در میان توفان و غلیان هیجان و عاطفه، محکم به دست گرفتن زمام زبان و کلام، کار سادهای نیست. به تلخی دندان به جگر میفشارم که وارد بازی انگ زدن، تهمت و افترا، پروندهسازی و دشنامگویی متقابل نشوم. حریف ما هر چقدر هم که درشت بگوید، خویشتنداری اصل و قاعده است. از خویشتنداری بیشتر زیان نمیکنیم؛ ولی از شتابزده و نسنجیده سخن گفتن و آسان متهم کردن این و آن، زیان خواهیم دید.
به صرف ظن و گمان به هیچ کس – حتی کسی که آشکارا در صف مقابل شما ایستاده – نسبتهای درشتناک و شنیع ندهید. ما چارهای نداریم جز تحمل یکدیگر و همزیستی. این انتخاب و اختیار نیست؛ امری است ناگزیر. دیگری، حذفشدنی نیست. تصور دنیایی یکدست و یکشکل تصوری است توهمآلود و مهلک. بسیار آدمیان در تاریخ کوشش کردهاند به جهانی یکدست برسند و هر بار نتیجهی این یکدستسازی سیل بنیانکنی از سرخوردگی، نومیدی، قربانیان بیشمار و بر باد رفتن چندین هزار امید بنیآدم بوده است. مثالهای تاریخیاش در روزگار معاصر – از همین آغاز قرن بیستم به این سو – از شماره خارجاند.
چیزی که به شدت بدان نیازمندیم، روحیهای کثرتگراست که تفاوتهای همهی انسانها را به رسمیت بشناسد و سودای محال یکسانسازی و یکدست کردن جامعهی انسانی را از سر بیرون کند. کلیدیترین فضیلت کثرتگرایی و گشودگی به روی تفاوت در این است که دقیقاً به سخن و خواست کسانی گوش بدهیم که مثل ما فکر نمیکنند؛ و بیشتر به سخن کسانی گوش کنیم که چندان دل خوشی از آنها نداریم.
تسلیم شرارهی باطل نشویم. در عالم حقی هست و باطلی. اما فروتنی معرفتی یعنی اینکه بدانیم هیچ یک از ما – بی استثنا و در هیچ طیف و طایفهای – تمام حق و حق مطلق را نمیتوانیم در مشت داشته باشیم. این وسوسه را باید مهار کرد. عنان این شتابزدگی و سودای الوهیت را باید محکم گرفت. به تعبیر مولوی:
چونک سرکه سرکگی افزون کند
پس شکر را واجب افزونی بود
قهر سرکه لطف همچون انگبین
کین دو باشد رکن هر اسکنجبین
انگبین گر پای کم آرد ز خل
آید آن اسکنجبین اندر خلل
قوم بر وی سرکهها میریختند
نوح را دریا فزون میریخت قند
نباید ترسید از اینکه خویشتنداری شما را برچسب مزدوری بزنند؛ این صبر کیمیاست. صبر باید کرد. در برابر این سرکهریزی صبوری باید ورزید. فراموش نکنیم: دیگری را نمیتوان حذف کرد؛ حتی آن دیگری که دوستاش نداریم. از منظر اخلاقی این تعبیر قرآنی راهنمای من است: وَلَا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ. به این خاطر است که به گمان من هر چه این روزها از هر اردوی سیاسی ( به طور عام، بی هیچ تبعیض و تفاوتی) درشتی و تلخی بشنویم، نباید خود را موجه بدانیم در رها کردن تیرهای زهرآگین ناسزا و دشنام و برچسب زدن. درنگ کنیم. صبوری کنیم. در این کوره گداختن، زر را آشکار میکند.
نوشتههای مرتبط:
- تفاوت تجاوز و دفاع کیوان حسینی (نقل از حساب اکس نگارنده) مخالفت با جنگ،...
- ما دیگر آن آدمهای سابق نیستیم محمدرضا نیکفر پایان یک درگیری به قول ترامپ «دوازده روزه»....
- برای خواننده باغ الفبا؛ شهرام شبپره پیام ویدیویی کوتاه شهرام شبپره، با فاصلهی بسیار یکی از...
- مواضع رضا پهلوی فاجعهبار و خودشکن بود ۲۹ خرداد ۱۴۰۴ سرویس سیاسی انصاف نیوز: داریوش محمدپور، پژوهشگر...
- رضا پهلوی و استمرار نگاه ارسطویی شب شنبه، درست بعد از اینکه از روی صحنهی بیبیسی...