۶۰

در اهمیت معنای «مشترک‌الورود»؛ یا چرا به میرحسین موسوی رأی می‌دهم؟

چند روزی است به این نتیجه رسیده‌ام که باید دودلی را کنار گذاشت و صراحتاً برای این انتخابات اعلامِ موضع کرد. دلیل این تردیدِ من هم تا به امروز این بوده است که فکر می‌کردم هنوز دلایلی محکمی ندارم بر این‌که میان کروبی و موسوی به عنوان کسانی که حداقل اندکی به خواسته‌های من نزدیک‌ترند یا به عبارت بهتر، بسیار از احمدی‌نژاد دورترند، انتخاب روشنی انجام بدهم.

چنان‌که چندین بار گفته‌ام، به اعتقادِ من تلاش برای بیرون راندنِ محمود احمدی‌نژاد از ساختار قدرتِ سیاسی و از مقام قوه‌ی مجریه‌ی کشور، مهم‌ترین انگیزه است برای رأی دادن به هر کسی جز او (به عبارت دیگر، احمدی‌نژاد از همه‌ی آستانه‌های خِرَد، اخلاق و دین عبور کرده است و کس دیگری نمی‌تواند – هر کارهم بکند – این همه ما را به عقب‌ماندگی و ذلت بکشاند). این هم‌چنین یعنی وظیفه‌ی اخلاقی، عقلانی و ملی منِ ایرانی است که از هیچ قدمی برای سلب کردنِ این فرصت از محمود احمدی‌نژاد و کوتاه کردنِ این تهدید از سر ملت و کشور ایران، خودداری نکنم.

نخست این‌که هیچ یک از نامزدهای مشهور به «اصلاح‌طلب» موجود (نه میرحسین موسوی و نه مهدی کروبی) نامزدِ آرمانی من نیستند. به عبارتِ دیگر، این دو نامزد، حداکثر نماینده‌ی کفِ خواسته‌های من هستند. اما من، نماینده‌ی تمام ملت نیستم. این ملت، از هر جنس و سنخی، صاحبِ فکر دارد (از عامی گرفته تا نخبه). مشکلاتِ همه‌ی ملت هم از جنس دغدغه‌های من نیست. لذا سنجیدنِ مصلحت عمومی کشور هم یکی از عواملی است که ناگزیر باید بر تصمیم‌گیری ما اثر بگذارد (اشاره‌ی من صریحاً به مشکلات معیشتی و بحران‌زده‌ی مردم است).

من به مهدی کروبی نمی‌توانم رأی بدهم به این دلیل که چنان‌که در ماه‌های اخیر به دفعات نوشته‌ام، به اعتقادِ من، کشور ما نیازمند آرامش، سنجیدگی، پختگی و پرهیز از شعارهای احساسی و ارایه‌ی راه‌حل‌های رادیکال و افراطی است. مهدی کروبی با کارنامه‌ای که از او داریم و رفتارهای انتخاباتی ماه‌های اخیرش، نشان داده است که به سادگی می‌تواند هم به افراط بگراید و هم به تفریط. به عبارتِ دیگر، چه بسا بعضی شعارهای آقای کروبی، به اصطلاح «بگیرد» و جواب بدهد، اما این حوالتی کار کردن‌ها، نه قاعده حساب می‌شود و نه مبنای تکیه‌ی عقلانی. هر اندازه هم که آقای کروبی – به قول دکتر سروش – «تراز نظام» باشد، دلیل نمی‌شود گمان کنم او لزوماً نتیجه‌ی مطلوب‌تری برای آینده‌ی ما رقم خواهد زد. صریح‌تر می‌گویم: کروبی نزدِ من، نسخه‌ی رادیکال‌تر شده و متهورتر خاتمی (یا به عبارتی اطرافیان او) است. من رادیکالیسم و افراط را ولو زیر لوای آزادی‌خواهی و دفاع از حقوق مدنی، زهر قتالی برای توسعه‌ی کشور می‌دانم.

آقای کروبی هر اندازه که مشاورانِ خوبی داشته باشد (ظاهراً این یکی از قوی‌ترین دلایلی است که این روزها در نوشته‌های انتخاباتی برای تقویت موضعِ آقای کروبی در گردش است)، اولاً خودِ او رابطه‌ی اندام‌وار یا ارگانیک با این مشاوران ندارد. به این معنا که این مشاوران از جنسِ خود آقای کروبی نیستند. این مشاوران چهل‌تکه‌ای هستند با گرایش‌های مختلف که تحت شرایط موجود به خاطر مروت و جوانمردی آقای کروبی گردِ او جمع شده‌اند. هیچ تضمینی نیست که فردا این‌ها باز هم همراه او بمانند و موقع اختلاف نظر فکری یا تفاوت مشی عملی یا از او جدا نشوند یا نقاری پیش نیاید (مثلاً، به نظر من آینده‌ی رابطه‌ی آقای کرباسچی و آقای کروبی آینده‌ی روشن و بی‌ابهامی نیست). ثانیاً، آقای کروبی خودش هم باید بتواند در زمینه‌های مختلفی که از او پرسشی می‌شود، صاحب فکری و ایده‌ای باشد نه این‌که توپ را بیندازد به میدان مشاوران‌اش. مشورت گرفتن از مشاور یک چیز است و ژست و نمایشِ آن را دادن یا همه چیز را به دوش مشاور انداختن، چیز دیگر. اگر قرار باشد آقای کروبی بلندگوی گروهی باشد که از همه جا رانده و مانده‌اند، معلوم نیست فردا هنگام بروز اختلاف بین شیخ و پیرامونیان چه رخ خواهد داد.

تفاوت‌های موسوی در همین موارد به نظر من آشکار می‌شود. بگذارید ابتدا بگویم همین‌که قابلیت‌ رأی جمع کردن موسوی بالاتر از کروبی است (و این واقعیتی است ملموس)، خود به طور بدیهی برای من حجتی است برای رأی دادن به موسوی. هر کس بخت بالاتری برای مغلوب کردن احمدی‌نژاد داشته باشد، به طور طبیعی گزینه‌ی مقبول من خواهد بود. این از نکته‌ی نخست. نکته‌ی بعد این است که تکلیفِ  ما با موسوی بسیار روشن‌تر است تا با کروبی. مهم نیست که کروبی نشسته است و حزب اعتماد ملی درست کرده است (این قدر می‌گویند حزب درست کرده است که وهم و گمان برمان داشته که ایران شده است انگلیس و کروبی کاری کرده است در قد و قواره‌ی احزاب استخوان‌دار سیاسی! نه از این خبرها نیست؛ با این‌حال همین کار ابتدایی هم باید ستوده شود). مهم این است که کروبی هر لحظه به سویی میل خواهد کرد (بسته به این‌که باد قدرت در اقیانوس سیاست از کدام سو بوزد). دقت کنید که این‌ها منافاتی ندارد با مروت و جوانمردی شیخ. آقای کروبی صفات و ویژگی‌های ستودنی فردی، کم ندارد. ولی این‌ها فردی است، نهادینه نیست. آقای کروبی نزدِ من، الگوی مناسبی برای اتوریته و رهبری نیست (حداقل در برابر موسوی).


کفه‌ی موسوی برای من سنگین‌تر است (ولو به طور حداقلی و با تفاوت‌های کم). موسوی برای خود صاحب تفکری است (حتی اگر من به آن تفکر نقدهای جدی داشته باشم) و چشم‌اش به دست و دهان مشاور و اطرافیان نیست. مشاوران موسوی کمابیش با او هم‌دل و هم‌سو هستند و به خاطر مروت یا جوانمردیِ صرف گرد موسوی نیستند؛ آن‌ها با او همدلی، هم‌زبانی و هم‌فکری دارند. این انسجام برای من مهم‌تر است تا اتفاقی تحت شرایط اضطراری. خیلی خوب است که آقای کروبی به خانواده‌های کسانی که به زندان افتاده‌اند سر می‌زند. خیلی خوب است با خانم عبادی صحبت می‌کند. خیلی عالی است که مدافع حقوق صوفیان و دراویش است. اما برای پی‌گیری این‌ها، نیازی به رییس جمهور شدن نیست. به عبارتی، بدون رییس جمهور شدن هم می‌توان این کارها را کرد.

موسوی پایگاه رأی قوی‌تری نسبت به آقای کروبی دارد. این یک امتیازمثبت و بسیار قابل اعتناست. گذشته از این‌که من در این روزها، کم بی‌اخلاقی و بی‌منطقی از سوی حامیان و مشاوران آقای کروبی ندیده‌ام و خودِ ایشان هم وقتی عصبانی می‌شود، دیگر پرهیز را بر هم می‌زند و به صدای بلند می‌گوید آن آقا توی این بیست سال کجا بود؟ خوب این نشانه‌ی خوبی نیست. من نشنیده‌ام تا به حال که موسوی چنین سخنانی از او صادر شود (بر خلاف طعنه و متلک‌های مداوم آقای کرباسچی که ابتدا آن کنایه‌ی «ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد» را باب کردند و بعد رنگ سبز موسوی را نواختند). این تفاوت‌ها، البته جزیی می‌تواند قلمداد شود و همه‌ی آن معایب موجودِ نزد تیم کروبی و مشاوران‌اش می‌تواند قابل اغماض باشد اگر و تنها اگر بتوانند احمدی‌نژاد را با قطعیت شکست دهند. و من در این تردید جدی دارم.

درست است که آقای کروبی شاید برای چند استاد دانشگاه و برای دانشجویان ما سینه‌سپر کند (و شاید آقای موسوی به این اندازه انرژی‌اش را صرف آن حوزه‌ها نکند). ولی تمامِ مسأله‌ی ما، فقط استاد دانشگاه و دانشجوی ما نیست. تمام حقوق بشرِ ما با حل مشکلات اعدام زیر ۱۸ سال حل نمی‌شود. اصلاً با حل یکی دو (شما بگو ده یا صد) مشکل قانونی نه حقوق بشر مستقر می‌شود و نه به توسعه می‌رسیم. ما با رفتاری که در بیمارستان با بیمار می‌شود، با برخوردی که در بانک و اداره با ارباب رجوع می‌شود چه می‌کنیم؟ ما ادبیات بقال و راننده‌ی تاکسی و اتوبوس را چطور اصلاح می‌کنیم؟ مسئول آن همه تباهی اخلاق مدنی که اشکالات قانونی نیست. این‌ها مواردی است که البته می‌توان به شرح و تفصیل درباره‌اش حرف زد (و قلبِ مسأله‌ی توسعه‌ی ما این‌هاست که از نگاه آقای کروبی و مشاوران‌اش هم به اعتقاد من دور مانده است).

یک نکته‌ی آخر را هم می‌خواهم بیفزایم که به نظر من قلبِ کارِ سیاسی در ایران است. عیب‌جویی‌هایی که این روزها از نامزدهای مختلف و به ویژه از موسوی می‌شود، عیب‌جویی‌هایی‌ست که به باور من، حاصل نوعی لجاجت بچه‌گانه و نشناختن اقتضای عمل سیاسی است. اول از همه این‌که پاره‌ای خرده‌گیری‌ها حقیقتاً مشترک‌الورود است. یعنی اگر بخواهیم به پر و پای موسوی بپیچیم و به او بگوییم پاسخ این کار یا آن کار را (که در آن دخیل بوده یا نبوده) بدهد، قطعاً می‌شود همین حرف‌ها را با کروبی و رضایی هم زد. به تعبیر دیگر، همه آلوده‌ی همین سیاست‌اند. همه در همین کشور و در همین حکومت کار کرده‌اند. همه در قوت‌ها و ضعف‌های این حکومت سهمی دارند. این تخریب‌ها فقط یک معنا و یک نتیجه‌ی روشن دارد: افزودن رأی به احمدی‌نژاد. امیدوارم دوستانی که در این بحبوحه از تخریب چهره‌ی موسوی (یا کروبی) فروگذار نمی‌کنند، کمی به خود بیایند و احوالات کودکانه را ترک کنند (حتی اگر سن‌شان سال‌های سال پیش از این از طفولیت گذشته باشد).

من با تمام اشکال‌های نظری که به موسوی وارد می‌دانم و فکر می‌کنم موسوی نیاز به تحول فکری جدی دارد، باز هم به موسوی رأی خواهم داد. بر خلاف بعضی دوستان، به هیچ کس پیشنهاد نمی‌کنم و کسی را هم «الزام» نمی‌کنم به موسوی رأی بدهد. اما از همه دعوت می‌کنم به جنسِ این استدلال توجه کنند. آقای کروبی قطعاً انسان محترم و زحمت‌کشی است با تمام خصوصیات خوب و بد فردی‌اش. ایشان حتماً یکی از سرمایه‌های مهم سیاسی کشور ما هستند. ولی ایشان با همین تفاوت‌های ظریف و مرزی، در کنار آقای موسوی که قرار بگیرند، نامزد مورد نظر بنده نخواهند بود. من به هیچ نامزدی چک سفید نمی‌دهم، حتی به آقای موسوی. فردای ریاست‌جمهوری، اگر آقای موسوی در این انتخابات پیروز شود، خیل و سیل پرسش و نقد است که به سوی ایشان روانه خواهد شد. موسوی نیاز دارد که ذهن‌های جوان‌تر و چالاک‌تر را برای گشودن گره‌های تو بر تویی که به دست احمدی‌نژاد بر بخت و سرنوشت ملت خورده است، به کار بگیرد. ما بیدار خواهیم ماند. سکوت و نپرسیدن مرامِ ما نیست، اما بهانه جستن و عیب‌جویی هم شیوه‌ی هنر نیست.
کمالِ سرّ محبت ببین نه نقص گناه
که هر که بی‌هنر افتد، نظر به عیب کند!

  1. ناشناس گفت:

    بسیار خوب بود.

  2. نریمان گفت:

    واقعا که عالی نوشتی. کاملا با شما موافقم.

  3. محسن گفت:

    این که به موسوی رای می دهید ولی این را به دیگران توصیه یا پیشنهاد نمی کنید بی معناست. شما این همه درباره موضوع فکر نکرده اید که آخر سر تکلیف آن یک دانه رای خودتان را معلوم کنید. در انتخابات معنای رای ما در واقع تاثیری است که رای ما بر دیگران هم می گذارد. شما وقتی به این نتیجه رسیدید که فلان رای درست است، به گمان من سزاست که برای آن تبلیغ هم بکنید. حتی تبلیغ خشک و خالی بدون استدلال.

  4. alireza گفت:

    aghaye ahmadi nejad ham az khodesh daraye khato mashy mibashad
    va hameye karhash ro ke hichi kamtarin karhasho be moshaverash mide
    pas ishun ham kandidaye mourede nazare shomast?

  5. مهدی گفت:

    روزنامه جمهوری اسلامی که توسط مسیح مهاجری ، از دوستان قدیمی و حامیان موسوی اداره می شود ، در ستون “جهت اطلاع” این روزنامه که پر مخاطب ترین بخش آن به شمار می رود ، نوشت:«در روزهای اخیر توطئه حساب شده ای توسط عده ای از دختران و زنان بدحجاب علیه مهندس میرحسین موسوی به اجرا درآمده که نشان می دهد دستهائی درصدد تخریب این نامزد ریاست جمهوری هستند.» جمهوری اسلامی افزود: «این افراد با حرکات جلف درحالی که عکس هائی از مهندس موسوی را با خود حمل می کنند وانمود می کنند که حامیان وی هستند.» در این خصوص، روزنامه جمهوری اسلامی نظر میرحسین موسوی را جویا شده است که به نوشته این روزنامه میرحسین این پاسخ کوتاه را داده است:«اینجانب به ارزش های اسلامی پای بند هستم و این قبیل تحرکات را اقداماتی در جهت تخریب می دانم و با آن مخالفم .»

  6. صادق گفت:

    اگر مقایسه کنیم میان دو کمپین موسوی و کروبی خواهیم دید که برخلاف کمپین موسوی ، ستاد کروبی بارها به تخریب موسوی پرداخته است.
    کافی است به سایت تغییر سری بزنید.
    از سوی دیگر نمی دانم چرا بر خلاف ستاد کروبی ؛ ستاد موسوی بر روی نام حامیان موسوی مانور نمی دهد تا اینگونه جلوه داده نشود که اصلاح طلبان مهم همه سمت کروبی هستتند.

  7. یک دوست گفت:

    به نظر من هیچکدام از نامزدهای انتخاباتی فعلی نمی توانند تغییر بزرگی در جامعه ی فعلی ما ایجاد کنند. تنها رنگ کارهایی که می کنند – بسته به نگرششان – کمی سفیدتر یا سیاهتر خواهد بود. فرق موسوی و کروبی در عملکرد – یعنی برداشتن گامهای واقعی – نزدیک به صفر است. درست است که موسوی اگر چه می تواند از حمایت بخشی از محافظه کار برخوردار شود – یعنی کسانی که جلوی اقدامات کروبی خواهند ایستاد – اما فراموش نکنیم که این حمایت را به قیمت دست کشیدن از تغییرات جدی به دست آورده است.
    در این صورت بهتر است کروبی موفق شود تا گوش عده ای را با سخنان پیشروتر آشنا سازد.
    در مورد میزان رای هم من فکر می کنم در شهرهای کوچک و روستاها تعداد نسبتن زیادی – به طور طبیعی نه بخاطر تبلیغات – به کروبی رای می دهند و اگر او بتواند نظر مردم متوسط به پایین شهرها را جلب کند می تواند موفق شود.

  8. علی گفت:

    شما هم که داری دنبال قهرمان می گردی؟؟
    چند سال از کروبی عسبانی بودیم که چرا حکم حکومتی قبول کرد حالا بریم به کسی رای بدیم که با افتخار از گرفتن حکم حکومتی برای ضایه کردن مجلس تاریف میکنه رای بدیم؟؟

  9. مجيد گفت:

    خب انشالله به قول شما جناب موسوی پس از انتخابات تحول فکری جدی خواهند داشت!
    ما قانع شدیم که تیم مشاوران اهمیتی ندارد. تحول فکرب آینده شخص مهم است. بعد حزب هم اهمیتی تدارد. دفاع از زندانیان و حمایت از حقوق بشر هم مهم نیست. مهم این است که موسوی میتواند رفتار بقال را درست کند و احتمالا رفتار پرستاران را با بیمار.
    جوانمردی و مروت و شجاعت هم البته صفات شخصی هستند. کمی هم بد هستند چون به سینه سپر کردن میمانند و خودنمایی. اما خانه نشینی و عافیت طلبی بیست ساله نشان از دوراندیشی دارد و تحول فکری بزرگ آینده که در بیست ساله گذشته فرصت نشده که تحقق یابد!

  10. حمید گفت:

    من با هیجان این رو خوندم چون یاسر پستش کرده بود
    اما به راستی در این نوشتار چیزی از سنجش برابری این او نفر گفته نشد. تنها تلاش شد که بسیار نرم از موسوی پشتیبانی شود
    نمونه اینکه گفته شده که برای برگرداندن حقوق زندانیان سیاسی نیازی نیست که کروبی رییس جمهور باشه. اما از سوی دیگر گفته شده که فرهنگ کوچه و خیابان ما رو کی درست میکنه؟
    آیا نویسنده گمان می کند که برای این امر نیاز داریم که رییس جمهور یک آدم فرهنگی باشد؟ چرا آقای موسوی در این ۲۰ سال حتی در دولت خاتمی قدمی برای درست کردن فرهنگ کوچه و خیابان نکرد؟ مگر نمی گویند ایشان تشنه قدرت نیست؟ پس چرا در این ۲۰ سال هیچ پست کمتر از سرپرستی دولت رو نپذیرفت؟
    با برخی از بخشهای نوشتار بنده سازگار هستم

  11. محمد گفت:

    عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگوی.
    شما بیشتز معایب آقای موسوی را برجسته کردید اما ایشان محاسن متعددی دارد که از نگاه شما سهوا یا تعمدا پنهان مانده، مثلا هشت سال در شرایط بحرانی کشور را اداره کرده، به حقوق زنان قویا ایمان دارد، ملی گرا ست، اندیشه های روشنفکرانه دارد، در میان فرهنگیان و هنرمندان پایگاه ویژه ای دارد و …

  12. حسین گفت:

    موافقم با شما….فقط یک نکته ای که در رفتار انتخاباتی آقای موسوی جای نقد دارد همین استفاده و تاکید روی رنگ سبز است که بهانه خوبی دست مخالفان داده که بگویند بفرما، اینها هم عوامفریند…من تا به حال خیلیها را دیده ام که این را مطرح میکنند و متاسفانه قابل دفاع هم نیست چون همان چیزی است که ما به احمدی نژاد هم مشابه آن را (در سطحی گسترده تر)ایراد میگیریم یعنی استفاده از مقدسات برای جذب مردم
    —————————
    اتفاقا آن رنگ سبز ابتکاری بسیار هوشمندانه بود و از نقاط قوت کمپین موسوی. گفتم خیلی بدیهی است در نتیجه هیچ چیزی درباره‌اش ننوشتنم.
    د. م.

  13. میثم گفت:

    من یه دلیل دیگه هم برای رای ندادن به کروبی دارم. این آدمها با اینکه یک گروه را تشکیل داده اند ولی کار گروهی نمیدانند. همان طور که شیخ از اصلاحطلبان جدا شد؛ کرباسچی از کارگزاران، ابطحی از مجمع روحانیون مبارز، و عبدی از مشارکت. اینها همگی برای حمایت از کروبی بر خلاف حزب خودشان عمل کردند. و خیلی بعید میدانم که یک همچنین آدمهای تکروی بتوانند کار گروهی در کنار هم بکنند.

  14. عبیدالاحسان گفت:

    اگر نظام ما به گونه ای بود که رییس جمهور همه کاره بود اونوقت من با رغبتی بیشتر به موسوی یا خاتمی رای میدادم. چون موسوی به نظر من میتونه تمام اقشار ملت رو کنار هم قرار بده . مهم ترین شکال به نظام اینه که داره روندی رو طی میکنه که حاشیه نشینی رو در تقابل با متن وسنتی رو در مقابل مدرن و… قرار میده و بنیان جامعه رو نشونه گرفته. داریم میشیم شبیه خمر سرخ.

  15. مريم گفت:

    با نحوه استدلال کردن شما موافقم

  16. zakeri گفت:

    dar antekhabate majlese sevvom[3] dar halikeh sarparaste 1 nahad bodam, mamore be khedmat shodam be farmandari mohal va shodam ozve heiate bazrasi vezarate keshvar[ba dariafte tashakkor nameh ba amzaie janabe Shariat az vezarat khaneh]vali masoole heiate nezarate shovraie neghahban[ Dadsetane]va Amam jomehe shahrestan alihe man aghdam kardand, Farmandar zor zad natavanest kari bekoneh, maradar markaze astan bad az 3 sal boro beiabe ellate anjame a;male khelafe shoaone rohaneiiat!? be 5 sal khalae lebas mahkom va tabeate badi shoro shod ta hala ke hameh chiz hatta zendeghi motalashi shodeh,anroz Khatami va amsale vei khamosh mandand hala Khoda konad khamosh namanand, Bazam heif ast Irane Aslami ra va mellat ra vajhol mosaleheh qarar nadahid.almolko iabqa maal kofr va la iabqa maaz… .

  17. سامان گفت:

    این نکته رای دادی به آقای موسوی به دلیل رای‌آوری بیشتر، از اون استدلال های عوام فریبانه است. دقت کنید که اگر معتقید انتخابات دو مرحله‌ای می‌شود، فقط کافیه در مرحله اول به کسی که اصلح است رای بدید، نه کسی که رای‌آوری بیشتری دارد. اگر واقعا به هر دلیل آقای موسوی بیشتر از آقای کروبی رای آورد، میره مرحله دوم و اون موقع فرصت هست که بهش رای بدید.

  18. ناشناس گفت:

    به وصیه دوستی نوشته شما را خواندم نظرم را به او گفتم برای شما هم می نویسم:
    دلایل ترجیح موسوی دو بخش داشت:
    ۱- موسوی بیشتر رای می آورد
    ۲- مشاوران کروبی یک دست نیستند
    من استدلال دیگری در نوشته ندیدم
    در باب نکته اول به نظرم تو هم موافقی که این نکته در این دور نامربوط است
    در باب نکته دوم این ایراد قطعا به مهندس هم وارد است اما نهایتا نکته ای نیست که در باب آن بحث کنیم نویسنده صراحتا می نویسد این نکته “قابل اغماض” است
    اما نویسنده از این سو می نویسد: “موسوی برای خود صاحب تفکری است” : و بعد می گوید “موسوی نیاز به تحول فکری جدی دارد” آیا انتظار شما و نویسنده این است که بدلایل سست بالا مملکت را دست این آدم بدهیم. ضمنا کسی که ۷۰ سال (دقت کن ۷۰ سال) اینگونه فکر می کند که نیاز به “تحول جدی” دارد چرا باید عوض شود.
    در مقابل دلایل مثبت فراوانی هست به نفع کروبی دلایل اقتصادی به تنهایی کافی است

  19. دوست من شماکاملا در اشتباهید. کروبی گزینه بسیار بهتری است . هم به دلیل رابطه سالم و غیر مرید/مرادانه ای که با تیم قوی خود دارد هم به دلیل اینکه ادامه راستین تعارضات و نهضت آزادی خواهی ما ایرانی هاست و هم اینکه در تقابل با زیاده خواهان با کسی تعارف ندارد و سیدبازی هم در نمی آورد .متوجه باش که چگونه انتخاب می کنی تا جوگیر به حساب نیایی .

  20. ناشناس گفت:

    کدام یک دستی در هواداران موسوی ؟ آیا حامیان بسیجی و سپاهی ایشانبا حامیان اصلاح طلبشان کنار می آیند؟مطالبات هر کدام از این دو گروه چیست و جواب آقایِ موسوی به آنها چیست؟ فکر می کنم آقای موسوی به این سوال صریح و شفاف جواب نداده چون هر جوابی باعث ریزش آرایِ یکی از دو طرف می شود . امااگر ریس جمهور شدند آنگاه چه؟ آیا دوستان بسیجی و سپاهی ایشان حاضرند همین آقای مسجد جامعی رادرقامت وزیر ارشاد قبول کنند؟ (آنهای که من دیروز در خیابان مطهری تهران دیدم که این چنین نبودند).

  21. سارا گفت:

    من با نظر شما موافق نیستم.آقای موسوی از اظهار نظر صریح ترس دارد.حتی در فیلم تبلیغاتیش پوستر بزگ خامنه ای رو نشون داد .صریحا میگه می خواد ارزشهای اون موقع رو احیا کنه..من ترجیح می دم به کروبی رای بدم نه به موسوی که از حالا معلومه که چه کار می خواد بکنه و چه کار نمی تونه بکنه.اگه ممکنه این دو پست رو مطالعه کنید
    http://parsanevesht.blogspot.com/
    http://paiin.persianblog.ir/post/967

  22. علی گفت:

    ۱. نمیشه در مورد میر حسین جنین حرفی را زد و بگی که میتونه مثل دوران ۴ سال دوم بر اثر تفریط زیاد باعث سر خوردگی مردم و یاس اونها بشه.اینی که میگین ایشون باعث تشنج میشه. آیا در دوران مجلس ششم که خیلی ها رادیکال بودن ایشون هم اینطور بود؟
    ۲. خیلی با حاله که خیلی ها این دلیل را میارن که تیم کروبی نمیتونه باهاش کا کنه. آیا این را خود کروبی و تیمش نمیدونن؟
    به علاوه اگر قراربه هم سوئی است. آقای موسوی و اصلاحات چقدر با هم هم سوئی دارن؟
    ۳. این که هر کسی رای بیشتربیاره باید بهش رای داد که موضوع انتخابا ت در مرحله اول نیست. خودمون را گول نزنیم .انتخابات دو مرحله ای.
    دلیل این که میگین آقای کروبی عضو حزب باد هست. چیه؟
    به نظر من ما برای پست ریاست جمهوری به یک سیاس احتیاج داریم. نه یک فیلسوف و هنرمندو تئوری پرداز.اینها میتونن مشاورهاش باشن. رئیس جمهور باید سیاس باشه.یعنی قدرت چانه زنی برای رسیدن به اهداف. یعنی استفاده از قدرت و نفوذش.
    ۴. در زمینه حقوق شهروندی و حقوق بشر هم که نظرتون خیلی جالبه. فکر کنم جای بحث نداره.
    در آخر من هیچ وقت نویسنده خوبی نبودم. اگه بد نوشتم ببخشید
    علی.

  23. محسن گفت:

    منم با نظر شما موافقم و فکر میکنم تیمی که در کنار آقای کروبی قرار گرفته قبلا امتحانشو پس داده.

  24. خسرو گفت:

    با سلام. من در کلیت این نوشته یک پایه استدلالی قوی ندیدم و ترجیحات شما بر پایه فرضیاتی است که خود به دلایل دیگری برای اثبات نیازمندند. برای من این نکته که کروبی عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام ( بخوانید مجمع بی اساس کردن قانون اساسی) را نپذیرفت نکته بسیار مهمی است که او را تبدیل به فردی می کند که می تواند به بالاترین مراکز قدرت و نیز به صندلی هایی که برخی برای آن همه شرف و عزت خود را داده اند نه بگوید و این چیزی کمی نیست.
    در عین این حال موافق هستم که برتری این دو بر هم چندان نیست که برای یکی گریبان درید و دیگری را لعن و نفرین کرد .
    و هزار دلیل هست که در حال حاضر هدف بزرگتر دعوت به مشارکت است. نتایج دور اول خواهد گفت که انتخاب بیشرین اصلاح طلبان کیست و در دور دوم هم باید بر او اجماع کنیم. پس بحث و گفتگو در باب مقایسه این دو چندان هم قرین به حمایت از روند اصلاحی گری نیست.

  25. عرفان گفت:

    “بگذارید ابتدا بگویم همین‌که قابلیت‌ رأی جمع کردن موسوی بالاتر از کروبی است ، خود به طور بدیهی برای من حجتی است برای رأی دادن به موسوی”
    به نظرم فاحش ترین اشتباهی که حامیان میرحسین انجام می دهند و متاسفانه برخی شان قلباً و عقلاً متمایل به کروبی اند همین است.
    اول- برای انتخاب نشدن احمدی نژاد کافی است:
    ۱- در انتخابات شرکت کنیم.
    ۲- رای باطله در صندوق نریزیم،
    در این صورت یک محاسبه ساده احتمالاتی نشان خواهد داد که
    احتمال رای نیاوردن احمدی نژاد مستقل از رای ما به کروبی یا میرحسین است چرا که تنها عامل تاثیرگذار این است که او نتواند بیش از ۵۰ درصد آرا را کسب کند و در صورت عامل بودن به موارد یک و دو مطلوب حاصل است.
    دوم- برادر بزرگوار طبق کدام آمار یا تحلیل چنین نتیجه ای گرفتی؟ باور کنید نمی توان به شم شخصی یا آمار در ایران(وشاید هر کشوری) اعتماد داشت.(کافی است انتخابات نهم را مرور کنید.)
    سوم- دموکراسی به معنای فروختن رای خود به اکثریت و هیچ شدن (استحاله در کل و کلی) نیست _و اگر باشد چه چیز ضد انسانی و خطرناکی است .- بلکه به معنای ابراز رای خود و در عین حال تابع رای اکثریت بودن است.

  26. مسعود گفت:

    برای انتخاب نشدن آقای احمدی نژاد لازم نیست حتما از سه نفر دیگر به اونی رای بدیم که خیلی شانسش بیشتره. بلکه کافی است به هر کدام از سه نفر دیگه رای بدید. این یه فرمول ریاضی است.

  27. امیر گفت:

    تفکر شما در جای خود محترمه.
    ولی تا حدی غلط
    اولا” ظاهرا” شما از کم و کیف اتفاقات تخریبی به خصوص در صدا و سیما علیه دو کاندیدای اصلاح طلب خبر ندارید ستاد کروبی نه تنها در فکر تخریب نیست بلکه یم بار رئیس این ستاد به خاطر تخریب موسوی اخراج شد در ضمن این طرفداران عمده ی موسوی هستند که وقت خودشون رو صرف سرودن اشعار بر ضد کروبی(با وجود اصلاح طلب بودنش می کنند)(مثالا” خلیل جوادی) در ضمن شعار های موسوی فوق العاده احساسی تر است من به همین دلیل چند هفته پیش تغییر موضع دادم به طرف کروبی ولی آنچه کروبی گفته کاملا” عملی آن هم از سوی فردی چوت کروبی هست نه کس دیگر اگر جرئیات طرح ایشان رو مطالعه کنید در ضمن این متن طولانی شما به گفته دوستمون فقط بر دو پایه استوار یود که اولیش یعنی رای بالای موسوی ملموس هست ولی دلیلی منطقی برای انتخاب کاندیدا نیست ولی دومی کاملا” غلط و بی اساس هست در ضمن من به شما پیشنهاد می کتنم کاندیدای برتر (نه الزاما” کروبی که مد نظر منه اونی که با منطق انتخابش می کنید) ملاک انتخابتون باشه نه اونی که احودی نژاد رو از میدان خارج کنه با وجود تمام عملکرد های بد احمدی نژاد

  28. کوروش.ع گفت:

    داریوش جان به وبلاگ ماکوان برخوردم، نقدی بر نوشته ات نگاشته. بخوان:
    makvan.blogsky.com

  29. ناشناس گفت:

    ما با رفتاری که در بیمارستان با بیمار می‌شود، با برخوردی که در بانک و اداره با ارباب رجوع می‌شود چه می‌کنیم؟ ما ادبیات بقال و راننده‌ی تاکسی و اتوبوس را چطور اصلاح می‌کنیم؟ مسئول آن همه تباهی اخلاق مدنی که اشکالات قانونی نیست. این‌ها مواردی است که البته می‌توان به شرح و تفصیل درباره‌اش حرف زد (و قلبِ مسأله‌ی توسعه‌ی ما این‌هاست که از نگاه آقای کروبی و مشاوران‌اش هم به اعتقاد من دور مانده است).
    در حل این مشکل چطور تشخیص می دهید که موسوی از کروبی بهتر عمل خواهد کرد؟آیا برنامه ی مستندی ارائه داده؟بر اساس کدام راهکار یا برنامه ی ایشان به این نتیجه می رسید که مدیریت کشوری ایشان در اینجور مسائل قوی تر خواهد بود؟ضمن اینکه مشاوران تندروی کروبی بارها گفته اند اهدافشان بیشتر مدیریتی و اقتصادی است تا سیاسی

  30. Salam گفت:

    کاملا واضح است که انتخاب هر یک از این دو به معنی انتخاب شایسته ترین شخص نیست و ما فقط داریم جلوی فاجعه ای بزرگتر را می گیریم و یا سعی می کنیم که بگیریم. و همینطور همه می دانند که اگر کسی می خواد رئیس جمهور بشه باید حداقل در دوران نامزدی جلوی چاک دهنشو بگیره و چیزی نگه که به پر قبای رهبری بر بخوره و اظهار نظراتی در مورد گشت ارشاد و از این قبیل تنها بعد از زر مفت زدن های احمدی نژاد راجع به اینکه آیا «واقعا مشکل ممکلت ما مدل موی بچه هاشه!» مد شده وگرنه همه میدانند که نیروی انتظامی فرمان رئیس جمهور رو به ما تحت مبارکشون هم حساب نمی کنند و همینطور خود رئیس جمهور رو! و اما بعد از اینکه رئیس جمهور شدند هم به همون دلیل اصلا کاری در این زمینه نمی تونند بکنند.
    و اما در مورد آقای کروبی اگر با توجه به آنچه که تا به حال ملت و انقلاب از روحانیت دیده است، تنها روحانی بودن ایشان شرط کافی برای رای ندادن به ایشان نیست–آیا واقعا کسی دیگر می تونست به واژه روحانیت اینطور تعالی ببخشه؟!– نکات زیر رو به عنوان قطراتی از دریا یادآور می شوم:
    – در رسوایی ایران کانترا یا همان ماجرای مک فارلین آقای کروبی به عنوان نماینده آقای خمینی با آمریکایی ها برای گرفتن اسلحه از اسراییل که کاملا واضح است با چه قیمتی در ازای آزادی چند آمریکایی از دست حزب الله و کمک مالی چند میلیون دلاری ایران برای کمک به آمریکا در سرنگونی انقلاب نیکاراگوئه قرارداد بستند. بنابراین کروبی کسی است که وقتی دم از دشمنی با اسرائیل و مردم بی گناه غزه و مظلومین جهان و آمریکای جنایتکار و این حرف ها را می زند فقط به قبر بابای ملت می خندد. http://en.wikipedia.org/wiki/Iran_contra
    -دوم اینکه بعد از وفات آقای خمینی باید به ویدیو های آن زمان مراجعه کنید و ببیند که این کروبی چه فیلمی بازی می کرد و هی بالا و پائین می پرید و توی سرش می زد و هی برمیداشتند عمامه اش رو می گذاشتند روی سرش و دوباره از اول درحالی که حتی خانواده آقای خمینی نشسته بودند و گریه می کردند و اگر ویدئو را ببینید کاملا ریا و دغل ازش هویدا بود.

  31. محمود گفت:

    “گروه از همه جا رانده و مانده” احسنت درست می‌گویید؛ کرباسچی در راه اصلاح صورتش به زندان رفت و عبدی به خاطر اصلاح خانواده‌اش. واقعا این […] که نمونه‌ای از […]، ارزشی ندارند که به خاطر آن به کروبی رای بدهیم! راستی همکاران موسوی چه کسانی هستند؟ هم اصول‌گرا هم اصلاح‌طلب یعنی چه؟
    درباره‌ی “رای آوری” دوستان توضیح دادند اما اضافه می‌کنم که با دیدگاه اخلاق‌گرایانه‌ای که موسوی مدعی آن است، چنین نگرشی درست است؟ “هدف وسیله را توجیه می‌کند” سیاست‌ورزی است؟
    نمی‌خواهم وارد جزییات بیشتر شوم اما عرض می‌کنم که اگر کروبی فقط و فقط مقدمات طرح نفت را اجرا کند انقلابی در سیاست این دیار پدید خواهد آمد.
    و این‌که موسوی در هیچ چیز موضع صریحش را نمی‌گوید قابل تامل است؛ واقعا فهمیدن منظور موسوی از کلی‌گویی، رمل و اسطرلاب می‌خواهد؟

    انسان همیشه مایل است دروغ آرامش بخش را باور کند. امیدوارم روزی در توجیه این پست آسمان را به زمین ندوزید!

  32. ناشناس گفت:

    استدلالت مجاب کننده بود
    من همین همین دودلی رو داشتم هر چند که امکان دادن رای وجود نداره

  33. میلاد گفت:

    یک نکته در مورد رنگ سبز. استفاده از یک رنگ به عنوان نماد و وسیله ای برای همگرایی و تبلیغ البته هوشمندانه و قابل تقدیره. چیزی که عوام فریبانه ست پیوند زدن اون با باورهای ملی یا مذهبی مردمه. من اسم این رو سوءاستفاده از اعتقادات مردم می دونم و از این لحاظ تفاوتی بین این کار و استفاده ی ستاد آقای احمدی نژاد از پرچم ایران قائل نیستم.

  34. memet گفت:

    آقای کروبی بیش از حد منیت دارن! تو هر جملشون ۱۰۰ بار از کلمه من استفاده میکنند! اصلا به رفتار سیاسی حزبی پایبند نیستن!
    و آقای کرباسچی هم به نظر من دارن برای خودشون تبلیغ میکنن! نه مهدی کروبی!
    یک سوال، اون چند ملیون نفری که اصولگرا هستن حق زندگی کردن تو این کشور رو ندارن ؟ اگر ما بخوایم فقط به اکثریت از نگاه خودمون اهمیت بدیم نتیجه ای نداره! اصل جمهوریت و دموکراسی رو زیر سوال میبره!
    آقای کروبی تمام چیزهای خوبی که هرکسی آرزوش هست رو جمع کرده تو شعارهاش،‌ حالا تا چه حد دست یافتنی باشه برنامه های خودشون مشخص میکنه، من این شعار ها رو قبول ندارم،‌ مثل شعار آب و برق رایگان تو روزهای اول انقلاب میمونه! این مورد جای بحث داره! اما فکر میکنم فقط اشاره بهش کافی باشه!

  35. سعيد گفت:

    خیلی از مسائل را نادیده گرفته ای. بذر گروه فشار را در طرفداران موسوی می بینیم. بارها سخنرانی کروبی را بر هم زده اند. تحزب نیاز اصلی ماست که کروبی دنبال می کند.موسوی دارد به یک چهره تبدیل می شود اگر نگویم یک بت و ما باید از این وضعیت بگریزیم. ابهام در تیم موسوی بیش از کروبی است. به عکس های جوانان نگاه کنید. تبلیغات بسیار زیاد تیم موسوی امکان فکر کردن را از جوانها گرفته و دقیقا نمی دانند چه می کنند.

  36. رضا گفت:

    مطلبتان ارزش تا انتها خواندن را نداشت

  37. ماهان گفت:

    دمتان گرم، ممنونم که اینهمه شیوا و منطقی می نویسید. ما پیروزیم.

  38. ادیب گفت:

    تامین حقوق اقلیت ها ( یا دست کم رفتن برای ان) یا آزادی بیشتر اینترنت و مطبوعات تندروی آزدی خواهانه اند؟ بیشتر به نظر حداقل حقوق انسانی می آیند تا تندروی آزادی خواهانه.

  39. ایوب گفت:

    من لینک نوشته تان را در “ماکوان” دیدم، اصلا آنچه را که گفته اید ربطی به ادعاهایتان ندارد، صعب روزی بولعجب کاری پریشان عالمی!

  40. کافه دار گفت:

    ای کاش این شیخ ۵۰ هزار تومانی کمی مردم را عاقل فرض میکرد.
    دیروز کروبی به همراه مهدی مقد م و سعید عرب در شهر ما برنامه داشت…
    من که نه!اما آیا مشکل کشور از نظر شما به دست مهدی مقدم ها حل خواهد شد؟

  41. - گفت:

    -کروبی ایراد داره ولی بهترین گزینه هستش در شرایط فعلی شما ایرادات کروبی رو گفتید ولی ایرادهای موسوی رو نگفتید اگه اونها رو می گفتید از کروبی به مراتب بدتر بود
    – از کجا فهمیدید که پایه رای موسوی بیشتر از کروبی هست این رو که همه جا به عنوان علت آوردید اثبات نکردید ( بر عکس همه موافقن که موسوی در ایجاد موج انتخاباتی ناتوان بود )و در ضمن در مرحله اول اصلا مهم نیست این مسئله
    -اطرافیان کروبی در حال حاضر بین تکنوگرات ها و دمکرات ها هستند که درسته با هم فاصله دارند ولی این دو ، دو بال لیبرال ها هستند.ولی طرفداران موسوی چی ؟؟ آیا می دانید در ستاد های همدیگر هم نمی توانند بروند
    آیا شما مسیح مهاجری و کچوئیان رو می شناسید ؟؟؟؟؟

  42. کیمیا گفت:

    طرفداری قشرهای مختلف مردم از مهندس موسوی اعم از بسیجی و سپاهی و اصلاح طلب و.. به هیچ عنوان یک نکته منفی به حساب نمی آد…یک دست بودن به معنای همشکل بودن نیست…اتفاقا دقیقا همین موضوعه که می تونه ما رو به پیروزی موسوی در برابر احمدی نژاد،(در مقابل پیروزی کروبی بر احمدی نژاد) امید وار تر کنه.. در ضمن من هم با عدم سعی شما برای متقاعد کردن دیگران موافق نیستم..در این زمان هست که باید برای آنچه فکر می کند اصلحه بیشترین تلاش رو بکنید

  43. رامین گفت:

    ۱.متاسفم،زیرا:می گویید”هر کسی”به جز احمدی نژاد
    ۲.متاسفم،زیرا:روی موج سوار میشوید و مطابق خواست اکثریت رای میدهید.در واقع اجازه میدهید دیگران به جای شما بیندیشند
    ۳.متاسفم،زیرا:آقای موسوی را موفقتر از آقای کروبی در جمع آوری آرای مردم میدانید،درحالیکه موفقیت آقای کروبی در جمعآوری آرای شناور و آرای هواداران مردد آقای موسوی مشهود است.
    ۴.متاسفم،زیرا:برنامه های آقای کروبی که کف خواسته های جوانان خردورز ایران است را افراطی می انگارید.
    ۵.و در نهایت متاسفم،زیرا:حل چند مشکل که خود اشاره کردید را برای حل مساله حقوق بشر کافی نمیدانید،اما از اضافه شدن به این مشکلات از سوی آقای موسوی استقبال میکنید.
    این نوشته فقط نقد فرمایشات شما بود،در حالیکه برای دفاع از آقای کروبی و انتقاد از آقای موسوی مطالب بسیاری میتوان گفت و نوشت.

  44. ایمان گفت:

    ممنون- امیدوارم نوشته هایی از این دست در فضای انتخاباتی بیشتر نوشته شود

  45. قبلان گفته بودم که پیروزی آقای کروبی رو پیروزی اصلاح طلبها میدونم. اما چند روزیه که مطالب سایت تغییر رو میخونم و متقأعد شدم که دورو بر ایشون رو نه اصلاح طلبها که بیشتر فرصت طلبها گرفتن. روشی که این سایت پیش گرفته دروغ پراکنی و ایجاد تفرقه است. این حامیان شیخ دست کمی از حامیان آقای احمدی نژاد در تخریب آقای موسوی ندارند و هنوز هیچی‌ نشده شهوت قدرت اونهارو اینقدر مست کرده که اخلاقیات رو به فراموشی سپردن. شاید دلیل این کار اونها اینه که قافیه رو باختن و میخوان از این طریق هوداران میر حسین رو به عکسل عمل وادار کنن و خودشونو در کانون توجه قرار بدن. دوست دارم اینجا چند دلیل ارجحیت آقای موسوی نسبت به آقای کروبی رو بنویسم:
    ۱-اگر شما تجربه اجرائی تمام اطرافیان آقای کروبی رو جمع بزنین به اندازه تجربه تنها خود میر حسین نمیشه. ٔگل سر سبد تکنو کراتهای اطراف کروبی آقای کرباسچی و آقای الویری هستند. آقای الویری تجربه ناا موفقی در شهرداری تهران داشت و میشه گفت وا گذاری شورای شهر تهران و سپس شهرداری تهران از دلایلش ناکامی ایشون در این پست بود. آقای کرباسچی مدیر نسبتا موفقی بود اما به هیچ وژ آدم بی‌ نظیری نیست. همین الان آقای قالیباف با موفقیت دارن شهر داری رو اداره میکنند و قطعا از آقای کرباسچی موفق تر هستند.
    ۲-آقای کروبی بسیار به صندلی‌ ریاست جمهوری علاقه من هستن و جوش و خروش ایشون بیشتر از این بابت است. رفتار ایشون بعد از پیروزی اصلا قابل پیش بینی‌ نیست. بنده سه حالت رو میتونم پیش بینی‌ کنم: حالت اول که محتمل‌ترین حالت است اینه که شیخ بعد از پیروزی اصلاحات رو بذاره تو طاقچه. فراموش نکنیم که در چهار سال گذشته بیشترین عتاب شیخ متوجه اصلاح طلبان به زعم ایشان افراطی بوده و بعید نیست انتقام کشی کنه.
    حالت دوم اینه که ایشون از نیروهای اصلاح طلبی که در اطرافش هستن استفاده کنه، چیزی که خودشون بارها به اون ازعان کردن(ایشون شدیدا رفیق باز هستن!). در این صورت کابینه ایشون قطعا کابینه اصلاح طلب نخواهد بود. اطرافیان ایشون واقعی ضعیف هستند. مثلّا تصور کنید آقای اسماعیلی مقدم وزیر بشه! حالت سوم اینه که ایشون به اصلاح طلبهای استخو ندا ر که الان حامی‌ موسوی هستند رو بیاره که بسیار نا محتمل است . در این صورت چرا بایستی به کروبی رای داد؟
    ۳-شیخ رو همه به صراحت لهجه و صلابت گفتار میشناسن. اما من تصور می‌کنم که عصبانیت ایشون به خاطر کم حوصلگی است و صراحت لهجه و عمل گرایی ایشون بیشتر نتیجه اینه که ذهن ایشون بسیط است و قدرت تحلیل مطالب پیچیده رو ندارد. این دو نقیصه برای یک رئیس جمهور کشنده هستن و دومی رو میشه در آقای احمدی نژاد دید و قضاوت کرد چقدر مضر است.
    ۴- چهار سال پیش دکتر سروش در مساحبهای پیرامون انتخابات و کاندیداهای اون حرف جالبی زد که نقل به مضمون چنین است”سروش: بنده مثل جلال آال احمد معتقدم که در بین طبقه روحانی و نظامی آدم روشنفکر وجود نداره و بنابر این تنها کاندیدای قابل توجه آقای معین است، اما…”. اگر چه آقای سروش خودشون دیگه به این موضوع اعتقادی ندارند که رئیس جمهور بعید روشنفکر باشد اما من فکر می‌کنم عمل گرایی بدون پشتوانه فکری به همان جای ختم میشه که آقای احمدی نژاد میخواد ما رو ببره. من با محک های دکتر سروش چهار سال قبل فکر می‌کنم که تنها کاندیدای قابل آقای موسوی است.
    ۵-آقای موسوی کاندید اجماع اصلاح طلبهاست و دلایلی که اصلاح طلبها برای حمایت از ایشون میارن بسیار قابل قبول تر از دلایلی است که حامیان آقای کروبی آراأه میدن. قبلا به تناقضی که در نظر آقای سروش نسبت به انتخابات گذشته بود اشاره کردم و به زودی در مورد حمایتهایی که از آقای کروبی شده مطالبی مینویسم و نشون میدم که خیلی‌ از این حمایتها از روی تحلیلهای دقیق نیست.

  46. نشانه‌های شکست شیخ اصلاحات:
    از واکنش‌های همراهان شیخ اصلاحات میشود فهمید که شکست رو نزدیک میبینند. اولین واکنش به محبوبیت موسوی به عنوان کسی‌ که کارنامه موفقی در قوه مجریه دارد انتصاب آقای کرباسچی به سمت معاون اولی‌ و مانور دادن روی اون بود. این اولین اشتباه استرتژیک شیخ بود چون کرباسچی به هیچ وجه شخصیت ممتاز و بی‌ نظیری در خاطر مردم تهران نیست. حضور موفق قالیباف در شهرداری تهران حضور کرباسچی رو بی‌ خاصیت کرده. از طرفی کرباسچی بر خلاف آقای عبدی هر جایی‌ که صحبتی میکنه آن تصور مثبتی هم که ازش وجود داره رو از بین میبره و حرفهاش بیشتر به فحاشی کردن شبیهه و نشانه‌های پختگی درش نیست. اما نکته منفی تر اینکه حضور پر رنگ کرباسچی در کنار کروبی اقرار به این موضوأ است که کروبی به تنهایی قادر به اداره دولت نیست و این برای رئیس جمور اصلا قابل قبول نیست. نشانه‌های دیگر شکست شیخ انجام اعمال خیر اخلاقی‌ است، نظیر تغییر تیتر روزنامه بعد از چاپ، اعلام حمایتهایی که تکذیب میشن و فحاشی و دروغ پردازی در مورد مهندس موسوی در سایتهای حامی‌ شیخ مثل سایت تغییر.

  47. امیر گفت:

    نِمی دانَم چــِرا بَعضی ها وُجودِ بَسیج و قِسمَتی از اصولگرایان دَر کِنار میرحُسین را رضیلَت تَفسیر می کنند. اتِفاقا یکی از دَلایلی که به میرحسین رای می دَهم هَمین است! زیرا او بَر خَلافِ کروبی -که انگار می خواهَد رییس جُمهور تَنها حزبَش شَود – تَنها بَرایِ حزبی فعالیت نَدارَد و می خواهَد رییس جمهور کلِ ایران شَود. نِمی دانَم؛ شایَد می خواهَند نِصفِ مَردُم را که گِرایــِشاتی جز اِصلاح طَلبی (که ای کاش تنها اِصلاح طلبی کافی بود) دارَند را (از آرایِ اَحمدی نِژاد می توان مِقدار فَعالینشان را به خوبی تَخمین زَد) از کِشوَر بیرون بریزَند و بَر هَمان مُوافِقان حکومَت کنَند.
    متنِتان زیبا بود و مستَند. اما چون جنس استناد و دلایلتان شهودی بود؛ بدیهیست که مُخالفان نظر مخالف را بدونِ سَند و دَلیل بیان خواهَند کرد…
    ————————————
    دلم نیامد ننویسم. به خاطر این‌همه پشتکار برای اعراب‌گذاری دقیق تبریک می‌گویم 🙂
    د. م.

  48. نون.جیم گفت:

    من با نظرات شما موافقم.ولی مخالفان را نمی توان مجاب کرد متاسفانه.باز هم همان رفتار کودکانه را در پیش گرفته اند.نمی دانم به کدامین دلیل تا موجی که خبر از اتحاد-هر چند در میان بخشی از جامعه-میدهد راه می افتد همه مان بدبین میشویم.مثل همین موج سبزی که نه موسوی به راه انداخته نه اطرافیانی که سرشان خیلی بیش از این شلوغ است.این اتفاقی است که از دل مردم و ستادهای مردمی به راه افتاده.باز همه شروع کرده اند به خرده گرفتن و اسمش را هم گذاشته اند عوام فریبی.نمیدانم این بیشتر عوام فریبی است یا ماهی هفتاد هزار تومان که تنها سرمایه ی ما در حال حاضر است؟کروبی حزب به راه انداخته؟؟!باور کنید نمی توانم جلوی خنده ام را بگیرم!حزب در ایران یعنی کشک! یعنی کسی که ادعا دارد حزب به راه انداخته حتی تعاریف اولیه اش را هم نمیداند.همه ی ما میدانیم در میان اطرافیان کروبی-که هنوز برایم روشن نشده طرفدارانش به کدام ویژگی روشن و مثبتشان می بالند-با نفوذترین فرد کرباسچی است.یک سوال! کروبی که ادعا میکند حزب اعتماد ملی راه انداخته ممکن است توضیح دهد کرباسچی تا یک ماه پیش کجا بود؟؟رئیس حزب کارگزاران!از همین جا شکاف ها شروع میشود و بازمیگردم به حرف اولم که گویا تعریف حزب هم فراموش شده.رئیس حزب کارگزاران در دو ماه آخر تا انتخابات میشود معاون اول کروبی-آن وقت حزبش(!) از موسوی دفاع میکند!! این با تمام رفتارهای حزبی منافات دارد.اصلا همین واژه ی رئیس حزب هنوز گنگ است…مگر حزبی از رئیسش جداست؟؟کرباسچی تمام حزبی که ادعای پایبندی به آن را داشته در طول مدت کوتاهی رها کرده و به کس دیگری پیوسته.با یک فلاش بک به گذشته اش می رسیم به فساد مالی اش که هرگز برای هیچ کداممان روشن نشد.نمی دانم این روزها چه بر سر بعضی از ما آمده که حافظه ی تاریخی مان از بین رفته و می خواهیم با رای دادن به کروبی- کرباسچی را بکنیم مرد اول کشورمان.نمی دانم چرا به صرف اینکه اطرافیان کروبی زندانیان سیاسی بودند باز جو گرفته بعضی ها را.آن وقت ایراد میگیرند به این روبان های سبز-که شاید خالی از ایراد نباشد ولی هر گروه به یک طریق جوگیر شده دیگر-…موسوی کاندیدای آرمانی هیچ کداممان نیست…ولی حالا راه تا ایده آلیستی خیلی دراز است…این روزها از هر راهی میروم باز میرس به حرف..ماکیاولی…”هدف وسیله را توجیه میکند”…دوستان اینکه احمدی نژاد از میدان به در رود و از صفحات تاریخی مان حذف شود تا آیندگان بیش از این به ما خرده نگیرند برای همه ی ما پیروزی است…بیایید کمی بیشتر فکر بکنیم.ما بعد از این دوران بحران و دروغ به رئیس جمهوری نیازمندیم که در مقابل وقاحت احمدی نژاد صدایش را هم بالا نبرد.ولی با همان صدا آمار دروغش را نشان مردم دهد و از چیزی نترسد…کسی که اگر هیچ کداممان کاملا با نظراتش موافق نیستیم فرصت بسیار داریم برای انتقاد و میتوانیم مطمئن باشیم نظراتمان را میشنود و بی آنکه تحت نظر مشاورانش باشد شاید آن را به کار بندد.کسی که اگر در مناظره اش در مقابل یک روحانی که در هر چند جمله اش یادآوری میکند انقلابی بوده و رئیس مجلس و ..,از سیره ی پیامبر مثالی می آورد در عوض می توانیم مطمئن باشیم تاریخ فلسفه ی کاپلستون یا راسل را هم خوانده.از تاریخ تمدن ویل دورانت هم بی اطلاع نیست.از ادبیات و هنر مدرن هم سر در می آورد در کنار اقتصاد نوین.کسی که برای اولین بار این همه هنرمند را که همیشه از صحنه کنار می کشیدند دور هم جمع کرده و رضایت همه شان را به دنبال دارد.از هنرمندان تجسمی و موسیقی و نویسندگان گرفته تا مخملباف و کیارستمی و تقوایی و دکتر قطب الدین صادقی و آیدین آغداشلو و … فراموش نکنیم که آزادی بیان و آزادی اجتماعی و حقوق شهروندی و بالا رفتن سطح فرهنگی ما در گرو آزادی بیان هنرمندانمان است…این را تاریخ ثابت کرده.که ایران را با امام خمینی و خاتمی و احمدی نژاد نمی شناسند.با پاسارگاد و تخت جمشید-که به دستور کوروش و داریوش بوده ولی با زحمت و خلاقیت هنرمندان آن روزگار-با رودکی و فردوسی و سعدی و حافظ و خیام میشناسند.و اگر جلوتر بیاییم با امیر نادری و عباس کیارستمی و محمود فرشچیان و شجریان می شناسند.و با این که خیلی از دوستان مخالفت میکنند که در سیاست باید با مرد سیاست همراه شد من معتقدم این اوضاع نا به سامان فرهنگی را فقط هنرمند میتواند سامان دهد.همین است که همه به صحنه آمده اند.چرا که موثرترین قشر جامعه هستند که از میان خود مردم اند نه جدا از آنها…همانها هستند که میتوانند این سلیقه ی تنزل یافته را از اخراجی ها تا درباره ی الی بالا ببرند…من به صداقت هنرمندانمان اعتماد می کنم و به نگرانی آگاهانه شان تا به سیاستمدارانی که در هیچ دوره ای بر سر حرفشان و حتی حزبشان باقی نمانده اند! حرف برای گفتن زیاد است و فرصت کم…

  49. سام گفت:

    به قدرت پرستی آقای کروبی اشاره کردید. آیا کسی رو میشناسین که اینطور نباشه؟ (من فقط ماندلا رو میشناسم)اما خوبی کر.بی اینه که این رو به صراحت میگه و نمیگه من به خاطر خدمت اومدم
    شیخ نشون داد بر خلاف صحبت های شما به تشکیلات بسیار اهیمت میده, مناظره ای که احمدی کرد و بخش آخرش در مناظره با موسوی, غیر از این بود که برای کمک به موسوی و جبران اشتبهاتش در مناظره با احمدی طراحی شده بود؟
    اطرافیان موسوی هم بسیار خطرناکن. مثلا تو کرج ترکاشوندها حامی موسوی اند. اینهابه معنای واقعی یه مافیا تو شهرداری هستند. و شهرداری کرج رو به فاسدترین نهاد ایران تبدیل کرده اند. یا تندروهای بسیار خطرناکی مثل آرمین و رضا خاتمی.
    حزب کروبی حزبی به اصالت حزب کارگر انگلیس نیست. اما هزاران بار بیشتر از “کلوب” حزب مشارکت ساختار حزبی داره و برای شروع خوبه.
    تیم اقتصاد شریف یکی از هسته های مهم اقتصاد لیبرال و تکنیکی ایرانه و طرح ۷۰ تومنی از اونجا اومده. فراتر از اون برای جذب آرای این ملت مادی گرا چی بهتر از پول؟به علاوه طرح مشابهی سالهاست در برخی کشورها مثل کویت اجرا میشه.
    تفاوت زمان ۴ساله‏ای که کروبی خودشو آماده کرده تا ۱و۲ ماه موسوی به نظر من خیلی زیاده.
    تجربه کروبی مطمئنا کمتر از موسوی نیست. موسوی بعد از نحست وزیری رفت دنبال کار ودش تا حالا اما کروبی همیشه تو سیاست باقی موند.
    کروبی به معنای واقعی سیاستمدار ولی روشنفکر نیست. کشور الان مخصوصا در حوزه داخلی به شدت سیاستمدار میخواد.
    در ضمن تخریب کروبی همیشه از سوی افرادی مانند رضا خاتمی دنبال شده است.
    کروبی بارها اصلاحات را نجات داده و به خاطر همین کار بارها از سوی اصلاح طلبان و چپ ها مورد انتقاد تخریب واقع شده. برای مثال در ماجرای به شدت رادیکال تحصن مجلس ششم, اگر درایت کروبی نبود, الان همه سران اصلاحات باید از کشور فرار می کردن. این تحصن امکان فوق العاده ای به جناح راست داد تا به صورت گله ای اصلاح طلبان رو رد صلاحیت کنه, این گند اصلاح طلبای تندرویی بالا اوردن که الان کروبی مورد سرزنش قرار میدن. اما هیچکدوم از نماینده زندای همدان حمایت نکردن.
    یه مساله دیگه این کروبی بود که خاتمی رو پیدا کرد و رییس جمهور کرد که حالا بیاد از موسوی حمایت کنه.
    ————————————
    بنده هرگز نگفتم آقای کروبی «قدرت‌پرست» است. اگر این معنا به ذهنِ شما متبادر شده است من عذر می‌خواهم. ولی نوشته را یک بار دیگر بخوانید.
    د. م.

  50. سامان گفت:

    در هر حال قبول دارم که متاسفانه شانس موسوی بسیار بیشتره. به چند دلیل که هیچکدوم دلیل خوبی نیستن
    ۱. حمایت خاتمی و جوگیر شدن. این جو به شدت به نظرم شبیه جویه که احمدی رو رییس جمهور کرد. در حقیقت یه “نه” به احمدی هست.
    ۲.موسوی به مکلاست. مردم دیگه نمیخوان یه آخوند رو رییس جمهور کنن
    ۳. مردم ارزش و معنای تیم رو نفهمیدن
    ۴. مردم چیزی از طرح و برنامه سر در نمیارن
    ۵. روشنفکرها و دانشجوها فرق سیاستمدار و روشنفکرو نمیفهمن.
    ۶. موسوی خوشتیپتر از کروبیه.

  51. سامان گفت:

    من واقعا از اطرافیان موسوی میترسم.
    به علاوه دوتا از مهمترین آدمای این حلقه(حجاریان و تاجزاده) به حکم رای باقی افراد دارن از موسوی حمایت میکنن. در حالیک ه کروبی رای داده بودن.
    ———————————-
    ترس دارند؟ لولو خورخوره‌اند؟ ما که نفهمیدیم چرا می‌ترسید.
    د. م.

  52. lمهديه گفت:

    سلام به همه مردم فهیم ایران و دوستان خوبم
    من هیچ وقت در سیاست و انتخابات شرکت نکردم ، جو گیر هم نشدم ، ولی به خدا به خدا اگه به میرحسین رأی ندیم آمار رأی های احمدی نژاد میره بالا و رأی های ما تقسیم میشه بین کروبی و رضایی بیاید متحد بشیم تا از این دلت ننگین نهم رها بشیم
    هدف ما یکی پس باید متحد بشیم

  53. یک خانم ایرانی گفت:

    من از تمام زنان ایران می خواهم که برای تحقق حقوق خود که احمدی نژاد زایل کرده است (کم کردن سهم قبولی خانمها در کنکور- گشت ارشاد – دو همسری و ….)به احمدی نژاد رای ندهند

  54. saed thran گفت:

    چرا با چند تا شعروشال سره خودتون کلاه می زارین از اعتقادات استفاده ی ابزاری می کنین
    —————————————–
    خوب به خاطر اون «سره» و به خاطر «می‌زارین» این کار رو می‌کنیم دیگه!
    د. م.

  55. ناشناس گفت:

    درود بر ااحمدی نژاد البته بعد از مـــوســـوی عزیـــز و مرد واقعی
    ما که از احمدی نژاد توی این ۴ سال چیزی جز شعار و تعریف از خود و دروغ و تهمت و توهین به اسلام و کشور ندیدیم.
    امیدوارم خود مادرم فاطمه زهرا فرزندش *میرحسین عزیز* را یاری کند.
    در پناه خداوند مهربان سلامت، موفق، شاد و پایدار باشید.
    اللــهم عجــل لولیــک الفـــرج.

  56. پونه گفت:

    جرا میخواهید به موسوی رای بدهید برا اینکه ازادی اعلام کرده ایشون فقط از ضعف شما جوانان استفاده کرده.
    —————————
    :))))))))))))))

  57. asal گفت:

    man migam adame bi adab nabayad tu dolate iran bemoone iran be keshvare ba tamadon va mardomane ba adab maroofe

  58. شادی گفت:

    واقعابرای
    این دولت متاسفم.فقط دروغ بلده تحویل ملت بده.خدا جواب نا حقی به رای مردم به موسوی رو مده…..زنده باد موسوی

  59. مرضیه بناری گفت:

    از قدیم گفتند آدما به انتخاب رفقایشان شناسایی میشوند. طرفداران موسوی از بیگانگان بیشتر از ایرانیان حمایت میکنند. موسوی صاحب هیچ تفکری نیست. راستی مردم از سفره کوچک نمرده اند از بازیهای سیاسی و دروغ پردازی و وطن فروشی در خیابانها مرده اند. میگویید احمدی نژاد هیچ کاری نکرده است . چشمتان را وا کنید و بدون خصومت نگاه کنید می بینید.

|