روزگاری است که قبلهی عالم از جهانِ قبلهگی فاصله گرفته است و قبيلهی عالمان را اختيار کرده است. اين روزها، وليعهد بارگاه خموشی گزيده است. ما يک تشر زديم به وليعهد، رفت گوشهی حرم کز کرد. ظهير جان هم که صدر اعظم آمده است، فراغت پيدا کرده است از سعايتِ وليعهد! باری تشرِ قبلهگی کماکان به جای خويش باقی است. سياحِ ملکوت هم اين اواخر آمده بود وارد صحنهی تياتر. آن آواره هم بد اقبال بود. سرش ترقی خورد به تشرِ همايونی. القصه، مزيد تذکر يادآوری میکنيم که از اين ساعت به بعد تنها در ذيل همين مطالب قبلهگی سعايت هم بکنيد. رقعهی جواهرآسای همايونی را تنها برای خاطرِ وليعهدِ ساکتِ خونِ دلخور نوشتيم.
قبلهی رقيقالقلب!
اينجاست:
![]()
![]()
مطلب مرتبطی یافت نشد.