۹

آیا انگلیس ایران را تهدید کرد؟

دو سه جا خواندم در وبلاگ‌ها که ایران از بیم تهدیدهای انگلیس جا زد. اولاً که این روایت از بن غلط است. هیچ یک از سیاست‌مداران انگلیس «تهدید» آن هم از نوع تهدیدهای خشن و شدیداللحن نکردند. تونی بلر گفته بود ۴۸ ساعت آینده نسبتاً مهم و حساس است (fairly critical) و گفته بود پس از آن مواضع سخت‌تری خواهند گرفت. به این نمی‌گویند تهدید. این عرف دیپلماتیک در زبان‌بازی سیاسی است. نمی‌دانم ما چرا دوست داریم سیاست‌مداران ایرانی را همیشه زبون و ترسو و عاجز بدانیم؟ این چیزها درباره‌ی هر کسی صادق باشد، درباره‌ی احمدی‌نژاد صادق نیست. او بارها نشان داده است از هیچ چیزی هراسی ندارد، حتی اگر به بهای بسیار سنگینی برای کشور تمام شود. پس نگویید او ترسید که این کار را کرد. اصلاً مسأله ترس نیست. من تنها حرکت آرام و تدریجی خردِ سیاسی را در این رفتار می‌بینم. خردِ سیاسی همان دیپلماسی است، همان استفاده از فرصت‌هاست. سوار شدن بر موج اتفاقات و استفاده‌ی بهینه از لحظه‌ها کردن است.

من با این یادداشت مهدی جامی (سیاست مات کردن حریف) سخت موافق‌ام. تحلیلی است بسیار خوب و منصفانه از اتفاقات امروز. من در رسانه‌های اینجا هیچ تهدید ندیدم. هر چه بود نگرانی و دست و پا زدن‌های سیاست‌مداران این‌جا بود برای آزادی سریع ملوانان‌شان. همین. آن چیزی که بعضی از وبلاگ‌نویسان اسم‌اش را گذاشته‌اند تهدید و واکنش خشن و سریع، چیزی است در حد و اندازه و قد و قامت یکی مثل جورج بوش که تازه آن هم بعید است دیگر به این سادگی اتفاق بیفتد (قضیه‌ی ناپدید شدن مأمور سابق اف‌بی‌آی چیزی را به یاد کسی نمی‌آورد؟). هیچ نیازی نیست برای نشان دادن مخالفت‌مان به جمهوری اسلامی و اعتراض به آن یا انتقاد شدید و جدی از آن به هر خار و خاشاک سستی چنگ بزنیم. هر کسی را در جای درست و مناسب خودش باید نقد کرد و آن‌جا که رواست و لیاقت آن را دارد یا باید به درستی ستود و حق‌اش را ادا کرد و یا سکوت کرد. انتخاب با ماست. اما جانب انصاف را نباید فروگذاشت.

  1. احسان گفت:

    آخه چرا دروغ میگید؟ ین چرندیات رو بازتاب نوشت!
    من واقعا شان خودم رو خیلی بیشتر از این میدونم که به چرندیات بازتاب جواب بدم، اما گاهی اوقات واقعا دچار نمیشه هیچی نگفت!
    اینکه بازتاب به همین سادگی صحبتهایی رو که میلیونها نفر از چندین (فکر کنم ۹) شبکه تلویزیونی به طور مستقیم شاهدش بودند رو تحریف کنه و بر اساس همین تحریف هم نتیجه بگیره، چیز غریبی نیست!
    رئیس جمهور صراحتا گفت: “اگر قرار بود جلال شرفی یا هر کدام از ایرانی‌ها را معاوضه کنیم باید با ‪ ۱۰۰‬هزار نفر معاوضه می‌کردیم زیرا اینها با هم نسبتی ندارند.”
    جمله بدیهی است! هر ایرانی قابل معاوضه با ۱۰۰ هزار نفر است! اما بازتاب چنین مینویسد:

    رئیس‌جمهور، علت این دستور خود را رأفت اسلامی عنوان کرد و با تکذیب هرگونه معامله و بده بستان اظهار داشت: اگر قرار بود در این جریان معامله‌ای صورت گیرد، باید دست‌کم صد هزار نفر در ازای این پانزده نفر آزاد می‌شدند.

    ۵) اظهار این نکته که آزادی این پانزده ملوان باید در مقابل آزادی دست‌کم صد هزار نفر انجام می‌شد، تلویحا نشان‌دهنده این معناست که ارزش هر یک از این نظامیان بیش از ارزش حدود ۶۷۰۰ ایرانی است که این نکته نیز جای تعجب دارد.
    منبع ۱: متن صحبتهای رئیس جمهور از سایت خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)
    منبع ۲: فیلم مشروح نشست خبری رئیس جمهور با رسانه ها
    + متن سخنان رئیس جمهور به گزارش ایسنا؛ رییس‌جمهور در ادامه نشست خبری خود در پاسخ به سوال خبرنگار CNN که درباره احتمال آزادشدن ملوانان انگلیسی در قبال آزادی جلال شرفی، دبیر دوم سفارت ایران در عراق و ملاقات با پنج دیپلمات ایرانی ربوده‌شده در این کشور پرسید، گفت: اگر قرار بود معاوضه‌ای صورت بگیرد، باید جلال شرفی و دیپلماتهای ایرانی با صدهزارنفر معاوضه می‌شدند. این‌ها با هم نسبتی ندارند و ملوانان انگلیسی، همان‌طور که گفتم از طرف ملت ایران مورد عفو قرار گرفته‌اند و ربطی به این تحلیل‌ها ندارد، اگر این طور بود باید در مسیر دیگری گام برمی‌داشتیم
    به نقل از http://beta.persianbb.com/t5173.html

  2. بهناز گفت:

    سلام.
    حق با شماست(نظر پست پیشین)در مورد دکتر لاریجانی،ولی منظور من دکتر جواد بود که به کابینه توصیه کرده بودند که چند ساعتی را در طول روز به اندیشیدن بگذرانند .
    منظور من این بود که آقایان با عمل به توصیه ایشان بالاخره تفکر فرمودند و کاری عاقلانه انجام دادند!
    در ضمن در مورد پست کنونی باید گفت که کم نیستند کسانی که دچار توهم زورمداری هستند و تصور می کنند همه کارهای دنیا با چماق به پیش می رود .
    این گونه افراد را با دیپلماسی کاری نیست . نمونه هایش را در بین دولتمردان ایرانی به راحتی می توان یافت .

  3. سلام! اینو خوب اومدی ! و قبلی رو هم …!

  4. رهگذر گفت:

    اگر فرصت دادن ۴۸ ساعت به ایران برای حل مسئله تهدید و التیماتوم نبود پس لابد دستگاه دیپلماسی ایران می توانست یک روز پس از تمام شدن این فرصت ملوانان را آزاد کند تا شائبه ترس هم ایجاد نشود. اما به نظر وحشت از پیچیده تر شدن ماجرا و هماهنگی بیشتر اتحادیه اروپا برای فشار بر ایران باعث آزادی اسیران انگلیسی شد. تنها چیزی هم که ار این ماجرا نیود خرد و سیاست بود .تحقیر ملت بود.

  5. مجید گفت:

    معمولا تهدیدات پشت پرده انجام میشه و هیچیک از طرفین اون رو برای عموم فاش نمیکنند پس نمیتونی با این اطمینان بگی که تهدیدی در کار نبوده.

  6. اکبر آقا + اژدر آقا گفت:

    من به شخصه بیشتر از احمدی نژاد، لاریجانی رو تو این قضیه دخیل میدونم. تصمیم از قماش تصمیمات و تحلیلهای لاریجانی بود. احمدی نژاد در کل بیشتر نقش یک سخنگو رو داشت. و ما ادرئک ما لاریجانی!

  7. دانشطلب گفت:

    لحن شما وقتی که حیثیت ایران و دشمنی انگلیس با ما ندید گرفته شده است واقعا ناراحت کننده است. شما بیش از این که به هویت تاریخی و واقعیت های سیاسی درباره ایران و انگلیس اهمیت بدهید، نگران این هستید که آیا کاری که ایران انجام خواهد داد مورد پسند غربیها و جامعه بین اللملل خواهد بود یا نه؟
    از این بابت جدا متاسفم
    ***
    دوست عزیز،
    شما مطمئن هستید مطالب مرا نخوانده‌اید نه مطالب کس دیگری را؟ یک بار دیگر همین سلسله‌ی یادداشت‌های اخیر مرا بخوانید. مورد پسند غربی‌ها یعنی چه؟ شما حال‌تان خوب است؟ من هم جداً متأسفم که شما به خودتان حتی زحمت نمی‌دهید دو سه تا مطلب را دقیق و از سر حوصله بخوانید. سرسری خوانی کار آدم‌ها را در قضاوت سخت آسان می‌کند!

  8. مجید گفت:

    جالب بود هم مسئله اولتیماتو هم مسئله ذهنیت عمومی از سیاستمداران و هم نکته شجاعت احمدی نژاد

|