۱۵

چرا احمدی‌نژاد به «همه‌ی ملت» خیانت کرد؟

سخن گفتن از ستمی که بر همه‌ی ملت رفته است، در بادی امر شاید کمی مبالغه به نظر برسد. طبیعی است که عده‌ای به شخص احمدی‌نژاد هم رأی داده بودند. نادیده گرفتن رأی‌هایی که حقیقتاً به نام رییس دولتِ نهم ریخته شد، دور از انصاف است و مهم هم نیست که این تعداد ۵ میلیون بوده، ۱۱ میلیون بوده یا ۲۴ میلیون. محمود احمدی‌نژاد تعدادی رأی داشته است (کم یا زیاد)، ولی او با مجموع کارهای‌اش به همه‌ی ملت ایران به عنوان یک مجموعه‌ی متکثر خیانت کرد. اما چرا؟

برنده‌ای که نتواند مدعیان‌اش را اقناع کند و در عوض، پیوسته در توجیه و فرار کردن از پاسخ‌گویی بکوشد، نه تنها در برابر مدعیان‌اش بدهکار است، بلکه به حامیان صادق و واقعی‌اش هم ستم کرده است، مگر این‌که آن‌ها هم درست همانند خودش باشند (یعنی در دروغ‌گویی و شرم نکردن از دروغ و افزودن دروغ‌های تازه، استاد شده باشند). برای فهم این تعبیر باید چند مثال آورد. چندین نمونه‌ی موثق ومتواتر از رفتارها و گفتارهای رییس دولتِ نهم در دست است که او ابتدا ادعایی می‌کند و بعد از این‌که با واکنش شدید عده‌ای مواجه می‌شود، یا اصل‌اش را انکار می‌کند و یا تلاش می‌کند بگوید منظورش بد فهمیده شده است. اما او هرگز تحت هیچ شرایطی عذرخواهی نمی‌کند. بیایید چند نمونه را بررسی کنیم:

۱. هاله‌ی محمودی (!) قصه‌ی مشهوری بود که فیلم‌‌اش در اینترنت پخش شد آن هم در حضور یکی مثل آیت‌الله جوادی آملی. اما رییس دولتِ نهم نه تنها صادر شدن آن سخنان را انکار کرد بلکه تلاش کرد با دروغی تازه‌تر و ادعایی بزرگ‌تر، دروغ و بهتان اولیه را بپوشاند. این قصه هنوز ادامه دارد و او هنوز هم حاضر نشده بپذیرد حرفی زده است اعجاب‌آور و گزاف که اسباب شرمساری، مضحکه و طعنه‌ی بسیاری (از دوستان و دشمنان‌اش) را فراهم کرده است.

۲. رییس دولتِ نهم، علی کردان را برای تصدی سمت وزارت کشور به مجلس معرفی کرد و با شعبده‌بازی چند روزی او را در وزارت کشور نشاند. بعد از رسوایی بزرگ کردانیزه شدن دانشگاه آکسفورد و بر ملا شدن دروغ و تقلب کردان، رییس دولتِ نهم نه تنها اذعان به اشتباه‌اش نکرد بلکه باز هم به دفاع از او ادامه داد (و همه‌ی مدارک تحصیلی «ملت» را «کاغذپاره» خواند) در حالی که حق آن بود که بزرگ‌ترین مدعی عدالت و اجرای قانون در کشور، ابتدا قانون را درباره‌ی وزیر منصوب و محبوب خودش اجرا می‌کرد و بلافاصله او را عزل می‌کرد نه این‌که تا لحظه‌ی آخر از او دفاع کند و نهایتاً هم توپ را به میدان خود او بیندازد که استعفا بدهد. این نمونه البته آخرین نمونه نبود و دوباره به مورد مشابه آن هم می‌رسیم.

۳. رییس دولت نهم در اولین حضور علنی‌اش پس از ۲۲ خرداد ۸۸، مخالفان‌اش را رسماً «خس و خاشاک» نامید و معترضان را با اوصافی معرفی کرد که اسباب خشم و واکنش شمار کثیری از همین «ملت» را فراهم کرد. اما او به جای عذرخواهی تنها چیزی که گفت این بود که حرف‌اش را بد فهمیده‌اند و البته پاره‌ای از هواداران‌اش هم، موضع مشابهی را تکرار کردند. اما مگر هزینه‌ی یک عذرخواهی ساده چه بود؟ نمی‌شد بگوید من منظورم آن چیزی که شما فهمیدید نبود و اگر سوء تفاهمی شده است، من «عذرخواهی» می‌کنم؟ البته که نمی‌شد!

۴. محمود احمدی‌نژاد مدتی بعد یعنی در همین چند روز گذشته، مرتکب رفتار مشابهی شد. او گفته بود پس از اتمام ماجراهای تنفیذ و تحلیف سر مخالفان‌اش را «به سقف خواهد چسباند». این البته تکرار همان خیمه‌شب‌بازی «خس و خاشاک» بود که رییس دولتِ نهم از آن درس نگرفته بود و تصمیم گرفته با ادبیات لمپنی به مصاف مخالفان و منتقدان‌اش برود. سناریوی محمودی البته تکراری بود:‌ به محض این‌که صدای اعتراض‌ها بلند شد، باز هم گفت منظورش چیز دیگری بوده است، اما حاشا و کلا که یک کلمه عذرخواهی از او بشنویم.

۵. کمی به عقب‌تر برگردیم: محمود احمدی‌نژاد با ذوق و شوق اسفندیار رحیم مشایی را به عنوان معاون اول‌اش منصوب کرد (عکسی از او هست که دست یار دیرین‌اش را پیروزمندانه در همان روزها جلوی دوربین عکاسی بالا برده است). رهبر کشور با لطفی «به انواع عتاب آلوده»، از او خواست که مشایی را بردارد. بعد از یک هفته تعلل، بدون این‌که احمدی‌نژاد خود مشایی را عزل کند (بلکه پس از استعفای او)، طی نامه‌ای با لحنی سرد خبر از استعفای او داد و مشایی را به منصبی گماشت که اهمیت‌اش کمتر از منصب قبلی نبود: محمود احمدی‌نژاد نه اهل عذرخواهی است نه اهل کوتاه آمدن. (البته باید به این نکته توجه داشت که به هر تقدیر، انتخاب معاون اول، حق اختصاصی او بوده است؛ ولی او رسماً به میل و خواسته‌ی بخش بزرگی از هواداران سنتی‌اش که او را نماد ولایت‌پذیری می‌دیدند، بی‌اعتنایی کرده بود).

اگر بخواهیم این رفتارها را خلاصه کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که محمود احمدی‌نژاد برای توجیه کارهای ناصواب قبلی‌اش همیشه کار ناصواب بزرگ‌تری انجام می‌دهد و به عبارتی «از رو نمی‌رود»! کسانی که به او رأی داده بودند هم جزیی از همین ملت ایرانی هستند. اما آیا او به رأی همین‌ها وفادار ماند (یا خواهد ماند)؟ دیر نیست و دور هم نخواهد بود که آن بخش «غیر سبز» ملت هم بفهمند که محمود احمدی‌نژاد از آن‌ها هم استفاده کرده است برای نشستن بر مسند ریاست جمهور. ما دو بخش از ملت را خواهیم داشت که رودست خورده‌اند: سبزهایی که رأی‌شان ناپدید شده و حامیانِ خودش که مدت‌هاست تصور و تصویری دیگر از احمدی نژاد داشته‌اند و هنوز با همان تصویر خوش‌اند اما روز به روز این پرده بیش‌تر کنار می‌رود. با این حجم انبوه خیانت به قاطبه‌ی «ملت» (راستی «ملت»، از نظر رییس دولت نهم و حامیان سینه‌چاک‌اش، دقیقاً شامل چه کسانی می‌شود؟)، با این گستردگی دروغ، ریا، لاپوشانی، توجیه، قانون‌گریزی و وقاحت، چه می‌توان کرد؟ مگر دروغ گفتن به ملت خیانت نیست؟ مگر اذعان نکردن به خطاهای آشکار و صریح، خیانت به ملت نیست؟ مگر اصرار بر خطا و طلب‌کار شدن، خیانت نیست؟ مگر بی‌کفایت بودن و لافِ کفایت زدن و ادعای مدیریت جهانی کردن آن هم وقتی از افتتاح یک خط آهن ساده عاجز هستی، خیانت نیست؟ مگر خیانت شاخ و دم دارد؟

مرتبط: این مطلب را بخوانید که بعضی از بندهای‌اش سخت مرتبط است به آن‌چه نوشته‌ام: «به جرم آنلاین بودن».

پ. ن. این هم نمونه‌ی دیگری که حاصل‌اش همین تحلیل می‌شود: تکذیب‌های رییس جمهور

  1. اینجا گفت:

    ایکاش فقط همین چند مورد بود
    مطلب وحید را هم خواندم و دلم بیش از پیش گرفت

  2. یک دوست گفت:

    خیانت فردی نیست و کوچک هم نیست. برخوردی که پس از انتخابات با مردم شد شباهتهای زیادی با نسل کشی های کشورهای عقبمانده ی افریقایی دارد که من به ذکر چند نمونه اشاره می کنم:
    اولن گروهی که به عنوان اراذل و اوباش بازداشت شده اند بدون توجه به حقوق انسانی و قانونی شان تحت بدترین شکنجه ها قرار می گیرند تا مطیع نیروهای امنیتی شوند سپس همینها که قربانیان اولیه ی نیروهای امنیتی بوده اند مسئول پیاده کردن همان شکنجه ها علیه معترضان می گردند.
    دومن گروهی از نوجوانان که طبق قوانین جمهوری اسلامی هنوز به سن کمال عقلی برای شرکت در انتخابات یا گرفتن گواهینامه ی رانندگی نرسیده اند مسئول بازداشت و شکنجه ی معترضان می گردند. آینده ی این گروه از نظر جامعه شناسی و روانشناسی تاریک است. عده ای از آنها که ددمنشی در روانشان نهادینه شده جنایتکاران حرفه ای آینده را تشکیل می دهند. عده ای دیگر دچار عذاب وجدان خواهند شد و تا پایان عمر با روانپریشی زندگی خواهند کرد.
    سومن گروهی از معترضان که بازداشت شده اند خصوصن نوجوانانی که تحت شکنجه قرار گرفته اند تا پایان عمر با پیامدهای روانی آن دست و پنجه نرم خواهند کرد.
    در مجموع وحشی گری نیروهای امنیتی و بی تفاوتی مسئولین در جامعه شکافی ایجاد می کند نظیر آنچه در افغانستان و پاکستان و … می بینیم و این به نفع هیچکس نیست. اگر اسلام آنگونه که کسانی مانند احمد خاتمی معرفی می کنند نوعی قصابی انسان باشد از یاد نباید برد که انسان نمی تواند تا ابد گوسفند بماند.
    اگر هیچکس نداند بازداشت شدگان می دانند و گفته اند که تعداد بازداشتگاههای غیرقانونی زیاد بوده و محدود کردن ماجرا به کهریزک نامعقول است. آنها همچنین از رفتارهای غیر انسانی در همه ی این بازداشتگاهها خبر داده اند. برخی از آنها صراحتن نام رادان را به عنوان یکی از کسانی که زندانی ها را به قول آقایان تنبیه بدنی می کرده ذکر کرده اند. بسیاری هم خشونتهای رادان و یارانش را در جریان مبارزه با به اصطلاح اوباش و بدحجابان شخصن تجربه کرده اند. بنابراین مردم توقع دارند که رادان و یارانش به دست بازجویان ابطحی سپرده شوند و بعد که این گرگها بره شدند در دادگاههای تلویزیونی به جنایتهای خود اعتراف کرده مجازات شوند.
    با توجه به اینکه احمدی نژاد وزیر اطلاعات را برکنار کرده و دست به عزل و نصب های گسترده در وزارت اطلاعت زده احتمال اینکه نیروهای امنیتی خشن تر و بی قانون تر از قبل عمل کنند زیاد است و اگر مردم به این نتیجه برسند که نیروهای امنیتی امنیتشان را تهدید می کنند و خودشان باید امنیت خودشان را تامین کنند شرایط وخیمی در پیش خواهیم داشت.

  3. ناشناس گفت:

    رائیش کجا بود ساده این شما این اقا اینقدری رای نداشت که سرش رو بلند کنه .
    ما که خیلی وقته به مغزش شک کردیم تعجبم چرا دیگران حامی این شدند هر چند که اندک کسانی هم که بهش رای دادن الان پشیمانم
    ارزوی گند کاری روز افزون دارم برای ایشون .

  4. قطعه طنز صوتی منتشر شده که صدای احمدی نژاد و خامنه ای و هاشمی و کروبی رو در حال مسافرکشی پخش می کند.تقلید صدا و لحس جالب است اما با توجه به مدت زمان ۵ دقیقه ای این قطعه و اینکه ۸۰ درصد زمان بدل احمدی نژاد گپ می زند نکته ای قابل توجه است.عبارات و حتی تاکیدهای بیانی این قطعه کاملن منطبق با سخنرانی های افراد است.با ای که تمام این قطعه به طنزی عمیق و شیرین آغشته است، کثر دروغ پردازی و درهم بافی و سفصته و فرافکنی چنان بالا است که بعد از چند بار شنیدن ذهن را به شدت آزار می دهد.به طوری که با اعتراض اهل منزل مواجه می شود که حالمون بد شد!واقعن این حجم تحقیر شعور مخاطب حتی در شکل بدل و کمیک آزار دهنده است حتی با اینکه اغراقی در این قطعه مشاهده نمی شود

  5. مريم گفت:

    تازه به اینها باید ادعاهایش در مناظره‌هاراهم اضافه کنید. دروغ مربوط به نامه تونی بلر. ۲۰ میلیارد خرج ستاد کروبی برای پیامک، آمارها و از همه بدتر آن شب آخر و دوپینگی که از صدا و سیما گرفت و در حالی که موسوی نام او را با کاغذ در نمودارهای ارائه‌شده‌ پوشانده بود گفت که موسوی نام بنگاههای صهیونیستی را که آمارهایش را از آنجاها گرفته پوشانده است. این دیگر آخر نامردی بود. موسوی نام احمدی‌نژاد را در جمله« آمارهای ارائه شده توسط آقای احمدی‌نژاد» در هنگام نشان‌دادن نمودارهایش به درخواست صدا و سیما و برای رعایت حق نامزد غایب پوشانده بود.

  6. محمدرضا گفت:

    آقا جان مثل اینکه یکی از هم ولایتی های شما قراره وزیر ارشاد بشه. ان شاءالله مبارکه. تو رو خدا دست ما را هم بگیرید و سفارش ما را هم بفرمائید.
    شباهتکی هم با شما و آقای […] داره
    http://news.nahad.ir/news/NewsImages/325.jpg
    می شناسیدش؟
    دکتر سیدمحمد حسینی متولد رفسنجان، دانش‌آموخته فقه و مبانی حقوق اسلامی از دانشگاه تهران است و هم‌اکنون علاوه بر تدریس در کرسی فقه و حقوق اسلامی همین دانشگاه، در سمت معاون پشتیبانی، حقوقی و پارلمانی وزارت علوم مشغول به خدمت است. علاوه بر این او مدتی رایزن فرهنگی ایران در آفریقا بوده و همچنین نماینده مجلس شورای اسلامی ومدیرعامل انتشارات سروش، معاون سازمان صدا و سیما، عضو شورای سیاستگذاری خبرگزاری مهر و …
    ———————————-
    اسم از شخص دیگری در این‌جا برده بودید و ناچار شدم اسم را بردارم ولی ایشان چه شباهتی به بنده دارد؟
    د. م.

  7. يك عابر گفت:

    به جای این تیتر بنویسید چرا یکدفعه همه چیز مخدوش شد؟ چرا ارزش ها یکدفعه از بین رفت؟ چرا واژه های مقدس از بین رفت؟ چه کسی حق را با ناحق آمیخت؟ آب را چه کسی و برای چه گلالود کرد؟ چرا همه سرگردان شدیم؟ از این اوضاع چه کسی یا چه کسانی سود می برند؟ واقعا چه کسی خیانت کرد؟

  8. يك عابر گفت:

    این پس از تأیید یعنی هرچی من می خوام و با این وجودادعای آزادی و متهم کردن دیگران یعنی نفاق. سعی کنیم منافق نباشیم.

  9. مهران گفت:

    اتفاقا ایشان دارد عملا به مردم نشان می‌دهد که معنی «بچه پررو» بودن چیست٬ همه ما چنین چیزی در نهادمان هست٬ اما ابرازش نمی‌کنیم. ایشان نشان می‌دهد در مقام ریاست جمهوری هم می‌توان بچه‌پر‌رو بازی در آورد.

  10. صراحی گفت:

    و دلیل دیگر اینکه رئیس جکهور برای آنکه دروغ هایش باورپذیر باشد در دروغ هم اغراق می کند . برای همین است که تفاوت رای یکی دو میلیون نیست و یازده میلیون است . مثلا هیچ گاه او قبول نکردکه تورم داشته ایم و حتی ادعا کرد که نسبت به دولت های قبل تورم کمتر شده است و مثال های دیگر

  11. اعتماد گفت:

    بچه پررو زیاد دیده بودیم احمدی نژاد پررو ؟ ندیده بودیم که دیدیم.

  12. علی گفت:

    طبق یک اصل روانشناسی؛ دروغ هر چه بزرگتر باشد. باورکردنش راحت تر است.

  13. omid گفت:

    اگرآقای احمدی نژادمیخواست دروغ بگوید بیش ازاین رای می آورد

  14. ویث گفت:

    تقلب شد یانشد خدا میداند اما ای کسانی که انتخابات را سالم معرفی میکنید چگونه از ما میخواهید بی چون وچرا حرفهایتان را باور کنیم؟
    مگر ما تعداد صندوق های رای را شمردیم ویا میدانیم چند برگ رای چاپ شد ویا میدانیم
    روستاییانی که جمعیت رای دهندگانشان کم نیست وسواد خواندن یا نوشتن ندارند چگونه وبه چه کسی رای دادند
    این طوریه داداش! مگه مانمیفهمیم! الکی حرف نزنید!

  15. شیرین گفت:

    کاش سالم بود این مردک حد اقل
    که مشکل روانی دارد این رییس جمهور منتخب رهبر=ریکتاتور

|