۶

مغالطه یا محاسبه؟ پرسش این است!

یادداشت آقای ابطحی برای من حیرت‌آور بود. ایشان می‌فرمایند که استدلال «هر کس رأی بیشتری می‌آورد، باید به او رأی داد»، مغالطه است («مغالطه‌ی سیاسی» اصطلاح جدیدی است که ما از آن بی‌خبر بودیم؟!). برای ابطال این استدلال نمی‌توان (هم‌چون آقای ابطحی) با برچسب مغالطه به آن زدن، به مصاف‌اش رفت مگر این‌که بتوان به استدلال (و با ارایه‌ی اعداد و ارقامی که تا حدی بتوان به آن‌ها تکیه کرد)، نشان داد که این جمله، مغالطه است. کوشش می‌کنم توضیح بدهم که چرا این موضع مغالطه نیست و وزن قابل اعتنایی دارد.

نخست این‌که انتخابات پیش روی ما، انتخاباتی معمولی نیست که هر یک از نامزدها قرار باشد در پی رسیدن به قدرت (یا رساندن حزب یا هم‌فکران‌شان به قدرت) باشند. این نکته که خطر محمود احمدی‌نژاد، خطری است ویرانگر برای کشور، نکته‌ای است که دست بر قضا در ادبیات و موضع‌گیری‌های هر سه نامزد به روشنی ثبت و ضبط شده است (این که دیگر مغالطه نیست؛ هست؟). صریح‌تر از موضع آقای محسن رضایی هم مگر می‌توان گفت که کشور بر لبه‌ی پرتگاه است؟ به هر تقدیر، عمده‌ی کسانی که به استدلال بالا روی می‌آورند، استدلال‌شان صرفاً مبتنی بر برنده شدن نامزد مورد نظرشان نیست، بلکه یکی از متعلق‌های اصلی استدلال‌شان از میدان به در کردن احمدی‌نژاد است. این انتخابات بنایی سلبی دارد. این انتخاب، اساس‌اش نفی است نه اثبات.

آقای ابطحی جوری صحبت می‌کند که انگار گزینه‌ی کشیده شدن انتخابات به دور دوم (آن هم با احتساب یک شق ممکن)، گزینه‌ای قطعی است در حالی که «واقعیت» و «واقع‌بینی» به ما می‌گوید که حداقل یکی از این حالت‌ها متصور است: ۱. احمدی‌نژاد در دور اول با رأی بالا همه را شکست می‌دهد؛ ۲. موسوی در دور اول با رأی بالا برنده می‌شود؛ ۳. موسوی و احمدی‌نژاد به دور دوم می‌روند؛ ۴. کروبی و احمدی‌نژاد به دور دوم می‌روند؛ ۵. کروبی و موسوی به دور دوم می‌روند. حالت‌های دیگر کمک چندانی به تحلیل ما  نحن فیه نمی‌کند.

فرض کنید که زمینه‌ای فراهم باشد یا شواهدی موجود باشد دال بر این‌که موسوی در دور اول برنده می‌شود (یا موسوی و احمدی‌نژاد به دور دوم می‌روند)، در این صورت عقل سلیم می‌گوید باید به موسوی رأی داد. وقتی کسی می‌نشیند با خودش محاسبه می‌کند و نتیجه‌گیری می‌کند که یکی از این دو حالت، متصورتر است، چه معنایی دارد استدلال او را مغالطه بنامیم؟

به عبارت دیگر، آن استدلال (یعنی مغالطه خواندن استدلال «رأی دادن به موسوی به خاطر داشتن رأی بیشتر=تقویت اهرم‌های موسوی برای شکست دادن احمدی‌نژاد»)، می‌گوید که آقای کروبی رأیی دارد هم‌سنگ رأی موسوی و رأی احمدی‌نژاد هم پایین است (و او حتماً به دور دوم می‌رود و در دورِ دوم هم از کروبی شکست خواهد خورد) و خلاصه تفاوتی در اصل ماجرا رخ نخواهد داد. به عبارت دیگر، آقای ابطحی می‌گوید که یا یکی از دو نامزد موسوم به اصلاح‌طلب در همان دور اول احمدی‌نژاد را شکست می‌دهند یا (چنان‌که ایشان تصریح می‌کند) انتخابات به دور دوم کشیده می‌شود. و لذا باید به کسی رأی داد که به عقیده‌اش نزدیک‌تریم. عرض بنده این است که نسبت ما، نسبتِ من، با عقاید نامزدهای محترم نسبتی است یکسان (با در نظر گرفتن جمیع جهات) و تفاوت‌ها، تفاوت‌هایی است ظریف . لذا علاوه بر این تفاوت‌های ظریف، استدلال رأی بیشتر داشتن، استدلالی است تقویت‌کننده و نه مغالطه‌گونه.

فرض کنیم موسوی رأیی بالاتر از کروبی داشت باشد (آقای ابطحی نتیجه‌ی حاصل از این فرض را با «مغالطه‌ی سیاسی» خواندن کل گزاره، باطل می‌خواند). و هم‌چنین فرض کنیم که آقای احمدی‌نژاد رأیی داشته باشد نزدیک به موسوی و بالاتر از کروبی. عقل حکم می‌کند که اگر به موسوی رأی ندهیم، هم موسوی حذف خواهد شد و هم کروبی و ممکن است در همان دور اول احمدی‌نژاد ببرد. یا این‌که هر سه نامزد با آرایی نزدیک به هم به دور دوم بروند. نادیده گرفتن سایر گزینه‌های ممکن و نفی یکی از گزینه‌های محتمل و «مغالطه‌ی سیاسی» خواندن، موضع خردمندانه‌ای نیست.

این سخن که «اصلاً هم از نظر تقویت جریان اصلاح‌طلبی و حذف رقیب، رای دادن به هر یک از دو کاندیدا فرقی نمی‌کند چون در هر صورت جمع رای دو کاندیدای اصلاح‌طلب است که می‌تواند احمدی‌نژاد را به دور دوم بیاورد»، یعنی خطی دیدن انتخابات؛ یعنی چشم پوشیدن از پیچیدگی‌های آن و جمیع شقوق ممکنه؛ یعنی اصرار ورزیدن به گزینه‌ی کروبی، حتی به معنای باخت سنگین مسابقه‌ی انتخاباتی به رقیبی که از همه‌ی امکانات برای شکستِ شما برخوردار است. انصاف بدهید که این مغالطه است یا آن؟ و ایشان هم‌چنین از یاد برده است که چه بسا کسانی که با استدلال رأی بیشتر کروبی وارد میدان می‌شوند، اصلاحات مورد نظر آقای ابطحی را نپذیرند یا به آن اشکال داشته باشند. از یاد نبریم که آقای ابطحی یکی از همان مشاورانی است که به آقای کروبی مشورت می‌دهد. این نوع سخنان موضع آقای کروبی را نزدِ من تقویت نمی‌کند.

پ. ن. بگذارید درباره‌ی رأی به اعتقاد دادن بعداً مبسوط‌تر بنویسم.

  1. نیکروز گفت:

    یه جایی از حرفاتون رو نمی فهمم.
    «فرض کنیم موسوی رأیی بالاتر از کروبی داشت باشد و هم‌چنین فرض کنیم که آقای احمدی‌نژاد رأیی داشته باشد نزدیک به موسوی و بالاتر از کروبی. عقل حکم می‌کند که اگر به موسوی رأی ندهیم، هم موسوی حذف خواهد شد و هم کروبی و ممکن است در همان دور اول احمدی‌نژاد ببرد. یا این‌که هر سه نامزد با آرایی نزدیک به هم به دور دوم بروند. »
    الآن طبق فرض شما اگه احمدی نژاد دور اول ببره یعنی بیش از ۵۰ درصد دارد پس تعییر رای از کروبی به موسوی چه کمکی میکند؟ رای احمدی نژاد رو که کمتر از ۵۰ نمی کند.
    این حرفتون درسته که با تغییر رای از کروبی به موسوی توی این حالت ممکن موسوی دور اول ببره ولی این تغییر رای نمی تواند مسبب برد احمدی نژاد در دور اول شود.

  2. عبیدالاحسان گفت:

    ۴سال پیش در دور اول معین روانتخاب کردم چرا که اورا ادامه ی اصلاحات میدیدم.در دور دوم اوضاع فرق کرد کاندیدای مورد نظر من بازی رو داد ودو نفر اومدن به میون.اون موقع روزنامه ها رو که میخوندی پر بود از زنهار .شرق یادداشت های امیل زولا رو در وضعیتی مشابه تو فرانسه چاپ می کرد . ما هم بین محافظه کاری و اقتدارگرایی رای به محافظه کاری دادیم. اما باز کاندیدای من قافیه رو داد.سرخورده بودیم میگفتیم ما نمیدونستیم تو جامعه چه خبره .گاهی میگفتیم خیلی تند رفتیم .گرچه هنوز فکر میکردیم مردم یادداشت های امیل زولا رو خوندن ولی به مذاقشون خوش نیومده!!!اون موقع شیخ اصلاحات هم شمشیر از رو بسته تمام اصلاح طلبان رو تندرو و افراطی میخوندو این رو موجب شکست اصلاحات.خشایار دیهیمی تو همون فضای سرخوردگی تو شرق نوشت این ملت اول باید یه بار به رستوران برن بعد دغدغه ی آزادی براشون طرح و مهم بشه.ما هم میگفتیم ای کاش به هاشمی راضی میشدیم که اون میتونست همه رو راضی کنه برای ما روزنامه بیاره و یه سری رو ببره رستوران. امروز ۴ سال از روزی که دست از حداکثر خواهی برداشتیم میگذره.همه دور هم جمع شدیم گفتیم آهای سید شکلاتی میدونیم هیچ کاری نمیتونی انجام بدی ولی فقط بیا. سید شکلاتی نیومد و سید سبز اومد که از قضا بعضیا میگفتن یه کارهایی هم میتونه بکنه.داشتیم پیش میرفتیم اما امان از این نفس اماره.یکی پیدا شد قلقلکمون داد . شیخی که تا دیروز به همه میگفت تندرو امروز بهمون میگه آی ایها الناس اصلاح طلب واقعی منم .من قانون اساسی رو عوض میکنم.شیخ شورانگیز ما برادری خودش رو اثبات میکرد و حتی در دانشگاه رو اجا میکند و اون رو فتح کانهو کان خیبر.بعضیا حداکثر خواهیشون دوباره گل کرد و ۴ سال پیش رو فراموش کردن .اونها خیلی چیزهای دیگه رو فراموش کردن. ناگهان برای اونها از رو شنفکرا سروش موند و باقی .مصطفی ملکیان وجلایی پور و علوی تبار و حجاریان و کولایی و رمضان زاده و تاجیک محلی از اعراب نداشتن .باقی قصه رو خودتون تا آخر برین دوباره دور اول و دوباره دور دوم و دوباره دور باطل ما .

  3. امیرحسین گفت:

    بسیار خوب بود. آقای ابطحی بارها آقای خاتمی را به عنوان رهبر اصلاحات معرفی کردند. اما ایشان حتی حاضر نیستند به ساده ترین خواهش رهبر اصلاحات – به قول خودشان- عمل کنند و به آقای موسوی رای بدهند. دقت کنید من هم معتقدم رای هر کس باید از سر تحقیق باشد و نه از روی تقلید. شما چون به آثار دکتر سروش علاقه دارید، ملزم به تقلید از رای سیاسی ایشان نیستید. اما این بسیار متفاوت است با کسی که آقای خاتمی را «رهبر» اصلاحات سیاسی در ایران می‌خواند ولی از رای سیاسی رهبرش در انتخابات پیروی نمی‌کند!
    از جنس این مشاوران «صادق» (!) باز هم در اطراف آقای کروبی هستند که با روح صداقت آن شیخ دوست‌داشتنی بیگانه‌اند.

  4. امیر گفت:

    ببین دوست گرامی به نظر من شما تنها به فکر توجیه غیر منطقی انتخاب موسوی به جای کروبی هستی
    مغالطه. از غلط می یاد یعنی این استدلال شما استدلالی کاملا” غلط چنان چه شما کاندیدایی رو از نظر قدرت و توان اداره برتر بدونید موظفید به اون رای بدید حتی اگر رای اون پایین باشه مثل این می مونه که سه تا شرکت اتومبیل سازی با هم رقابت دارند یکی که خیلی مخالفشیم دارخ فروشش می ره بالا توده مردم به علت عدم تحقیقات انتخاباتی و … به سراغ کارخانه ای رفتن که کیفیت آن چنان نداد حال کارخانه سوم کیفت عالی دارد عقل سلیم حکم می کنه که کیفیت عالی را انتخاب کنید در ضمن اختلاف طرف داران کروبی و موسوی اون قدری نیست که این حکم شما رو از مغالطه به محاسبه تبدیل کنه طرفداران موسوی بیش از زیاد بودنشان ملموس اند و در جواب دوستی که از کرباسچی ایراد گرفت ایشون یه نخبه که ما ایرانیا به عادت همیشگی تاریخی خودمون باز هم می خوایم نخبه کشی کنیم با سیاست های غلط بار ها این کارو کردیم حالا نوبت به کرباسچی و کروبی رسیده دوست عزیز کاملا” درسته که کروبی به تنهایی نمی تونه مملکت رو اداره کنه هر کسی هم چنین ادعایی داره که به تنهایی اداره می کند کذب محض امروز جامعهجهانی جامعه من و امر من نیست جامعه ارباب رعیتی و دیکتاتوری نیست جامعه ی تخصص و تمام تخصص ها در فرد نیست حضرت علی هم اگر بیاید رو کار بدون تیم قوی کاری از پیش نمی بره تو صدر اسلام می بینیم این گروه۸ قوی بودن که علی رو علی کردن در حکومت پادشاهان بزرگ یا رئیس جمهوران و نخست وزیران بزرگ جای پای همراهانی بزرگ و کروبی این تیم قوی رو دارد در ضمن آقای خاتمی یک سیاست مدار کاملا” قوی دلیلی نداره که خیلی قضایا رو به مردم بگه خاتمی رهبر اصلاحات نیست بزرگ اصلاحاته آقای ابطحی به دلیل عدم روشن بودن موضع موسوی له کروبی روی اوردن آقای نجفی که در کابینه خاتمی بود به کروبی روی آورده کسانی که قراره در راس کار بمونن نه تبلیغی کنند و بعد بروند من قصد تخریب ندارم ولی موسوی رای بدون زحمت از خاتمی آورده و به اون صورت طرح قوی رو ارائه نکرده.به هر حال کمی به انتخابتون توجه کنید انتخابی که مطمئن باشه و بتونه این ویرانه رو به خانه ایمحقر تبدیل کنه

  5. عرفان گفت:

    آقای محمدپور احتجاج شما از نظر آقای ابطحی غریب تر است.
    من در کامنتی کوشیدم تا بی پایگی استدلالتان را نشان داده و خطرناک بودن چنین رویکردی را گوشزد کنم.جان کلام شما در این زمینه همانگونه که پیشتر نگاشته بودید این است که:
    “بگذارید ابتدا بگویم همین‌که قابلیت‌ رأی جمع کردن موسوی بالاتر از کروبی است،خود به طور بدیهی برای من حجتی است برای رأی دادن به موسوی.”
    اول-اگر از انتخاب مجدد احمدی نژاد می هراسید:
    احتمال رای آوردن احمدی نژاد مستقل از احتمال رای آوری دیگر کاندیدهاست.
    برای جلوگیری از رای آوری احمدی نژاد کافی است:
    ۱-در انتخابات شرکت کنیم.
    ۲-رای باطل یا احمدی نژاد ندهیم.
    (کافی است احمدی نژاد نتواند بیش از ۵۰ درصد آرا را کسب کند که به طریق فوق در فضایی هم شانس مطلوب حاصل است.)
    دوم-اگر هدفتان پیروزی میر حسین در دور اول انتخابات است و از رقابت احتمالی میرحسین و احمدی نژاد در دور دوم می هراسید،این هراس نابجاست و میر حسین با دریافت رای حامیان کروبی وحتی شاید تحریمیان دور اول می تواند با رایی قاطع تر به ریاست جمهوری برسد.
    سوم-دموکراسی به معنای همرای شدن با جمع نیست بلکه به معنای ابراز رای خود و همراهی با نظر اکثریت است.استحاله در کل و کلی و واگذاری مسولیت فردی به جماعت خیالی دموکراسی را به رویکردی ضد انسانی تبدیل می کند.
    چهارم-نمیدانم اقبال اکثریت مردم ایران به میرحسین را چگونه دریافتید،اما انچه مسلم است این مساله به هیچ وجه آنگونه که شما پنداشته اید “واقعیتی ملموس” نیست.کافی است نگاهی به نظرسنجی های پیش ازدور نهم انتخابات ریاست جمهوری و نتایج پس از آن بیندازید تا روشن شود که یقینتان چیزی جز حدس و گمان نبوده است.
    باسپاس

  6. امین گفت:

    به نظرم کاملا در این تحلیلت راه را به اشتباه رفته ای آن هم بد اشتباهی، عرفان تقریبا توضیح کاملی داده است اما یک نکته:
    به نظرم تو درباره شرایط دو دوری شدن انتخابات کمی اطلاعاتت اشتباه است.
    طبق قانون اگر نفر اول نتواند پنجاد درصد آرا را کسب کند در هر صورت با نفر دوم به مر حله دوم انتخابات خواهد. حالا چه نفر دوم چهل و نه درصد آرا را داشته باشد چه پنج درصد آرا مهم این است که دو نفری که بیشترین رای را آورده اند به مر حله دوم می روند.
    پس حرف ابطحی کاملا حرف صحیح و منطقی هست و باید در دور اول به کاندیدای اصلاح طلبی که قرابت بیشتری با ما دارد رای داد، نه به کسی که لزوما رای بیشتری دارد!

|