ایران در آستانه‌ی سوریه‌ای شدن

وضعیت فعلی ایران از حیث میزان تلفات و قربانیان به آستانه‌ی خطرناک و بسیار هولناکی رسیده است. این زنگ خطری است جدی برای ورود به نقطه‌ی بی‌بازگشت. خشونت را همین حالا متوقف کنید.

یک. جمهوری اسلامی و مجموعه‌ی دستگاه سرکوب – بر خلاف تصور و ارزیابی بسیاری – نه تنها فشل و ناتوان نبوده است بلکه در مقیاسی بسیار عظیم‌تر از هر دوره‌ای در گذشته، دست به کشتار زده است. جمهوری اسلامی از این پس – تا لحظه‌ای که دیگر نباشد – به گمان من تنها به زور خشونت عریان بر پا خواهد ماند.

دوم. مسئول کشته شدن این خیل عظیم چه کسی یا چه کسانی است؟ پاسخ این پرسش جز آن بخش بدیهی که حکومت برای بقای .خودش با چنگ و دندان از باقیمانده‌ی قدرت و سلطه‌اش دفاع کرده است و خشونت – که انحصار آن بنا به تعریف سیاسی در اختیار حکومت بوده است – ابزار اصلی این کشتار بوده است. اما این تمام پاسخ نیست. این‌جا درنگ باید کرد تا بدنه‌ی جامعه‌ی داخل ایران – نه مشوقان بر کرانه‌ی عافیت خفته در خارج از مرزهای ایران – بتواند به ارزیابی واقع‌بینانه‌تری برسد. اخبار رسانه‌‌ها – چه رسانه‌های جمهوری اسلامی و چه رسانه‌های مخالف‌اش – تقریباً به طور کامل دوقطبی شده است. امکان ارزیابی مستقل نیست ولی بی‌شک میزان کشته‌ها شاید در تاریخ جمهوری اسلامی بی‌سابقه بوده است.

سوم.فرایند سیاسی در هر ساختاری زمانی آغاز می‌شود که طرفین – هر دو طرف و نه فقط یک طرف – سلاح را زمین بگذارند. ادامه‌ی خشونت – و تشویق به ادامه‌ی خشونت با هر توجیهی – به کشتار بیشتر دامن خواهد زد و فرایند سیاسی را بیشتر به تعویق خواهد انداخت. «تفنگت را زمین بگذار» از این پس باید شعار همه‌ی خردمندان و دلسوزان ایران باشد – خطاب به همه‌ی طرف‌ها. هم‌زمان.

چهارم. بعد از ۱۹ روز بروز خشونت بی‌وقفه، هنوز چشم‌اندازی از «کمک خارجی‌» – به هر معنایی که می‌خواهد باشد – دیده نمی‌شود. وقت آن نرسیده است که منتظران فرود آمدن امدادهای آسمانی خارجی به قدر سر سوزنی تردید کنند که شاید وعده‌ی مزبور، وعده‌ای بیش نبوده است؟ و البته وعده‌ی مزبور در درجه‌ی نخست در چارچوب روابط ژئوپلتیک جهانی و منطقه‌ای موضوعیت داشته است و منافع ملی کشورهای درگیر،‌ نه خیرخواهی یا انسان‌دوستی. افلا تعقلون؟

پنجم. چه شد که به این‌جا رسیدیم؟ برای بار هزارم تکرار می‌کند که مسئول ردیف اول این آقای خامنه‌ای و سیاست‌های ویرانگر، زهرآکین و مالامال از سوء ظن او به خواسته‌ی عمومی مردم ایران بوده است. این را بارها نوشته‌ها که تولد رسانه‌های مسموم خارج از کشور و غلتیدن آن‌ها به مغاک روایت‌های زمینه‌ساز بروز خشونت، محصول مستقیم سیاستی است که آقای خامنه‌ای و نظام به طور کلی پس از کنفرانس برلین و قلع و قمع مطبوعات در پیش گرفت.

ششم. می‌شود – و ضروری است – علل دیگر این وضعیت را بررسی کرد و سهم هر یک را بدون تعارف و لکنت‌ زبان گوشزد کرد ولی تا به علت یا علل ریشه‌ای ماجرا رسیدگی نکنیم، هم‌چنان راه درازی تا حل مسئله با هزینه‌ی پایین‌تر داریم. تا زمانی که سیاست داخلی و خارجی در راستای منافع مردم ایران و بهبود کیفیت زندگی آن‌ها – به جای خدمت به اهداف ایدئولوژیک و شعارهای لاف‌زنانه – تغییر جهت ندهد، وضع همین خواهد بود. مطالبات فراوان‌اند و سخت است بگوییم از کجا باید شروع کرد. آزادی بی‌قید و شرط زندانیان سیاسی، رسیدگی فوری و بی‌وقفه به فساد اقتصادی و سیاسی داخل نظام در بالاترین سطح، انحلال فوری شورای نگهبان، برگزاری انتخابات آزاد، شفاف و مستقل و البته در افقی نه چندان دورتر، همه‌پرسی و تشکیل مجلس مؤسسان.

بایگانی