۳

«فرقه» و روحیه‌ی استعمار…

اول از همه بگویم چرا استعمار و فرقه را با هم به کار می‌برم که ذهن‌تان سراغ استعمار و فرقه‌سازی و این حرف‌ها نرود! استعمار که می‌گویم یعنی یکی نشسته است از آن بالا به بقیه، به دیگران، از موضع دانای کل و توانگر اعظم نگاه می‌کند و آن دیگران زیردست‌اند و نادان. کسانی هستند که من، ما، می‌توانیم تشخیص بدهیم خیر و صلاح‌شان چی‌ست و کجا باید برونند و چه باید بکنند. روحیه‌ی استعماری یعنی این‌که یکی همیشه دیگری را فرودست ببیند و فکر کند می‌تواند چیزهای خیلی بهتری به او عرضه کند.

اما چرا فرقه؟ این کلمه را فراوان شنیده‌اید. در افواه عوام مردم در کشورِ ما کلمه‌ی فرقه به هر گروهی که با عموم مردم و تقسیم‌بندی‌های بزرگ‌ترشان «فرق» داشته باشد، «فرقه» می‌گویند. چندان هم مهم نبوده است که این گروه و صنف و جمعِ «دیگر»، لزوماً مذهبی باشد یا نه (چنان‌که می‌گفتند «فرقه‌ی دموکرات» و هکذا). نمونه‌ی دیگرش عنوان کتاب ابومنصور عبدالقاهر بغدادی است: «الفرق بین الفِرَق». خوب نویسنده‌ی کتاب هدف اصلی‌اش از نوشتن کتاب نشان دادن تنوع آراء و عقایدِ ملل و نحل مختلف نبوده است؛ اساس کارش رد و طرد آراء و عقاید دیگران است. شاید در بعضی جاها وقتی می‌گویند «فرقه»، کسی استنباط نکند این کلمه باری منفی دارد. ولی فرقه، ریشه‌اش در تفرق و تفرقه و فرق داشتن است؛ حداقل در لغت با این‌ها هم‌ریشه است. از این گذشته اگر نمونه‌های مختلف کاربرد این کلمه را بررسی کنیم، می‌بینیم که در عمده‌ی موارد، کلمه‌ی فرقه، بار منفی و ارزشی سنگینی دارد: «فرقه‌ی ضاله‌ی بهاییت» نمونه‌ی خیلی مشهورِ آن است. تازگی‌ها کسی گفته بود «فرقه‌ی مصباحیه»؟ من درست یادم نیست. ولی گویا کسی گفته بود. ظاهراٌ در عرف عامه، در زبان فارسی، این کلمه وقتی به کار می‌رود، معنایی شبیه‌ی کلمه‌ی cult در انگلیسی می‌دهد. هر چه هست، کاربرد آگاهانه یا ناآگاهانه‌ی کلمه، ریشه در روحیه‌ای استعماری و از بالا به پایین دارد. اگر نظامِ ارزشی آدم کثرت‌گرا و اهل مدارا باشد، آگاهانه این کلمه را با کلمات انسانی‌تر و همدلانه‌تری جایگزین خواهد کرد. شما جایگزینی سراغ دارید؟ چیزهایی که به ذهن من می‌رسد این‌هاست: مذهب، کیش، آیین، طریقه، مسلک… شما هم اگر چیزی به ذهن‌تان می‌رسد، به این فهرست بیفزایید. بد نیست حساس باشیم که چه کسانی، کجا، آگاهانه یا ناآگاهانه و چرا این واژه‌ی تفرقه‌افکن و جدایی‌سازِ «فرقه» را به کار می‌برند؟

  1. سائنا گفت:

    نکته ظریف و قابل توجه ای است. من “طیف” و “گرایش” و حتی عبارت “اندیشه” رو (اندیشه بهائیت به عنوان مثال اونجا که مورد نظر ما جنبه ایدئولوژیکی این گروه بندی هاست) پیشنهاد می کنم.
    در میان پیشنهادات شما هم عبارت “آیین” رو بیشتر می پسندم. همچنین یه سری واژه های ترکیبی دیگه هم هست که در بعضی جاها شیوایی و گویایی بهتری رو می رسونه.
    مثال ها:
    – مرام/مکتب فکری صوفیان
    – خواستگاه اندیشه فمینیسم
    – نظرگاه وحدت وجود

  2. طوبی گفت:

    ممنون. اینقدر کوتاه و پر محتوا نوشتن خیلی مایه می خواهد.این نوع اندیشیدن است که روشنفکر مسلمان راشایستهعنوان می نماید.
    به نظر من “آیین” بهترین معادل است زیرا تفرقه افکن نیست.موفق باشید.

  3. امین گفت:

    فرقه بیشتر به sect می‌خورد تا cult. بار معنایی منفی‌اش هم همراه‌اش می‌شود.

|