قرار وبلاگیِ ما
اين قرار وبلاگیِ ما يه خورده اين ور اون ور جلب توجه کرده، منجمله احسان آرزو کرده که کاش اينجا میبود. فقط برای احسان بگم که بابا زياد جدی نگير. آدم همه جای دنيا میتونه اون معضلات هميشگی رو داشته باشه. ولی هر وقت اومدين اين ور آب، قدمتو رو چشم!! بعضيا هم شاکی شدن که چرا به ما خبر ندادين. عرض شود که از مدتها قبل مجتبی زحمت کشيده بود و اينا رو گشته بود توی اينترنت (در همون حدی که تونسته بود) يافته بود. به همهی اونايی هم که يافته بود ميل زده بود و هماهنگ کرده بود ببينه کی مياد. اونايی که اومدنی بودن جواب داده بودن و حتی محل قرار رو هم با توافق بقيه گذاشتن. لذا، دفعهی اول که مجتبی زحمت اينو کشيده بود حالا شايد یکی ديگه زحمت قرارِ بعدی رو بکشه. اگه اين ورا هستين لطف کنين يا به من يا به مجتبی ايميل بزنين (يا به بقيه بچهها) ببينيم چطور میشه شماها رو هم ديد. نشست کوچولوی ما هم چندان بزرگ و عجيب و غريب نبود، خيلی هم متواضعانه و بیتکلف بود. هر کی هر چی دلِ تنگش میخواست میگفت. درسته که بعضيا شايد دوست نداشته باشن دربارهی همه چی بحث بشه و بخوان فقط (بنا به هر ملاحظهای) گفتوگوها محدود بشه به همين جنبههای تکنيکی يا متعارف وبلاگنويسی، ولی به نظر من وقتی توی يه محيط به اصطلاح مدنی زندگی میکنيم هم سطح مدارا و بردباریِ ما بايد بالاتر باشه و همه بايد مايل باشيم حرف بقيه رو ولو مخالف با انديشهی خودمون بشنويم (فکر میکنم دکتر فاضلی با نظر من به جورايی خيلی موافقه!!).
مطلب مرتبطی یافت نشد.