جاوید شاه، اما نه ماهی ۲۰ دلار

تلویزیون منوتو برای سومین بار – شاید برای آخرین بار – اعلام کرده است که فعالیت‌اش را متوقف می‌کند. منوتو مهم‌ترین رسانه‌ی صنعت سرگرمی بود که با مهر و نشان پادشاهی‌خواهی سهم عظیمی در دامن زدن به نوستالژی گذشته‌ی شاد و درخشان پیش از انقلاب ایفا کرد.

سرگرمی روی صحنه، سیاست پشت پرده

حالا این تلویزیون به محاق می‌رود. کارکرد این تلویزیون بیشتر سرگرمی بود یا سیاست؟ به گمانم سیاست پشت پرده‌ی سرگرمی بود. بر خلاف ایران اینترنشنال که به ویژه پس از اولین همسویی عریان با جریان مجاهدین خلق مدال رسانه‌ی تبلیغاتی اپوزیسیون را گرفت، منوتو خط و ربطش پشت برنامه‌‌های موسیقی و چیزهایی مثل «بفرمایید شام» تعیین می‌شد.

پرسش ۲۰ دلاری

ولی چرا؟ چرا به پایان رسید؟ مگر ادعای جریان پادشاهی‌خواه این نیست که «رضاه شاه روحت شاد» و «جاوید شاه» و آرزوی بازگشت ساواک محبوب‌ترین خواسته‌ی مردمی ایرانیان داخل و خارج از کشور است؟ پس چرا از ادای سهم برای استمرار تلویزیونی که بلندتر از همه صدای آن‌ها را می‌رساند تن می‌زنند؟ نمی‌توانند حق اشتراک پرداخت کنند؟ داخل ایران را کنار بگذاریم. آن‌ها که خارج‌اند – همان‌ها که هر هفته در لندن و واشنگتن و پاریس و ونکوور و جاهای دیگر با صفوف به هم‌پیوسته سعی می‌کنند صدای مردم ایران باشند، چقدر حاضرند هزینه بدهند؟ حاضرند ماهی ۲۰ دلار هزینه بدهند برای سر پا نگه داشتن رسانه‌ی خودشان؟ حاضرند برای تأمین امنیت رضا پهلوی پس از فاجعه‌ی سس در آلمان، آستین همت بالا بزنند تا «شاه» در وضعیت دریوزگی باقی نماند؟

چه کسی پول می‌داد؟ نکته این نیست!

دقت کنید به استعاره‌ی مرگ تلویزیون پادشاهی‌خواهی. مهم نیست که تا این‌جا چه کسی و چطور این رسانه را تأمین مالی می‌کرده است. حدس غالب البته همان است که به ذهن هر کسی می‌رسد: دولت‌های خارجی و به طور خاص آمریکا و اسراییل در سر پا نگه داشتن‌اش سهم داشته‌اند. ولی نکته‌ی اصلی این است: پادشاهی‌خواهی از روی آنتن دارد پایین می‌آید! سنگر آخر گویا ایران اینترنشنال است که با گزارش‌های نمایش‌گونه‌ای از سنخ بیست و سی جمهوری اسلامی، مضحکه‌ی سیاسی سلطنت را بیشتر رسوا می‌کند.

کیوآر کد، گارد جاویدان، و باقی شعارها

آن همه غوغای کیوآر کد، آن‌ همه خروش و تبلیغ نیروهای ریزشی، آن‌ همه قصه‌ی گارد جاویدان، فقط در حد شعار بود؟ به اندازه‌ی تلویزیون مجاهدین خلق هم نمی‌توانستند کمک مالی بکنند به رسانه‌شان؟ یا به شاهی که حاضرند رگ گردن‌شان را برای‌اش بدهند؟ پیداست این همه جان‌فشانی واقعاً در حد گفتار و بیان است. وقتی پای هزینه دادن واقعی در میان باشد، هزینه را باید دیگران بدهند. و این دیگران، مخالفان هم نیستند؛ همان هم‌جریان‌های خودشان‌اند! خسارت از این عظیم‌تر؟ که آبروی دنیا و آخرتت را گره بزنی به دریوزگی از حکومت‌های رسوا و التماس در برابر ارتش‌های خارجی ولی این «تلفات ناگزیر‌» که باید منت‌پذیر رایزنی‌های بی‌وقفه‌ات برای رهایی‌شان از زندگی در سایه‌ی جمهوری اسلامی باشند، سر سوزنی هم حتی برای تأمین چهار تا محافظ برای‌ات اقدام نمی‌کنند؟ کجای کار می‌لنگد که خود صاحب عله متوجه‌اش نیست؟

هزینه را همیشه دیگران می‌دهند.

بایگانی