۹

باز هم حاشیه‌بازی!

۱. امروز لندن دارد برف می‌آید. هفت سال است که این شهر چنین برفی به خود ندیده است. برف‌ ندیده‌ها! بی‌امان دارد می‌بارد. دو سه انگشت که این‌جا برف بیاید، سیستم حمل و نقل‌شان مختل می‌شود. ولی برف‌شان بیشتر از یک روز نیست، طفلک‌ها! و همچنین ما طفلک‌ها که چندین سال است برف درست و حسابی ندیده‌ایم.

۲. داستان این مدرسه‌‌ی یهودی را خواندید که نیمی از دانش‌آموزان‌اش مسلمان‌اند؟ به نظر شما چه باعث می‌شود در میان این موج نفرت از اسراییل، مسلمانان متشرع بچه‌هاشان را به یک مدرسه‌ی یهودی بفرستند و بعد رابطه‌ی دوستی عمیق و گرمی با هم داشته باشند؟ این‌جا تفاوتِ سیاست‌بازی و غلبه‌ی رسانه‌ها و «زندگی واقعی» مردم مشخص نمی‌شود؟ این مردم اقلیت‌اند یا اکثریت؟ این مورد استثناست یا قاعده؟ روابط انسانی هر چه باشند بسیار پیچیده‌تر از تئوری‌های سیاسی و نظریه‌پردازی‌ها روشنفکرانه و فیلسوفانه‌ی شورشی هستند.

  1. کمک کنید تا جلو وقوع جنگ را بگیریم

  2. mahdi گفت:

    salam
    dar faranseh ham bishtare mosalman haye motesharr’e farzandane shan ra dar madarese Cathoic sabte nam mikonand, makhsoosan dokhtar ha ra.
    naboode madarese mosalman ha beh sababe za’fe bonyeye eghtesadie gheshre mohajere nasle avval, va siasat haye INTEGRATION dolat haye faransavi, hamrah ba nabood va man’e amoozesh haye dinie ejbari dar madarese omoomie dolati (bar asase asle laicite) az asbabe mohemme in majera and. Ghanoone man’e neshan haye Ashkare mazhabi dar makan haye omoomi (az jomle madares) ham mazide ellat ast, keh bishtar shamele dokhtarane mosalman mioshavad, va anhayi ra keh az emkanate mali barkhordar and, beh madarese khosoosie catholic mikeshad, ta ham Hejabe shan ra hefz konand, ham az amoozesh haye AKHLAGHI bahreh mand beshavand.
    Amma dar morede hozoore danesh amoozane mosalman dar madarese YAhoodi, chenin amari dar faranseh ta konoon montasher nashodeh, va nafse padideh ham dar eyne jaleb boodan, va ghani boodane tajrobeye hamzisti, dar inja besyar NADER ast. Da’vaye arabo yahoodi, hanooz rage gardane besyari az har do taraf ra koloft mikonad, bemanad keh keshmakeshe Yahoodi-Catholic ham chandan kamrang nist.
    shad bashi,

  3. علی. م گفت:

    آره. این نظریه ها و دسته بندی ها و ارایه چهارچوب ها مثل چترهای رنگارنگی هستند که همیشه از پوشش دادن به تمامی واقعیت ناتوانند.

  4. محمد گفت:

    سلام
    توهم سیاست!

  5. آرش گفت:

    این چه برفی شد! همش نصف روز دوم آورد.

  6. نيستان گفت:

    سلام دوست خوبم
    از شما یک درخواست داشتم که نحوه ی گذاشتن طبرستان به وبلاگ را به من آموزش دهید.
    هر چند این زیاده خواهی است ولی امیدوارم به آن پاسخ مثبت بدهید.
    ایام به کام در پناه حق
    ***
    کار سختی نیست. چند تا کد را باید بگذارید دیگر. برای‌تان ای‌میل می‌کنم.
    د. م.

  7. باران گفت:

    سلام … مشغولیت همگان، همان “حاشیه” است … همه غرق حاشیه ها شده اند و “متن” را کسی نمی بیند … اندکی دیده جان بین باید این نوع بشر را …

  8. شباهنگ گفت:

    هوشنگ گلشیری را من پیش از اینها شناخته بودم. خیلی زودتر از اینکه قرار شود موضوع پایان نامه ام او باشد… با شما در وبلاگ آقای معروفی آشنا شدم. سری به من میزنی دوست عزیز؟

  9. احمد گفت:

    سلام
    گاهی که با دوستان مسیحی و از نوع ارامنه اش به صحبتی مشغولیم حس اقلیت بودن را درک می کنم. خاطره بهترین تلاشها در دروسی مثل اخلاق اسلامی و از این قبیل نشانم داد که گاهی مرزهای انسانی را می شود برداشت. مابقی توهمی است که برایمان درست کرده اند…
    مستدام بمانید

|