۱

غنچه پنهان کن گیاه بام شو

Print Friendly, PDF & Email

وقتی مدتی نسبتاً طولانی از فضای مجازی دور باشی تازه در می‌یابی آرامش چه حس خوبی است. غلبه کردن بر این میل و شهوت توجه خواستن – و ويران‌تر و مفتضح‌تر از آن، ارادت طلبيدن – مثل بارانی است بر کويری تفتيده. تناقض ماجرا در اين است که وقتی مدتی ننويسی و باز دوباره بنويسی همیشه این احتمال وجود دارد که آن ازدحام پیشین دوباره بر گردد. این نوسان و تناوب حضور و غیبت از این فضا کار آدمی را سخت می‌کند ولی فکر می‌کنم وبلاگ می‌تواند بخشی از عوارض و آفات فضاهای وب ۲ را تا حدی ترمیم کند. روزگار را می‌بینيد؟ وبلاگ روزی در صف نخست بیان بی‌ قید و شرط حرکت می‌کرد؛ حالا تبدیل شده است به رسانه‌ی سنتی. ولی همین به اصطلاح رسانه‌ی سنتی امکاناتی داره که شبکه‌های آنلاین به این راحتی ندارند

در اين موارد هميشه یاد اين بیت حافظ می‌افتم و تناقض عجيب‌اش که می‌‌گويد:

ببُر ز خلق و ز عنقا قیاس کار بگیر

که صیت گوشه‌نشینان ز قاف تا قاف است

بريدن از خلق را توصیه می‌کند ولی انگار این بریدن از خلق به این نیت است که شهرتی عالم‌گیرتر حاصل کند! درست است که اين عزلت نوع دیگری از نام‌آوری و نام‌داری را به همراه می‌آورد ولی مغز مسأله همین تناقض ناگزیر است که در هر دو صورت از این آفت و عارضه‌ی شهرت و شهوت‌اش به آسانی مصون نيستی. هر کار بکنی باز هم زمین‌خورده‌ی اين تیر بشریتی! شاید بشود بخشی از ماجرا را با تمرین (و سلوک) درمان کرد ولی گمان نمی‌‌کنم تا بشر بر زمین زندگی می‌کند بشود ريشه‌کن‌اش کرد.

  1. عليرضا says:

    داريوش جان. واقعا بقول باباطاهر: بوره سوته دلان گرد هم آييم! 🙂
    هستم ملازم ركاب دوست فرزانه ام! شما تا هر كجا كه بتازيد ما همراه شما خواهيم آمد. درود!

|