نوشتهی بابک مینا
۱. ایران امروز در آستانه جنگ داخلی ایستاده است. هر آنچه در طول این سالها از آن میترسیدیم در شرف وقوع است. چنان وضع پیچیده و خطرناکی داریم که حتی فرصت سوگواری برای هموطنانی که به خاک افتادهاند هم نداریم. امروز باید یک خط قرمز برای خود ترسیم کنیم: مهم نیست چه گرایش سیاسی داریم، تنها چیزی که در این لحظه مهم است این است که کاری نکنیم که ایران وارد جنگ داخلی بشود.
۲. در بازی خشونت خیابانی، برنده، حکومت است. رهبران قبلی (خاتمی، موسوی و …) هم بلد بودند فراخوانهای انقلابی صادر کنند. اما از بروز جنگ داخلی پرهیز داشتند. از کشتار و سقوط کشور میهراسیدند. به فکر منافع خود بودند؟ بله دقیقاً، اما منافع آنها به منافع کلی کشور گره خورده بود چرا که در ایران زندگی میکردند و با جامعه در پیوند بودند. رهبرانی که در خارج از ایران زندگی میکنند و منفعتی در ایران ندارند خیلی راحت میتوانند فراخوان انقلابی صادر کنند بدون اینکه نگران پیامدهایش باشند. بازی خشونت خیابانی یعنی کشاندن میدان سیاست به نقطه قوتِ مطلقِ حکومت. این یعنی شکست سریع و ناامیدی طولانی.
۳. امید مخالفان این است که مداخله نظامی موازنه قوا را بین معترضان و نیروی نظامی و انتظامی به هم بزند. مداخله نظامی خارجی دو حالت دارد: یا تاثیر چندانی ندارد و یا نیروی نظامی و انتظامی را فلج میکند. فلج کردن نیروی نظامی و انتظامی نمیتواند کامل رخ دهد مگر با حمله زمینی گسترده. حمله هوایی و سایبری فقط نیروی نظامی را تضعیف میکند. برابری نسبی توان نیروی نظامی و معترضان خیابانی یعنی مقدمه جنگ داخلی و جنگ داخلی یعنی کشتههای بیشتر و نابودی کل کشور.
۴. اعتراضات، اصیل و درونی است. اما نشانههایی از حضور تیمهای ترور احتمالاً اسرائیلی در میان معترضان هست. همچنین تقریباً به یقین میدانیم که نیرویهای تجزیهطلب تا الان حملاتی به غرب کشور داشتهاند. تازه اکنون در وضعیتی هستیم که چتر امنیتی حکومت همچنان بر سر کشور هست. پاره شدن این چتر حملات گروههای تروریست را بیشتر خواهد کرد. اعتراض به وضعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی فعلی باید از چنین فعالیتهایی جدا شود.
۵. من در چند نوشته در حد خود سعی کردم ماهیت رضا پهلوی و حلقه اطراف او را روشن کنم. اینجا دوباره تکرار میکنم: به عنوان کسی که به حکومت پهلوی علاقهمند بود در دورهای حدود ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۱ همکاریهایی محدود با آنها کردم و دوبار هم دیدار مجازی با رضا پهلوی داشتم. خلاصه برداشتم این است: با شخصی ناتوان، بیبرنامه، وابسته، بدون ایده و کاملاً گیج طرفیم. او دستکم بعد از سفرش به اسرائیل کاملاً به اختیار اسرائیل درآمده است و سناریوهای آنها را اجرا میکند. درِ باغ سبزی که نشان میدهد برای تهییج مردم چیزی نیست جز پیروی از خط اسرائیل. هواداران او متأسفانه به آلت دست بازی اسرائیل و ترامپ در منطقه ما بدل شدهاند. تنها چیزی که میتوانم بگویم این است که برای خون خود ارزش قائل شوید و کولی مفت به این جریان ندهید! به شما رؤیا میفروشند تا سناریوی اسرائیل اجرا شود. بگذریم از گفتار و رفتار حذفگرا و خشونتطلب این جریان که خود داستانی دیگر است.
۶. و بالاخره حکومت به جایی رسیده است که باید از خود بپرسد آیا معنای حکومت کردن یعنی هر چند سال یک بار کشتن مردم و سوگوار کردن ملت یا معنای دیگری هم دارد؟ حکومت با به بنبست کشاندن هرگونه اصلاح و تغییر زمینه را برای جنگ داخلی به وجود میآورد. من تمام مداخلات و خباثتهای اسرائیل و آمریکا را میبینم، اما این از مسئولیت حکومت کم نمیکند. حکومت در ۶ ماه پس از جنگ با اسرائیل فرصتی طلایی داشت تا اقلاً با چند اصلاح، پیام «تغییرات در راه است» را به جامعه منتقل کند. متأسفانه نکرد. در پرهیز از جنگ داخلی حکومت مهمترین مسئولیت را دارد.
۷. نهایت اینکه هر کس با هر گرایش سیاسی باید به سهم خود بکوشد برای دور کردن کشور از شرایط جنگ داخلی. جنگ داخلی شرترین شر سیاست است. از چاله به چاه افتادن هنر نیست. اگر اعتراضات بدون خشونت ادامه بیابد بیشتر بخت تأثیرگذاری دارد تا به این شکل. اعتراض خشونتپرهیز نشانه ضعف نیست، بلکه بازی در میدانی است که احتمال برنده شدن در آن بیشتر است چرا که برنده بازی خشونت قطعاً حکومت است. به اعتراضات مدنی و خشونتپرهیز بازگردیم.
نوشتههای مرتبط:
- تفاوت تجاوز و دفاع کیوان حسینی (نقل از حساب اکس نگارنده) مخالفت با جنگ،...
- ما دیگر آن آدمهای سابق نیستیم محمدرضا نیکفر پایان یک درگیری به قول ترامپ «دوازده روزه»....
- برای خواننده باغ الفبا؛ شهرام شبپره پیام ویدیویی کوتاه شهرام شبپره، با فاصلهی بسیار یکی از...
- مواضع رضا پهلوی فاجعهبار و خودشکن بود ۲۹ خرداد ۱۴۰۴ سرویس سیاسی انصاف نیوز: داریوش محمدپور، پژوهشگر...
- رضا پهلوی و استمرار نگاه ارسطویی شب شنبه، درست بعد از اینکه از روی صحنهی بیبیسی...