۶

مصادره به مطلوب مولوی در ماه محرم

خیلی خوب است بدانیم یکی مثل مولوی به واقعه‌ی کربلا چطور نگاه می‌کرده است. اما مهم‌تر از آن این است آدم حد و مرز خود را هم بداند و ناگهان تحت تأثیر جو به سیم آخر نزند. این آقای سلمان صفوی عزیز، که وب‌سایت تابناک او را «پروفسور» می‌خواند و استاد دانشگاه لندن، یادداشتی نوشته است جالب، در عین حال تناقض‌آمیز. او داستان شیعیان حلب را از مثنوی نقل می‌کند و کل روایت را قلب می‌کند. مولوی البته شیعه نیست و آن‌چه در عزاداری محرم دیده است، جنبه‌‌ای نبوده است که حاکی از تعظیم حسین یا حماسه دیدن کربلا باشد بلکه آن‌چه او دیده است رواج خرافات و عادت و عوام‌گرایی بوده است و مولوی دقیقاً ناآگاهی عزاداران را نشانه گرفته است هر چند از دهان‌شان دقیقاً همان سخنانی بیرون می‌آید که امروز ممکن است از یک عزادار معمولی در ایران بیرون بیاید. این‌ها البته به این معنا نیست که مولوی حسین را کوچک می‌دیده است. همین آقای صفوی شواهد خیلی خوبی هم نقل کرده است از عظمت مقام حسین در چشم مولوی. اما بعضی از سخنانی که آقای صفوی بر زبان مولوی می‌نهد، دقیقاً همان سخنانی است که مولوی از زبان آن شاعر آن‌ها را نقد می‌کند. فکرش را بکنید یکی امروز به یکی از هیأت‌های عزاداری برود و همین داستان مثنوی را از ابتدا تا انتها بدون سانسور و بدون گزینش‌گری بخواند و داستان را سر و ته روایت نکند. واکنش چه خواهد بود؟ متن کامل روایت، بدون گزینش و سر و ته روایت کردن داستان این است (نقل قول‌ها را برای مشخص کردن تفاوت روایت من در گیومه گذاشته‌ام):

روز عاشورا همه اهل حلب / باب انطاکیه اندر تا به شب
گرد آید مرد و زن جمعی عظیم/ ماتم آن خاندان دارد مقیم
ناله و نوحه کنند اندر بکا / شیعه عاشورا برای کربلا
بشمرند آن ظلم‌ها و امتحان / کز یزید و شمر دید آن خاندان
نعره‌هاشان می‌رود در ویل و وشت / پر همی‌ گردد همه صحرا و دشت
یک غریبی شاعری از راه رسید / روز عاشورا و آن افغان شنید
شهر را بگذاشت و آن سوی رای کرد / قصد جست‌و‌جوی آن هیهای کرد
پرس پرسان می‌شد اندر افتقاد: / «چیست این غم بر که این ماتم فتاد
این رئیس زفت باشد که بمرد / این چنین مجمع نباشد کار خرد
نام او و القاب او شرحم دهید /  که غریبم من شما اهل دهید
چیست نام و پیشه و اوصاف او / تا بگویم مرثیه ز الطاف او
مرثیه سازم که مرد شاعرم / تا ازینجا برگ و لالنگی برم»
آن یکی گفتش که: «هی دیوانه‌ای / تو نه‌ای شیعه عدو خانه‌ای
روز عاشورا نمی‌دانی که هست / ماتم جانی که از قرنی بهست
پیش مؤمن کی بود این غصه خوار / قدر عشق گوش عشق گوشوار
پیش مؤمن ماتم آن پاک‌روح / شهره‌تر باشد ز صد طوفان نوح»
گفت: «آری لیک کو دور یزید / کی بدست این غم چه دیر اینجا رسید
چشم کوران آن خسارت را بدید / گوش کران آن حکایت را شنید
خفته بودستید تا اکنون شما / که کنون جامه دریدیت از عزا
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان / زانک بد مرگیست این خواب گران
روح سلطانی ز زندانی بجست / جامه چه درانیم و چون خاییم دست
چونک ایشان خسرو دین بوده‌اند / وقت شادی شد چو بشکستند بند
سوی شادروان دولت تاختند / کنده و زنجیر را انداختند
روز ملکست و گش و شاهنشهی / گر تو یک ذره ازیشان آگهی
ور نه‌ای آگه برو بر خود گری / زانک در انکار نقل و حشری
بر دل و دین خراب‌ات نوحه کن / که نمی‌بیند جز این خاک کهن
ور همی‌بیند چرا نبود دلیر / پشت‌دار و جان‌سپار و چشم‌سیر
در رخ‌ات کو از می دین فرخی؟ / گر بدیدی بحر کو کف سخی؟
آنک جو دید آب را نکند دریغ / خاصه آن کو دید آن دریا و میغ»

پرسش و پاسخ‌ها را ببینید و مقایسه کنید با روایت آقای صفوی. جالب این‌جاست که بعضی گمان می‌کنند تا جایی برای عده‌ای درسی دادند می‌شود به آن‌ها گفت «پروفسور» و فکر می‌کنند هر که در دانشگاه درس بدهد «استاد» دانشگاه است و ترجمه‌ی استاد هم می‌شود «پروفسور». جالب‌تر آن ای‌میل آقای صفوی است که زیر عنوان «استاد دانشگاه لندن» آمده ولی ای‌میل به وب‌سایت خودِ ایشان و رفقای‌شان مربوط است و هیچ ربطی به دانشگاه لندن ندارد (دکتر شدن چه آسان، پروفسور شدن چه مشکل!). این عنوان دهن‌پرکن «پروفسور» و اسم دانشگاه لندن برای این‌ بود که خواننده مثنوی را باز نکند و روایت محرف ایشان را از مولوی در بست بپذیرد؟ بد نیست برای دانستن معنای پروفسور، این مقاله‌ی ویکی‌پیدیا را بخوانید.

پ. ن. سایت تابناک اگر چه بعضی از نظرها را منتشر نمی‌کند، ولی خدا خیرشان بدهد که زود متوجه این مضحکه‌ی علمی شدند و آن عنوان «پروفسور» را از پشت اسم آقای صفوی برداشتند! لااقل این یک جا را آبروریزی نکردند!

  1. sibil گفت:

    السلام…
    بی ربطه اما حالا که یک جور بحث ربط داره کنجکاوم که بدونم نظر شما در مورد این ممنوعیت های اخیر آیین های سنتی شیعه در مراسم عزاداری محرم چیه! و البته برام جالبه که تحلیل شما از این ممنوعت و دلایلی که دولت برای این ممنوعیت اعلام کرده چیه! اگه هم که پست سفارشی بنویسید که دیگه چه بهتر!
    در ضمن قیافه این آقا شدیداً حزب ال هست و من شدیداً الان ریشال پروفایلینگ کردم و از کرده خود پشیمانم! اما جالب تر از شما نظر این همین استاد عزیز خواهد بود در مورد همین سئوال!
    مخلص
    ***
    راست‌اش را بخواهید من نه جزییات‌اش را می‌دانم نه چندان علاقه‌مندم به ماجرا. اما چیزی که می‌دانم این است که هر کاری را که در لباس دین‌داری قرار باشد کرامت آدمی را مخدوش کند باید بگذارند کنار. حالا کجا را ممنوع می‌کنند و کجا را نگه‌ می‌دارند خودشان می‌دانند. هر کاری که می‌کنند لابد به مصلحتِ خودشان است. اساساً لزوماً همه‌ی این کارها بر اساس عقل نیست. بیشتر بر حسب مصلحت است و این‌که آقای فلان و بهمان چه قرموده‌اند.

  2. محمود گفت:

    سلام
    اصولا قرن هفتم هجری اوج درگیری شیعه و سنی می باشد که در این قرن دانشمندان بزرگی از شیعه و سنی زندگی می کردند که هر کدام با تمام توان به دفاع از عقاید خودشان و عیبجویی از طرف مقابل می پرداختند مولوی هم از این امر مستثنا نبوده و به طرفداری از مذهب خودش در چند جا به اهانت به مذهب شیعه پرداخته مثل این بیت:
    کی توان با شیعه گفتن از عمر
    کی توان بربط زدن در گوش کر
    که همان یاسین در گوش …. خوندن معنی می ده که البته در طرفداری از مذهبش و ایرادگیری بر شیعه می باشد
    در چند بیت دیگر هم به عقاید شیعه اهانت کرده
    البته بطورکلی نمی توان مولوی رو یک ضد شیعه معرفی کرد چرا که از کلماتی مثل رافضی و امثال ان کلمات استفاده نکرده

  3. sibil گفت:

    السلام…
    بر خلاف شما من فکر می کنم که این اقدام های جدید دولت برای ممنوع کردن آیین های مذهبی که “خرافه” شمرده می شوند بسیار جالب است. مخصوصاً-دلایلی که بعضی از مسئولین برای اهمیت بر هم چینی خرافه و ایجاد “دین واقعی” با “آیین واقعی” مطرح می کنند باید برای شما جالب باشد.
    به نظر می رسد که این اقدام ها مصلحت چندانی را ندارد. به غیر از اینکه مثلاً به مساله ترافیک در شهر تهران کمک کند. ولی اینکه شما بیایید برای کمک به ترافیک مساله خرافه و علمی نبودن و تاریخی نبودن و این بساط ها بیان کنید خیلی جالب است. به هر حال گویا “آقایان” دارند سعی می کنند اسلام شیعه را مدرن کنند. قابل قبول کنند. متمدن کنند. در راستای همه اینها است که نظرات شما می توانست جالب باشد.
    مخلص شما

  4. شس گفت:

    این آقای سلمان صفوی عزیز، که وب‌سایت تابناک او را «پروفسور» می‌خواند خیلی چیزهای دیگر میگوید و مینویسد که در تخصص ایشان نیست!! اگر ایشان تخصصی در مولوی شناسی دارد دلیل نمی شود که در مورد انرژی هسته هم بتواند اظهار نظر تخصصی بکند و در کنفرانسهای مختلف خود را متخصص امور بین المللی جا بزند. امروز دیگر زمان ابی علی سینا نیست. علوم بشدت تخصصی شده است. ایشان با این کارهای سبک و دخالت غیر تخصصی در هر موضوعی قدر و منزلت خود را پایین می آورد. لابد قصد دارد با ورود به مجلس هم اگر رای بیاورد( هنوز معلوم نیست آیا اصلاح طلب است یا اصولگرا)ریس کمیسیون سیاست خارجی هم بشود!!

  5. behrooz گفت:

    همانطور که خواننده محترم قبلی به درستی پیش بینی کرده اند ،حجت الاسلام آقای سلمان (قهرمان) صفوی آمادگی خود را برای نمایندگی مجلس اعلام کرده است. نام ایشان در لیست حزب اعتماد ملی نفر بیست و هشتم است. اما همانطور که دوست عزیز گفته بودند وی قصد دارد با ورود به مجلس هم اگر رای بیاورد عضو یا رییس کمیسیون سیاست خارجی هم بشود!! برای اطمینان از نیت ایشان کافی است به روزنامه پنح شنبه ۱۶ اسفند روزنامه اعتماد ملی ص۲ مراجعه کنید که در سابقه وی آمده است:رییس آکادمی مطالعات ایرانی در لندن، ریس مرکز تحقیقات مطالعات استزاتژیک اسلامی در تهران، کارشناس امور استراتژیک.
    همه می دانند که این دو موسسه خودساخته ایشان است که در کنار اقامت دائمی که تحت لوای کسوت روحانی بودنش داشت دکترایی در مولوی شناسی گرفت. اما از نظر آکادمیک هیچگونه سابقه ای در علوم استراتژیک ندارد. ایشان براین امر واقف است بنابراین بر همین اساس هم در بیوگرافی خود اسمی از دکترای خود نمی برد!!اماباید گفت ایشان علاقه زیادی به این رشته ” استراتژیک ” و دهن پرکن دارد. بر همین اساس مرکزی در حد اسمی در خانه خود در لندن به راه انداخت. ایشان از سابقه خود در ایران هیچی نمیگوید!! اما هرچند تاکنون توانسته با ارتباطات خاص، نام خود را در لیست حزب آقای کروبی وارد کند شاید در ادامه راه هم بتواند عده ای را با همین عوامزدگی ها بازهم مجاب کند، باید صبرکرد و دید..

  6. حمید گفت:

    یک سفارش مهم به حجت الااسلام آقای صفوی دامت افاضاته
    حال که ایشان از رفتن به مجلس باز ماندند با توجه به تخصصی که در مولوی شناسی دارند بهتر است برای دفاع از ایرانی بودن مولوی بیشتر تلاش کنند و با کمک افراد خوش فکر و فاضل بدنبال انتشارات علمی و پربار به زبانهای عربی و انگلیسی باشند. البته بیش از آنکه دغدغه دفاع از شیعه بودن مولوی داشته باشند بهتر است از دعوای شیعه و سنی که نقشه دشمنان است- پرهیز کنند، و به ایرانی بودن وی اهمیت دهند. زیرا دعوای شیعه بودن مولوی که احتمالا سوژه ای جدید برای کار مجمح جهانی اهل بیت (به دبیرکلی آقای اختری) تبدیل شده- باعث به هدر رفتن تلاشها برای دفاع از ایرانی بودن مولوی می شود و حساسیت بیهوده ای نسبت به این نابغه ایرانی در مجامع علمی سایر کشورها برمی انگیزد. حجت الاسلام صفوی اگر بر این کار خیر متمرکز شود و از کارهای حاشیه ای مثل آنچه دیگران گفته اند: انرژی هسته ای، استراتژیک و …. هم برای ایشان محبوبیت مورد دلخواهش را در آینده دارد و هم به بی تخصصی در امور دیگر سرزنش نمی شود. اگر هم بدنبال عضویت در مجمح جهانی اهل بیت هستند بسیار خوب، اما متوجه باشند که پست و مقام موجب نشود دفاع از شیعه بودن مولوی در دستورکار باشد و با احساسات شیعه گری لوث شود و بی جهت در جهان اسلام سنیان را هم در مقابل ایرانیان و مولوی قرار دهیم!
    با توجه به اینکه فامیل ایشان صفوی وسید و روحانی و اصفهانی و احتمالا از اعقاب صفویین که در گسترش شیعه نقش داشته اند- سفارش می شود به خاطر این حساسیت بهتر است وی خود را در این کار مولوی شناسی به شیعه خواهی آلوده نکند و عواطف و احساسات ساداتی خود را کنترل کند و بیش از هر چیز توجه داشته باشند که مولوی یک ایرانی مسلمان برای همه مسلمانان و دوستدارنش در سراسر جهان است. دفاع از ایرانی بودن بیش از هر چیزی اهمیت دارد. اگر ایرانی بودن مولوی که اکنون مورد هجمه قرار گرفته تثبیت شود تایید شیعه بودنش را هم به همراه دارد.

|