سعید برزینطی یکسال گذشته مطالبی درباره موقعیت جریان سلطنتطلبی نوشتم و و بارها گفتم که رضا پهلوی این امکان را دارد که بخشی، فقط «بخشی»، از جامعه ایران را وکالت و نمایندگی کند. ولی قادر نیست انحصار فرماندهی حوزه سیاست را بدست گیرد.
حتی پیشنهاد برخی از سلطنتطلبان برای به رسمیت شناختن و اتحاد با جمهوریخواهان برای فروریختن نظام کافی نیست.
آقای پهلوی باید تمام نیروهای سیاسی، از جمله نیروهای داخل حکومت، را به رسمیت بشناسد و بتواند با آنها وارد گفتگو شود. نیروهای سیاسی ایران امکان حذف یکدیگر از صحنه سیاسی را ندارند و باید یکدیگر را به رسمیت بشناسند.
نیز گفتم که برای اینکه بتوانیم موضع صحیحی در قبال سلطنتطلبان بگیریم باید، از جمله، گفتمان آنها را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم. از جمله مشخص کنیم عناصر اصلی گفتمان آنها کدام است و قدرت تاثیر گذاری هر یک از این عناصر چیست. عناصری که میتوانند نقش مثبت یا منفی در صحنه سیاسی داشته باشند.
امروزه جذبه سلطنتطبان چند جنبه دارد:
یک – ارائه یک الترناتیو در برابر جمهوری اسلامی،
دو – تاکید بر هویت ملی ایرانی،
سه – روایت رمانتیک از دوران پهلوی،
چهار – تاکید بر تجددطلبی و مدرنیسم،
پنج – تبلیغ آرمانهای دمکراتیک.
.
.
ضعف سلطنتطلبان را هم میتوان در چند زمینه دید:
یک – عدم نقد استبداد دوران پهلوی،
دو – توهم در مورد توان پایگاه اجتماعی خودشان،
سه – الگوبرداری از انقلاب ۵۷ و اندیشه ۵۷ی،
چهار – امید به قدرتهای خارجی،
پنج – ناتوانی در اندیشه و رفتار دمکراتیک.
اینجا برخی از این عناصر را مورد توجه قرار میدهیم.
.
.
«نقاط قوت سلطنتطلبان»
یک – ارائه یک الترناتیو در برابر جمهوری اسلامی،
از نقاط قوت این جریان است. آنها با اشاره به ضعف، فساد و بیعدالتیهای حکومت، خود را به عنوان یک نیروی جایگزین معرفی میکنند. آنها بر ضرورت مبارزه بیامان با حکومت پافشاری میکنند، و این پافشاری، فارغ از اینکه صحیح باشد یا خیر، به آنها و مخاطبانشان امید میدهد و آنها را در صحنه نگه میدارد. این در شرایطی است که جمهوری اسلامی اجاره نمیدهد یک اپوزیسیون فعال و زنده در داخل کشور شکل بگیرد و فضای سیاسی را سالم کند. این شرایط بخصوص در چند سال اخیر پررنگتر شده. مشخصا از سال ۹۶، که هسته سخت قدرت اقدام به “خالص سازی” کرد و در جهت منزوی کردن جناح میانهرو فعال شد.
دو – تاکید بر هویت ملی ایرانی،
یکی دیگر از نقاط قوت این جریان سیاسی است. درحالی که حکومت بر هویت مذهبی تاکید فوقالعاده دارد و از پذیرفتن هویت ملی و تاریخی ایرانی اکراه میکند، نیروهای سلطنتطلب بر این عنصر تاکید دارند. آنها با برجسته کردن هویت ملی و تاریخی ایرانی زمینه برقراری ارتباط با توده مردم را فراهم میآورند و، به اضافه، این آرایش را در برابر خطر قومگرایی افراطی و گرایش تجزیهطلبان فعال میکنند. تاکید سلطنت طلبان بر هویت ملی ایرانی و سمبلهای آن (از سعدی و حافظ و فردوسی گرفته تا تخت جمشید و پاسارگاد) حکایت از موفقیت این اندیشه در برابر هویت افراطی مذهبی و هویت افراطی قومی دارد.
سه – روایت رمانتیک از دوران پهلوی،
عنصر دیگری است که برای بخشی از جامعه ایران جذاب است. در چند دهه اخیر روایتی جدید و رمانتیک، از دوران پهلوی ساخته و پرداخته شده که مورد توجه بخشی از مردم قرار گرفته. این روایت عمدتا ساخته و پرداخته رسانههای خارج کشور (بخصوص تلویزیون “منوتو” بود که توسط وزارت دفاع آمریکا تامین مالی میشد). این روایت رمانتیک بر جنبههای مثبت دوران پهلوی تمرکز دارد و آن را دروازه “تمدن بزرگ ” آریامهر معرفی میکند و از آزادی و پیشرفت اجتماعی سخن میگوید. این تصویر را ترسیم میکند که در دوران پهلوی همه چیز مثبت بود و عقب ماندگی و اشتباهات سیاسی وجود چندانی نداشت.
چهار – تاکید بر تجددطلبی و مدرنیسم
از عناصر جذاب گفتمان سلطنت برای بخشی از مردم است. این تاکید بر تجدد در برابر فرهنگ ضد مدرن خرده بورژوازی سنتی است که توسط طبقه دولتی جمهوری اسلامی تبلیغ میشود. مخالفت حکومت اسلامی با تجدد ابعاد گوناگون و گستردهای دارد، و بخصوص در حوزه فرهنگی و از جمله در مقابله با موسیقی و موقعیت زنان دیده میشود. تفکر سنتی حکومت در ابعاد دیگر و از جمله در هنر، معماری شهری، لباس، و آداب اجتماعی نیز مشهود است. به همین خاطر، هویت مدرنیستی سلطنتطلبان با اقبال بخشی از جامعه مواجه است.
پنج – تبلیغ آرمانهای دمکراتیک
عنصر دیگری در پیشبرد موقعیت سلطنتطلبان است. از جمله اینکه در گفتمان خود به کرات درباره مقولات حقوق شهروندی، تفکیک قوای حکومتی و نقش غیر-سیاسی پادشاه صحبت میکنند. این مسائل به کرات در تبلیغات سلطنتطلبان دیده میشود و اهرمی در برخورد با نیروهای رقیب و بخصوص جمهوریخواهان به حساب میآید.
.
.
«ضعف مواضع سلطنتطلبان»
درحالیکه باید جذبه سلطنتطلبان را برای بخشی از جامعه ایران مورد نظر قرار داد باید در همان حال ضعف و ناتوانی آنها را جدی گرفت. باید هر دو طرف قضیه را شناخت تا بتوان تصویری واقعی از آنها ترسیم کرد.
یک – عدم نقد استبداد دوران پهلوی،
شاید یکی از بزرگترین عقبماندگیهای گفتمان سلطنتطلبان باشد. آنها صرفا به ندرت و به صورت پراکنده کارنامه استبداد خودکامه دوران پهلوی را نقد کردهاند. استبدادی که نهایتا موجب انقلاب ۵۷ شد و حکومت را بدست ایتالله خمینی سپرد. آقای رضا پهلوی فقط در چند مورد خاص از آن گذشته و به شکل محدودی انتقاد کرده است. از جمله در چند مصاحبه وجود حکومت “غیر دمکراتیک، سانسور و شکنجه” در نظام پهلوی را پذیرفته. (منجمله در کتاب ”زمان انتخاب”). اما این انتقادها بیشتر جنبه نمایشی دارد و به اندازه کافی جدی نیست. جدی نیست نه به این خاطر که باید آن دوره را ویران و سیاه نمایی کرد. جدی نیست برای اینکه اشتباه استبداد خودکامه دوران پهلوی را به دقت بررسی نمیکند، از آن پند نمیگیرد و دقت ندارد که از تکرار آن جلوگیری کند تا بار دیگر به نتیجهای مانند انقلاب ۵۷ نرسد.
دو – توهم در مورد توان و استعداد نیروهای سلطنتطلب،
بشکل جدی میان آنها دیده میشود. آنها در ۴۵ سال گذشته قدرت بسیج محدودی داشته و هرگز نتوانستهاند در صحنه سیاسی حرکت موثری را رهبری کنند. این تاثیر گذاری فقط در سال جاری (و بدنبال حملات و پشتیبانی اسرائیل) تغییر کرد. واقعیت صحنه این چنین است. این نظریه که رضا پهلوی میتواند رژیم را به یکباره سرنگون کند و سپس مدیریت دوران گذار را بدست گیرد و سپس یک حکومت دمکراتیک و توسعه گرا برپا کند بیش از هر چیز یک رویا است. این تفکر بر اساس یک اشتباه محاسباتی بنا شده که دیگران را در فضای سیاسی ایران نادیده میگیرد و یا میخواهد آنها را حذف کند. چنین روش حذفی میتواند پیامدهای خطرناک، از جمله خشونت سیاسی، برای کشور داشته باشد.
سه – الگوبرداری از انقلاب ۵۷،
یک اشتباه محاسباتی بزرگی است که سلطنتطلبان گرفتار آن هستند. فکر میکنند که انقلابی مشابه آنچه در سال ۵۷ رخ داد بار دیگر تکرار خواهد شد. یعنی یک جنبش موثر در بخش بزرگی از جامعه شهری رخ خواهد داد. یعنی یک رهبری سیاسی نیرومند و بدون رقیب در صحنه حاکم خواهد شد. یعنی دستگاه سیاسی در برابر تحولات ناتوان و سپس فلج میشود. یعنی نیروهای نظامی تغییر موضع خواهند داد و وفاداری خود را معامله خواهند کرد. یعنی سرانجام آقای پهلوی اوضاع را بدست خواهد گرفت. سلطنتطلبان همچنین شرایط موجود ایران را، به اشتباه، با تحولات دوران اتحاد شوروی مقایسه کرده و از آنجا الگو برداری میکنند. به احتمال زیاد اگر فروپاشی جمهوری اسلامی رخ بدهد بیشتر شبیه وقایع جاری خاورمیانه خواهد بود. مثل سوریه که انقلاب آن ۱۴ سال بدرازا کشید و سرانجام به تجزیه عملی کشور انجامید.
چهار – امید به قدرتهای خارجی،
یکی دیگر از ضعفهای سلطنتطلبان است. شاهزاده مکرر تاکید کرده که قدرتهای خارجی باید فشار اقتصادی و نظامی را افزایش دهند تا رژیم سرنگون شود و اپوزیسیون به قدرت برسد. چنین انتظاری میتواند برای کشور یک قمار خطرناک با پیامدهای سخت باشد. همانگونه که دخالت خارجی در افغانستان، عراق و لیبی پیامدهای سهمگین داشت. درخواست برای دخالت خارجی الگوی کودتای ۲۸ مرداد را مد نظر دارد. این خواسته بخصوص در روابط با آمریکا مشهود است. اما تقاضای کمک از اسرائیل حتی خطرناکتر است. اسرائیل که به خاطر جنگ در غزه در افکار عمومی دنیا وجه بسیار منفی پیدا کرده قصد دارد تصویر هولناک خود را بازسازی کند. یکی از اقدامات آنها تبلیغ همکاری با رضا پهلوی است تا هواداران وی نسبت به اسرائیل همدلی پیدا کنند، و از این طریق بتواند در امور داخلی ایران صاحب رای شود.
پنج – ناتوانی در اندیشه و فعالیت دمکراتیک،
از مهمترین ضعفهای سلطنتطلبان است. آنها مرتب شعار میدهند که قصد دارند یک نظام دمکراتیک سکولار تشکیل دهند اما عنصر دمکراتیک در اندیشه و رفتار آنها کمتر دیده میشود. آنها سیاست را صحنه جنگ حذفی با دشمن ارزیابی میکنند و بر مبنای آن سیاست ورزی دارند. سبک کارشان بیشتر با یک اندیشه راستگرای افراطی همخوانی دارند تا یک اندیشه دمکراتیک لیبرال. حتی شاید بتوان گفت که هنوز به یک جمع بندی در ضرورت فعالیت دمکراتیک نرسیدهاند. و هنوز گفتگو و همزیستی را به مثابه روش سیاست گذاری انتخاب نکردهاند. البته در چند مورد برای شکل دادن به فعالیت دمکراتیک حزبی تلاش کردند (از جمله توسط داریوش همایون) اما این تلاشها نتیجه عملی نداشت.
نوشتههای مرتبط:
- تفاوت تجاوز و دفاع کیوان حسینی (نقل از حساب اکس نگارنده) مخالفت با جنگ،...
- ما دیگر آن آدمهای سابق نیستیم محمدرضا نیکفر پایان یک درگیری به قول ترامپ «دوازده روزه»....
- برای خواننده باغ الفبا؛ شهرام شبپره پیام ویدیویی کوتاه شهرام شبپره، با فاصلهی بسیار یکی از...
- مواضع رضا پهلوی فاجعهبار و خودشکن بود ۲۹ خرداد ۱۴۰۴ سرویس سیاسی انصاف نیوز: داریوش محمدپور، پژوهشگر...
- رضا پهلوی و استمرار نگاه ارسطویی شب شنبه، درست بعد از اینکه از روی صحنهی بیبیسی...