نویسنده: خر دانا
مشکل ایرانی فارغ از گرایش سیاسی واقعیت است. در برخورد با واقعیت رم میکند، لگد میزند، کف به دهان میآورد تا با زمین سخت واقعیت روبرو نشود. در بالاترین سطح سیاسی پوزیسیون سالهاست معتقدند در حال رسیدن به قلهاند. هواداران مهمترین رهبر اپوزیسیون هم از فتح قریب خبر میدهند. از مردم کوچه و بازار انتظاری نیست ولی از رهبران سیاسی، روزنامهنگار یا تحلیلگر سیاسی انتظار میره که دریافت ابتدایی از واقعیت و احتمالات مرتبط داشته باشد. دوستانی دو سال پیش در تابستان از دست من دلگیر شدند که در جواب ادعای این که امروز تنها راه حل پهلوی و همه باید بیعت کنیم. پرسیدم که سناریو محتمل برای تغییر رژیم چیست. به جز اتهام خونشویی تنها چیزی که دستگیرم شد این بود که «خمینی را خودشان را آوردند و خودشان هم خواهند برد». جوابم مشخص بود: پس چه فرقی دارد که من بیعت کنم یا نکنم.
این نگاه به تاریخ و اجتماع در میان بالاترین سطوح حکومت هم بسیار طرفدار است. تئوری توطئه بسیار مورد علاقه اذهان تنبل است که حوصله تعمق و خواندن ندارد و دنبال راهحلها و تبیینهای سادهاند. از قضا هم راست رادیکال و هم بنیادگرای اسلامی نفرت ویژهای از علوم انسانی و اجتماعی دارند. هر دو علاقه به گلگرفتن دانشکدههای این دو حوزه است. دوستی مدتها رشته الفت بریده و گاهی به متلک میگوید تا ورق برنگشته به گروه غالبون بپیوندم.
هر چقدر توضیح میدهم که مطمئن نیستم که گروهشان غالب خواهد شد، درک نمیکند که این تحلیل است و ربطی به علائق من ندارد. هیچ علاقهای به شنیدن تحلیلم ندارد چون احتمالا دستور سازمانی این است که بحث نکنید و گوش ندهید زیرا این آغاز گولخوردن است. من فکر نمیکنم تحلیل من حتما درست است، و از قضا علاقهمندم بدانم نقاط ضعفش یا قوتش چیست. در عین این که تصویر آرمانیام برای آینده ایران با آنچه که در حال اتفاق است فاصله زیادی دارد و من نیک میدانم که آن تصویر صرفا آرزو است قرار نیست عملیاتی شود ولی این نباید باعث شود که چشم روی واقعیت روی زمین ببندم و سعی کنم با تحلیلم آرزوهایم را به عنوان واقعیت حقنه کنم.
اگر کسی فرق این دو را نمیفهمد نه مخاطب من است و نه من علاقهای به ارتباط با او دارم. چون کسی فرق این دو را نداند در چنبره فانتزیهای ناممکن قرار است پیچ بخورد، مثل کسی که مواد مصرف میکند تا بتواند با واقعیت بیرونی، در هر سطحی، کنار بیاید. من داوری اخلاقی یا ارزشگذاریای هم ندارم ولی من مسئول هدایت جماعت را برای خود قائل نیستم. اصلا من خودم دنبال جوابم و درک بهتر، چرا باید فکر کنم باید کسانی دیگری را هم هدایت کنم.
نوشتههای مرتبط:
- ایران در آستانهی سوریهای شدن وضعیت فعلی ایران از حیث میزان تلفات و قربانیان به...
- ما دیگر آن آدمهای سابق نیستیم محمدرضا نیکفر پایان یک درگیری به قول ترامپ «دوازده روزه»....
- برای خواننده باغ الفبا؛ شهرام شبپره پیام ویدیویی کوتاه شهرام شبپره، با فاصلهی بسیار یکی از...
- مواضع رضا پهلوی فاجعهبار و خودشکن بود ۲۹ خرداد ۱۴۰۴ سرویس سیاسی انصاف نیوز: داریوش محمدپور، پژوهشگر...
- رضا پهلوی و استمرار نگاه ارسطویی شب شنبه، درست بعد از اینکه از روی صحنهی بیبیسی...