۱

از تهی‌دستی تا توانگری

آن را که عشقی و محبوبی نداده‌ای، چه داده‌ای؟ و آن را که عشقی داده‌ای نهنگ‌آسا، چه نداده‌ای؟
حجره‌ی خورشید تویی، خانه‌ی ناهید تویی
روضه‌ی امید تویی، راه ده ای یار مرا
روز تویی، روزه‌ تویی، حاصل دریوزه تویی
آب تویی،‌ کوزه تویی، آب ده این بار مرا
این آتش در نیستان بعضی روزها از من دیوانه‌ای می‌سازد شوریده.
  1. علی گفت:

    چشم‌هامان تر شد دم سحری

|