مهدی پرپنچی در نقدی که بر «فیلترهای غرب» مینویسد گویا میخواهد چهرهی «حقیقی» ایران را نشانمان بدهد؛ اما خود، پردهای ستبرتر و تیرهتر بر همان آینه میکشد. سخن او با ادعایی مهیب آغاز میشود: دهها هزار کشته در دو روز. دعویای که نه محل انکار است و نه موضوع تطهیر؛ رژیمی که از دههی شصت تا امروز خون بر خاک ایران ریخته، بینیاز از هر مبالغهای در آمار جنایت عظیم است. اما پرپنچی خشم به ظاهر اخلاقمدار را به جای دقت و سنجش مینشاند. طلبِ هر شاهدی را «کاهلی» و پرسش از هر سندی را «همدستی» میخواند. چنین است که شالودهی حقیقت را نه بر شواهد، که بر هیجان بنا میکند؛ و این همان آفتیست که جنایتکاران جمهوری اسلامی عمری صرف آن کردهاند: کمرنگ کردن مرز میان واقعیت و توهم
.ده «فیلتر»ی که میشمارد، نه ابزار تحلیل که دام سخناند؛ دامهایی که هر برداشتی را جز برداشت خودش نفی میکنند. او از مطلقگرایی ایدئولوژیک رژیم مینالد، اما خود به مطلقگرایی دیگری پناه میبرد؛ جهانی دوپاره که یا تجلی «مقاومت ناب» است یا اسیر «عادیسازی».
این چنین شیری خدا هم نافرید!
اما پرپنچی آرزویش حقیقتی بیرنگ و بیپیچیدگی است؛ حقیقتی که در پی کشف و نزدیکتر شدن به آن نیست، بلکه از پیش ساخته است.
در «فیلتر انگیزه» دنیای پژوهش و رسانهی غرب را یکسره دروغپرداز میبیند؛ گویی همهی ساختارها جز با تطهیر رژیم پاداش نمیدهند (اینجا به روشنی سرخوردگی نگاه بخشی از اپوزیسیون را به غربِ سابقا کعبهی آمال افشا میکند).. این سخن، نادیدهگرفتن دستگاه عظیمیست که در واشنگتن و اورشلیم و لندن، پاداشِ «سختگیری» و «پرداختهای پشت پرده» را میدهد؛ همانها که از هر ابر تیرهای در افق ایران طرحی برای دشمنکیشی و تقابل میسازند. پرپنچی تنها آن محوری را میبیند که خود در آن قهرمان است: «افشاگرِ تنها». اما این قهرمانی نیز بخشی از سازوکار قدرت است.
در «میراث نهادی» و «دسترسی»، دچار افراط دیگری میشود. او به درستی میگوید که انتخابات و نهادهای جمهوری اسلامی سرابی بیش نیستند؛ اما این داوری را چنان مضیق و انحصارگرایانه میکند که حتی تفاوتهای واقعی و زیستهی مردم ایران در دورههای مختلف را نیز «نمایش» مینامد. او نمیبیند یا نمیخواهد ببیند که برای ایرانیان، تفاوت میان مرگ و زندگی، گاه در حد عوضشدن یک وزیر یا فرمانده پاسدار است. نادیدهگرفتن این تفاوتها پاککردن رد پای همان مردمیست که هر روز برای یک نفس «هوای آزادتر» میجنگند؛ دنیای آرمانی او دنیایی است که در آن همهچیز ناگهان خیر مطلق شود یا دستکم جمهوری اسلامی که نماد شر محض و مطلق است یکشبه از میان برداشته شود.
بیش از همه اما، لغزش او در «تئوری توطئه» رخ مینماید. درست است که رژیم هر اعتراض و فریادی را به «دخالت خارجی» حواله میدهد؛ اما پرپنچی نیز هر کنشگری را که چون او انحصارطلب و مطلقگرا نباشد، «عادیساز» یا «فریبخورده» میخواند. در نگاه او، ایرانیانِ اصلاحجو، فعالان مدنی، کنشگران میانهرو—همگی مهرههاییاند بیاراده. این حذف عامدانهی عاملیت مردم، همان خطاییست که سایه دربارهاش میگفت:
راه میجستید و در خود گم شدید
مردمید اما چه نامردم شدید
در پایانِ سخن، او از «هذیانشناسی» غرب میگوید، اما آنچه میخواند، آینهی هذیان خود اوست. سخنش در دایرهای بسته از داوریهای اپوزیسیون تبعیدی میچرخد؛ داوریهایی که مصیبت و رنج ایرانیان را ابزار و مایهی سوگواریهای نمایشی میکنند و این نمایش تنزهطلبانه را جایگزین سنجش و تحقیق. او دیگران را متهم به دیدن ایران در آینهی اضطرابهایشان میکند، حال آنکه روایت او از ایران نیز یکسره گرفتار جزماندیشی ایدئولوژیک است.
.مخالفت با خودکامگی و ستم جمهوری اسلامی شرط ابتدایی اخلاق است— ولی هیچ کس مخیر به انتخاب فقط یک نوع مبارزه نیست. میشود همزمان به جمهوری اسلامی و آمریکا و اسراییل و هر کس دیگری نقد کرد. این نقدها مانعه الجمع نیستند. دیدهاید کسی وقت غذا خوردن از نفس کشیدن باز بماند؟
نقدِ سالم و منسجم، دو تیغه دارد: هم دروغهای حکومت را افشا میکند، هم وسوسهی سادهسازیهای قدرتجویان را.
پرپنچی ما را میان دو بیراهه مینشاند: سادگیِ «عادیسازان» یا خشونتِ مطلقخواهان. این دوگانههای باطل فقط راه ما را در نزدیکتر شدن به حقیقت دورتر میکند:
مرغ بر بالا پران و سایهاش
میدود بر خاک پران مرغوش
ابلهی صیاد آن سایه شود
میدود چندان که بیمایه شود
ره نبرده هیچ در مقصود خویش
رنج ضایع، سعی باطل، پای ریش!
نوشتههای مرتبط:
- تفاوت تجاوز و دفاع کیوان حسینی (نقل از حساب اکس نگارنده) مخالفت با جنگ،...
- ما دیگر آن آدمهای سابق نیستیم محمدرضا نیکفر پایان یک درگیری به قول ترامپ «دوازده روزه»....
- برای خواننده باغ الفبا؛ شهرام شبپره پیام ویدیویی کوتاه شهرام شبپره، با فاصلهی بسیار یکی از...
- مواضع رضا پهلوی فاجعهبار و خودشکن بود ۲۹ خرداد ۱۴۰۴ سرویس سیاسی انصاف نیوز: داریوش محمدپور، پژوهشگر...
- رضا پهلوی و استمرار نگاه ارسطویی شب شنبه، درست بعد از اینکه از روی صحنهی بیبیسی...