۳

آبروی‌ام را نریزی دل!

لحظه‌ی دیدار نزدیک است
باز من دیوانه‌ام، مستم!
باز می‌لرزد دل‌ام دستم!

آی نخراشی به غفلت گونه‌ام را تیغ!
آی نپریشی صفای زلفکم را دست!
آبروی‌ام را نریزی دل!

ای نخورده مست!
لحظه‌ی دیدار نزدیک است!

  1. مانا مهر گفت:

    سلام
    یک مصراعش هم این بود:
    باز گویی در جهان دیگری هستم.

  2. علی گفت:

    سلام
    خیلی زیبا بود.
    به دلم نشست عجیب.

  3. روشنک گفت:

    دوست من سلام! امیدوارم تندرست و شاد باشید!
    به طور اتفاقی از وبلاگ شما دیدن کردم! اعتراف میکنم جالب بود! و نمی دونم چرا حال و هوای وبلاگ به دلم نشست و خواستم عرض ادب و خسته نباشید داشته باشم!
    مستدام باشید و کامیاب!

|