۵

رسوایی امنیتی آمریکا و رسانه‌های شفاف

وزیر خارجه‌ی انگلیس، دیوید میلیبند اعتراف کرده است که هواپیماهای آمریکایی که حامل زندانیان سیاسی بوده‌اند و در زندان‌های مخفی امنیتی آمریکا در نقاط مختلف دنیا نگه‌داری می‌شده‌اند، در مسیرشان در خاک انگلیس هم توقف داشته‌اند. ماجرا صدای بسیاری از گروه‌های حقوق بشر را در آورده است و البته در صدر فهرست مسأله‌ی شکنجه است که مطرح است و نقض حقوق زندانیان.

قضیه خیلی ساده است: آمریکا یک ایدئولوژی مبارزه با رعب و وحشت دارد (بخوانید تروریسم) و برای تحقق اهداف این به اصطلاح مبارزه هیچ اصل اخلاقی مانع‌اش نیست. همان دولتی که در هر نقطه‌ای از جهان به هر بهانه‌ای مداخله می‌کند و مدعی است که هدف‌اش گسترش آزادی، دموکراسی و حقوق بشر است، ابتدایی‌ترین اصول همان ارزش‌ها را به سادگی زیر پا می‌گذارد.

بله حقوق بشر در بسیاری از نقاط دیگر جهان هم نقض می‌شود. اما وقتی این لغزش‌ها از سوی دولت‌هایی سر می‌زند که خود مدعی برقراری آزادی، حقوق بشر، امنیت و دموکراسی هستند، ماجرا تبدیل به کاریکاتوری مضحک می‌شود. کشوری که از همان ابتدا می‌گوید من این دموکراسی را نمی‌پذیرم (به درست یا غلط) تکلیف‌اش روشن است. اما تمام این لغزش‌های آمریکا را که کنار هم می‌گذاریم می‌بینیم این آمریکا، این دولت، هیچ صلاحیتی ندارد که بخواهد دموکراسی و آزادی و حقوق بشر را به جهان هدیه کند. این واعظان نامتعظ تنها حقوق بشر و دموکراسی را بدنام می‌کنند. در دفاع از ارزش‌ها کسی محترم‌تر است که خودش پای‌بندتر به آن ارزش‌ها باشد. نه آن اسلامیانی که بویی از اسلام نبرده‌اند و ابتدایی‌ترین اصول اخلاقی اسلام را پیوسته زیر پا می‌گذارند می‌توانند نماد و نماینده‌ی خوبی برای اسلام باشند و نه این آزادی‌مداران و دموکراسی‌خواهانی که خود پیوسته همان اصولی را زیر پا می‌گذارند که مدعی حفظ‌ِ‌ آن‌ها هستند.

خدا پدر رسانه‌های انگلیس را بیامرزد که با هیچ صاحب قدرتی شوخی ندارد!

  1. تلاشهای نافرجام برای مقابله با زمین خواری و احساس تجاوز به من

  2. مصطفی گفت:

    «بله حقوق بشر در بسیاری از نقاط دیگر جهان هم رخ می‌دهد.»
    منظورتان احنمالاً نقض حقوق بشر است، نه؟
    ***
    ممنون. اصلاح شد.

  3. وحید گفت:

    در مورد رسانه های انگلیس خیلی هم خوش بین نباش رفیق!
    ***
    ولی می‌شود مقایسه‌شان کرد با رسانه‌های بقیه‌ی جاها. نمی‌شود؟!

  4. وحید گفت:

    چرا نمی شود؟ تا دلمان بخواهد می توانیم مقایسه شان کنیم و محاسن رسانه های انگلیس را در مقایسه با رسانه های دیگر به تماشا بنشینیم. اما این باور که “رسانه های انگلیس با هیچ صاحب قدرتی شوخی ندارند” بیشتر به شوخی شبیه است.
    ***
    والله آن‌چه ما در این مملکت دیده‌ایم این است که هیچ مقام رسمی و حکومتی از هیچ چیزی در امان نیست. و از آن طرف هیچ کس هم نمی‌تواند یقه‌ی روزنامه‌نگاران را بگیرد. فکر می‌کنم برای مقایسه همین دو نکته کافی است. در قیاس با ایران برای انگلیس مطلق‌تر از این می‌شود قید آورد. کافی است مجموعه‌ی کارهای رسانه‌ای انگلیس را در نقد نخست‌وزیر،‌ پارلمان یا هر کس دیگری کنار هم بگذاریم تا تفاوت‌اش را ببینیم. وانگهی شوخی نداشتن معنی‌اش چی‌ست؟ همین است دیگر اخوی. که از ترس قدرت زبان رسانه لال نشود. و قدرت بداند که اگر زبان رسانه را ببرد، سخت عقاب می‌شود. پس اصلاً شوخی نیست. کجای‌اش شوخی است؟ شما چند مثال بزنید از این‌که خلاف این رخ می‌دهد؟ باز هم تکرار می‌کنم. ملاک مقایسه‌ی من ایران است و کشورهای جهان سوم.

  5. وحید لاهوتی گفت:

    داریوش جان اگر منظورت از مقایسه با رسانه های دیگر، فقط ایران و کشور های جهان سوم است که من هم با تو هم عقیده ام. اما از جمله ی منظور به آن شکل عام و کلی، نوعی نسبت دادنِ آزاداندیشی و آزادگی به رسانه های انگلیس برداشت می شود. (لا اقل من اینطور برداشت کردم) و البته به این معنا، کاملا با آن مخالفم. شک دارم که تو هم موافق باشی. رسانه های انگلیس هم مثل هر جای دیگری خطوط قرمزی دارند و اهدافی و پدر سوختگی هایی، و با ظرافت تمام افکار مخاطب را سمت و سو می دهند، منتها انقدر زرنگ هستند که بدانند چطور اینکار را بکنند. می دانی، مدتهاست نا امید شده ام از پیدا کردن رسانه ای صادق و آزاده. گاهی شک می کنم به اینکه اصلا صداقت با ذات رسانه سازگاری دارد؟
    ***
    احسنت. بدون شک. هر رسانه‌ای اهداف و اغراض خودش را دارد. اما قطعاً می‌پذیری که ماها که از کشورهایی استبدادزده و سرشار از تنگ‌نظری و سیاست‌بازی و پدرسوختگی‌های بسیار فجیع‌تر اهل قدرت می‌آییم وقتی این نمونه‌ها را می‌بینیم آه از نهادمان بر می‌خیزد که تف به این شانس! ما همین را هم نداریم! رسانه اهداف خودش را دارد. اما رسانه‌های ما کجا و رسانه‌ی این‌ها کجا. شاید اگر رسانه‌های ما این قدر دروغ‌پرداز و بی‌تقوا و پدرسوخته و در بند قدرت و سیاست نبودند، هیچ وقت دل‌مان از این‌ها خرسند نمی‌شد.

|