۳

نقطه‌ی عزیمت: انسان

امشب دومین بخش از سخنرانی دکتر سروش درباره‌ی نقش و جایگاه دین در سپهر عمومی انجام شد. از جلسه‌ی هفته‌ی پیشین به خاطر سفر محروم بودم اما از همین جلسه هم حظی وافر بردم. درباره‌ی این سخنرانی باید به تفصیل نوشت چون فکر می‌کنم مضامینی بسیار فربه و درخشان در این سخنان هست که درون‌مایه‌ی گفت‌وگوست. به گمان من، این سخنرانی یکی از شیواترین سخنرانی‌های سروش بود که – دست کم برای من – نقطه‌ی عزیمت آن وحدت تجربه‌ی بشری است. در این سخنرانی،‌ من نقطه‌ی عزیمت را انسان می‌بینم و محور و اساس آن را هم آدمی. چنان‌که گفتم، در فرصتی فراخ‌تر باید شرح و روایت این سخنرانی را تحریر کرد. این چند جمله‌ی نخستین را نوشتم برای این‌که اگر مجال دارید این سخنرانی تقریباً یک‌ساعته را گوش دهید و هم‌چون من لذت ببرید. به نظر من، این سخنرانی گام بلندی است برای گفت‌وگو و گشودن بسیاری از گره‌هایی که این روزها طایفه‌ی ایرانی با آن کلنجار می‌رود. بخش پرسش و پاسخ این سخنرانی را جدا کرده‌ام و جداگانه خواهم آورد. این شما و این سخنرانی دکتر سروش.

  1. داریوش جان. شما که کار به این خوبی می کنی و این لینک رو میگذاری یک کار بهتر بکن و امکان دانلود مستقیم فایل صوتی رو بگذار. هرچند من اونقدر کامپیوتر بلد هستم که این کار رو با بررسی کد وبلاگ شما انجام بدم، ولی کاربران علاقه مندی هم هستند که نتونند وبلاگ شما رو باز نگه دارند و فایل رو گوش بدن و ترجیح میدن دانلود کنند و بعدا گوش بدن. با سپاس فراوان
    ———————–
    چشم. حتما.
    د. م.

  2. حمید گفت:

    با تشکر از شما،
    اگر ممکن هست براتون سخنرانی اول را نیز در سایت بگذارید.
    ———————————
    اولی را ندارم. ولی دومی این است:

    Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

  3. [جان گفت:

    داریوش عزیز!
    امیدوارم شاد و شادمان باشید. شنیدن فایل صوتی خوشحالم کرده است.
    بی گمان دکتر سروش از غنیمت های روز گار ماست. هرچند من با پاره ای از دیگاه او موافق نیستم.
    از دید من دعوت به گفتگو و جمع بندی دیدگاه های موافق و مخالف میتواند در ایجاد یک گفتمان کارا سازنده باشد.
    ما ایرانی ها شاید مطلق گرا ترین مردمان این سیاره باشیم. از دید ما پدیده ها و شخصیت هایا مطلقا مثبت اند و یا هم منفی.
    به گمان من هر شخصیتی در گذشت زمان است که به بلوغ عقلی و استقلال اندیشه ای –اش می رسد.
    خوب!یار زنده و سخن پاینده!
    با مهر،
    جان

|