلم کاملا مستند بودند. این را که نمی شود نفع کرد. اما آگاهی سازان فتنه آنچه از اسلام بازگو می کردند، وجه خشونت آمیز بودن اسلام است. ان چیزی که صهیونیست ها در مورد اسلام می گویند.

  7. به نام ایزد بخشنده و مهربان
    جواب سئوال های شما در این وب نوشت داده شده است . تنها بدانید که این مسلمانان عاقل که قرآن را از دست نخواهند داد ، هفتادوسه فرقه هستند که تماما یکدیگر را کافر می دانند و شما هم قرآن را نمی شناسید والا از آن هواداری نمی کردید .
    این از معجزات قرآن است که هوادارانش ان را نمی شناسند و مسلمانانش که بی نماز و بی ستون دین ساخته اند و غافلند که از ابلیس که معنایش می شود در لباس دیگری فرو رفته ! و کدام لباس ؟ همان لباسی که شما بر تن شیطان کرده اید تا خدا پرست نمودار شوید و زهی غفلت و نادانی .
    یآحق
    *******
    عجب اعتماد به نفسی شما دارید!

  8. Youness گفت:

    بنیادگرایی میوه‌ی مدرنیته است نه سنت(نقل به مزمون از سید حسین نصر).

  9. سهراب گفت:

    جناب! در دو پست خیلی دور و دراز نوشتی و تکرار کردی. لب مطلب را ناقد در بی بی سی گفته. الفاتحه!
    http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2008/04/080402_an-kn-fitna.shtml
    ****
    حضرت استاد!
    مطلب آقای ناقد روز ۲ فوریه منتشر شده است و مطلب من روز یکم فوریه. من باید علم غیب داشته باشم که بدانم مردم روز بعد چه چیزهایی می خواهند بنویسند!

  10. من هم این فیلم را دیدم.
    با نظرات شما موافقم. توی تاریخ و متون و هواداران هر قوم و دین و مسلکی که کنکاش کنی می توانی صدتا فیلم اینجوری در موردشان بسازی. این فیلم هم یک مجموعه تبلیغاتی با هدف کاملا سیاسی بود. یعنی از مجموعه ای که کنار هم نهاده بود نتیجه نمی گرفت، بلکه بر اساس نتیجه ای که می خواست بگیرد یک سری عناصری را گرد هم آورده بود.

  11. ALI گفت:

    I sew the film it shows the right concept from Islam by some of the Moslem so this is the real pictures of Islam that we made it why we didnot want to accept that this is our todays pictures from Islam ?

  12. Firouz گفت:

    Dost mohtaram salam.
    Be soale bande djvab nadadid va shayad nekhande bodid. Man in soal ra dobare matrah mikonam.
    Aya khode soma hamon arzeshi ke baraye yek mosalmane vaghei ghael mishavid baraye yek farde bi khoda ” ke be vedjode khoda motaghed nist ” ghaelid ya kheir.
    az djavabetan az ghabl tashakor mikonam.
    Firouz
    ****
    شعار من همیشه همان شعار ابوالحسن خرقانی بوده است که «هر آن کس که در این سرای در آید نان‌اش دهید و از ایمان‌اش مپرسید که هر که نزد خدای بوالحسن به جان ارزد البته نزد او به نان ارزد.» امیدوارم پاسخ‌تان را گرفته باشید.
    د. م.

|