۳

«آيتِ عشق»

Print Friendly, PDF & Email
امروز هشتاد و دومين سالروز تولد سایه است. آسان نيست حرف زدن از شاعری که شايد مهم‌ترين روزهای زندگی‌ام را با او زيسته‌ام. گمان می‌کنم هر چه درباره‌ی سايه بنويسم، توضيح واضحات است. شعر سايه از همان نخستين روزهايی که شعر برای من معنا و مفهوم جدی پيدا کرد، در کنار شعر ديگران حضور پررنگی داشت. شعر سايه، پاسخ نیازهای درونی من بود و هست. آدم‌های مختلف، انتظارهای متفاوتی از شعر دارند. چه بسا عده‌ای نتوانند روشنايی و آرامشی که من از شعر سايه می‌گيرم، بگیرند. اما هر چه هست، سايه برای من، نمونه‌ی انسانی بوده است که عشق، درد، آدميت، خوبی و نيکويی را خوب می‌فهمد و خوب زيسته است. از بخت‌های بلندِ زندگی من بوده است که در این ده سال گذشته، با سايه همنشينی داشته‌ام و از او بسیار آموخته‌ام – و تا زنده‌ام منت‌پذير و شکرگزار اين بخت‌ام. هر جا که در نکته‌ای برای فهم شعری فرومانده‌ام، سايه هميشه ياریگر گشودن گره‌های زیادی بوده است. کم نبوده است که هنگام دلتنگی يا سرگشتگی هم به سراغ او رفته‌ام که با او دردِ دل کنم. آرزو می‌کنم عمرش درازتر باشد و تن‌اش سالم و سايه‌اش بر سر همه‌ی ما باقی باشد. فکر می‌کنم آن‌قدر يا از سايه شعر در این وبلاگ آورده‌ام يا از او خاطره و حکايتی نقل کرده‌ام که نيازی نباشد بيشتر چیزی بنویسم. بعضی سخنان هم لازم نیست حتماً‌ آشکارا گفته شود. شايد اين بیت خود سايه، آيينه‌ای باشد از آن‌چه بر او رفته است و آن‌چه که اکنون هست:
بنشين در غزل سايه که چون آيتِ عشق
از سرِ صدق بخوانند به هر انجمنت

سايه - کلن - نوامبر ۲۰۰۹

سايه - لندن - دسامبر ۲۰۰۹

سايه - لندن - دسامبر ۲۰۰۹

  1. حورا says:

    خوشبخال بخت شما كه همنشيني چون سايه داريد.اي كاش بخت با من هم ياربود وهمنشيني چون سايه مي داشتم.سايه شان شاعري ماست.

  2. احسان says:

    ارغوان!
    اين چه رازي است كه هر بار بهار
    با عزاي دل ما ميآيد؟

  3. ط. says:

    سایۀ سایه بر گلستان شعر فارسی مستدام باد.

|