۱

ولیعهد منور

به میمنت و مبارکی! داشتیم امروز در صحیفه‌ی خبرپراکنی سرکار مکرمه الیزابت خانوم تفرجی می‌کردیم، ناگهان چشم‌مان به جمال منور و براق ولیعهد بارگاه روشن شد. اسباب شعف و مسرت فوق العاده‌ی قبله‌ی عالم شد این رؤیت غیر منتظره ولیعهد بارگاه همایونی. تو را به خدا ببینید چقدر نورانی است! ولیعهد منور درگاه ملکوت؛ فشارش بدهید به عکسی منورتر می‌رسید!سبحان الله!‍ ما خودمان که در بلده‌ی پروسیه‌ی برلین ولیعهد را دیدیم این‌قدر نورانی نبود! گویا تا سیمای بی‌صدای ولیعهد در مقابل دوربین قرار می‌گیرد از آن نورهایی که توی‌اش می‌گویند فر دارد و فره (شاید هم فرفره؛ در طفولیت موهای ولیعهد ما فرفری بوده است!) در آن هویداست. هر چه باشد شاهان و سلاطین همه فره‌ی ایزدی داشته‌اند!‌ ولیعهد هم هر وقت بخواهد به مسند ملکوتی بنشیند لاجرم این فره را اکتساب خواهد کرد. القصه،‌ ماجرا را کوتاه کنیم مبادا بدخواهان و بهانه‌‌جویان سعایت یا نمامی کنند. ظهیر‌الملکوت دل خوشی از ولیعهد ما ندارد و بساط توطئه‌چینی هم از جانب عناصر اخلال‌گر و نامطلوب در خفا و نهان در جریان است. گفته بودیم خفیه‌نویسان و مفتشان درگاه متخلفان را گوشمالی دهند. باری ولیعهد جان! ما خرسندیم از انوار مشعشع ولایت‌عهدی.

  1. عجب!!!!!!!! ما رفتیم زمان قاجار و یادی از دوست خوبم افتادم بنام مستوفی. از قرار پسرکی روزگاری بگذشت …
    موفق باشی.

|