۲

مانده خاکستر گرمی جایی؟

خیلی چیزها می‌خواستم بنویسم. خاطرم را منصرف می‌کنم به هزار چیز دیگر. اما «ابرهای همه عالم شب و روز در دلم می‌گریند». با تمام گریه، اما هنوز امید هست و گرما هست و ایمان هست. به احوال روزگار می‌نگرم و با خود زمزمه می‌کنم که:
ازین چشمه منوشید که پر خون جگر گشت
بدین تشنه بگویید که آن آب بقا رفت
 
سر راه نشستیم و نشستیم و شب افتاد
بپرسید بپرسید که آن ماه کجا رفت
 
ولی در میان این همه موج تلخی و سیاهی، من هم‌چنان با امید نفس می‌کشم. هم‌چنان زنده‌ام که: «امید هیچ معجزی ز مرده نیست، زنده باش!»
 

(قاصدک؛ محمدرضا شجریان؛ پرویز مشکاتیان و همایون شجریان)
  1. لیلا گفت:

    حلقه جالبی دارید.درملکوتتان دنبال ملکوت می گردم تا این وقت شب !!
    راستی من رو از مرامنامه ملکوتیانه حضرت همایونی معاف فرمایید که ژن بی دقتی مخصوصا درنگارش وبلاکی دارم.
    البته یک ژن دیگه هم دارم بنام ژن نمک شناسی که منو وادار می کنه بخاطر مفادمترقیانه و حائز اهمیت آن از شما تشکر نمایم.

  2. حمید گفت:

    سلام دوست عزیز ….سپاس یایت نوشته های قشنگتون ، اگه امکانش هست برای موزیک هاتون لینک شیر ،فیس بوک هم بزارین لطفا
    ——
    ممنونم. من با همین فضای وبلاگم راحت‌ترم. فیس‌بوک هم البته هست ولی این‌جا قصه‌اش فرق دارد.
    د.

|