۲

ما کِهتران!

جدم شيخ الاسلام خواجه بوسعدِ شيخ گفت که شيخ ما قدس الله روحه العزيز در آخر عهد، مدت يک سال هر روز مجلس گفتی در ميان مجلس بگفتی که ای مسلمانان قحط خدای می‌آيد، و در آخر مجلس – که مجلس وداع می‌گفت و بعد از آن نيز مجلس نگفت – روی به جمع کرد و گفت: «اگر شما را فردا سئوال کنند که شما کی‌ايد؟ چه خواهيد گفت شما؟» گفتند: «تا شيخ چه فرمايد؟» شيخ گفت: «مگوييد ما مؤمنانيم مگوييد ما صوفيانيم مگويید ما مسلمانانيم که هر چه گوييد حجّتِ آن از شما بخواهند و شما عاجز شويد. گوييد ما کهترانيم. مهترانِ ما در پيش‌اند ما را به نزديک مهترانِ ما بريد که جواب کهتر بر مهتر بود. جهد کنيد تا مهترانِ خود را دريابيد که اگر شما به شما بازمانيد ای بسا فضايح و قبايح که از شما آشکارا شود.»

– اسرار التوحيد، جلد اول، فصل اول از باب سيم؛ صص ۳۳۷-۳۳۸.

  1. yeki says:

    حکايت انسانی فرومايه که بايد از ديگرانی مايه بگذارد تا خود را معرفی کند. آيا در قاموس چنين انسانی انتخاب آزاد و پذيرفتن مسًوليت کردار خويش معنايی خواهد داشت؟
    ********
    من متوجه منظور حضرت‌عالی نشدم. گويا شما هم متوجه منظور نويسنده نشديد! نگاهی به متن بکنيد. تاريخ‌اش را هم ببينيد! «فرومايه»؟! عجبا!

|