در این ماههای اخیر، عجایبی از آدمیان ایرانی فارسیزبان داخل و خارج کشور دیدهام که گاهی اوقات به چشم و گوش خودم شک میکنم. پیشتر از دانشوری نوشته بودم که نعل بالنعل روایتهای تبلیغاتی ایران اینترنشنال را برایام تکرار میکرد در بحبوحهی تجاوز آمریکا و اسراییل به ایران (و تصور میکرد که عدد ۴۰ هزار کشته درست است و رضا پهلوی هم بسیار محبوب است). شبیه او هم آدمهایی هستند که گویی صدا و سیمای جمهوری اسلامی (سعید جلیلی و پیمان جبلی) هستند و امروز چنان از «قائد شهید» دم میزنند که انگار آنکه ۳۷ سال زمامداری کرده و ما را به اینجا رسانیده، خودش هرگز کارهای نبوده است و همهی مصایبی که بر سر ایران باریده، حاصل توطئه و بدخواهی دشمنان داخلی و خارجی بوده است.
کشفِ تازه
اما چند روزی است کشف تازهای کردهام. عدهای هستند که البته هم سایهام را با تیر میزنند و هم اول و آخر کلامشان خطاب به من دشنام است و ناسزا – به ویژه دشنام جنسی خطاب به زنان خانوادهام. چیز تازهای در اینها کشف کردهام و آن این است که اینها هرگز نه میدانند و نه علاقه دارند بدانند من چه فکر میکنم و در موردی خاص چه موضعی دارم. یکی برایشان قصهای ساخته است با مؤلفههای راست و دروغ (اکثر اجزای قصه هم یا خیالی است یا دروغ و محصول تفسیرهای گزاف و خارقالعاده). آنها با همان قصه خوشاند. گفت: «هر که پنداشتی از خویش به جای تو نشاند». دو نمونهی مشخص تازه برای من اینهاست که مینویسم.
در یادداشتی به انگلیسی به کارنامهی زمامداری آقای خامنهای پرداخته بودم. کوشش کرده بودم انصاف به خرج بدهم و عیب و هنرش را با هم بگویم. مقاله نه ستایش و تملق اوست و به عرش بردن او، و نه تحقیر و طعن و لعن او. کارنامهی ۳۷ سالهی او را به ویژه با مصداق عریان محمود احمدینژاد نشان داده بودم، که خامنهای همهی حیثیت و آبروی سیاسی خودش را خرج کسی کرد که بیشترین صدمهها را نه تنها به ایران بلکه به خود خامنهای زد.
یادداشت دیگر من در نقد مجازات اعدام و مخالفت با آن بود. دلایل را هم روشن نوشته بودم که چرا با مجازات اعدام مخالفم. در توییتر هم آورده بودم که: «مسئلهی ما با اعدام این نیست که قانونی است یا قانونی نیست؛ اعدام انسانی نیست. قانون اعدام بد است هم برای جمهوری اسلامی هم برای آمریکا و هم برای هر جای دیگری در عالم. ما با اعدام مخالف نیستیم چون جمهوری اسلامی آن را اجرا میکند. با اعدام به دست هر کسی در قرن بیست و یکم مخالفیم» و به دنبالش توضیح داده بودم که: «جمهوری اسلامی ۴۷ سال است اعدام میکند. دیروز شروع نشده است. سراغ ریشهی مشکل بروید. پیراهن عثمان نسازید. روضه نخوانید. با این سوگواری به پا کردن سر قانون کج و ناصواب – و تبدیل آن به محو اصل مدعا یا اتهام – کل قضیه را لوث نکنید.»
دو یادداشت، دو خیال
از این دو یادداشت به نظرتان چه کسانی چه استفادهای کردند؟ از اولی عدهای استنباطشان این بود که من سنگ خامنهای را به سینه زدهام، در حالی که یادداشت نقد منسجم، حسابشده و دقیقی بود و تنها چیزی که نداشت ناسزا و دشنام بود. از سوی دیگر بعضی هم پیدا شدند که گفتند من درایت و دوراندیشی و تدبیر «قائد شهید» را از سر بغض نادیده گرفتهام! هر دو مشغول خیالات خودشان بودند. هر دو در ذهنشان صبح تا شب طناب دار مجازی یا واقعی مرا میبافند.
یادداشت دوم ولی حیرتآور بود. بهرغم تصریح چندینبارهی من، عدهای پای مطلبی که من در نقد اعدام و مخالفت با مجازات اعدام نوشتهام، میگویند: «یعنی میگویی جمهوری اسلامی کار درستی کرده که اعدام کرده؟» مشکل کجاست؟ اشکال کجاست که وقتی میگویی «با اعدام مخالفم» طرف میگوید: «چرا اعدام را محکوم نکردی؟» یا وقتی زمامداری خامنهای را «نقد» میکنی، اسمات را میگذارد «طرفدار رژیم»؟ بعید میدانم در فهم زبان فارسی یا انگلیسی باشد. مشکل اینها این است که تو یا باید در موافقت یا مخالفت با هر چیزی مو به مو شبیه ما عمل کنی، یا تو را لجنمال میکنیم به هر شکلی که بتوانیم.
کار اینها به نظرم از آرزوی شفا و سلامتی هم گذشته است. آدم خودش را باید از مجاورت اینها دور نگه دارد. فرمود:
پیش چشمت داشتی شیشهی کبود
زان سبب عالم کبودت مینمود.
وصفشان در قرآن چنین آمده است:
لَهُمْ قُلُوبٌ لَّا یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لَّا یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَّا یَسْمَعُونَ بِهَا
نوشتههای مرتبط:
- تفاوت تجاوز و دفاع کیوان حسینی (نقل از حساب اکس نگارنده) مخالفت با جنگ،...
- ما دیگر آن آدمهای سابق نیستیم محمدرضا نیکفر پایان یک درگیری به قول ترامپ «دوازده روزه»....
- برای خواننده باغ الفبا؛ شهرام شبپره پیام ویدیویی کوتاه شهرام شبپره، با فاصلهی بسیار یکی از...
- مواضع رضا پهلوی فاجعهبار و خودشکن بود ۲۹ خرداد ۱۴۰۴ سرویس سیاسی انصاف نیوز: داریوش محمدپور، پژوهشگر...
- رضا پهلوی و استمرار نگاه ارسطویی شب شنبه، درست بعد از اینکه از روی صحنهی بیبیسی...