۲

ما را بس…

نمی‌دانم آیا هرگز نوشته‌ام که یکی از آثار مشکاتیان که سخت به آن دلبسته هستم، آلبوم «مژده‌ی بهار» است که با صدای زنده‌یاد ایرج بسطامی منتشر شده است. این اثر از بسیاری جهات شیرین و روح‌نواز است. من البته حکایتی شخصی با آن دارم. به ویژه با بخش آواز آن. آواز بسطامی با آن ساز، غوغایی به پا می‌کند – در جانِ من یکی حداقل. شعر هم که البته خود حکایتی دیگر است. حکایت این روزهای ما هم هست، البته:
رسید مژده که ایامِ غم نخواهد ماند
چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند
 
گوش بدهید و لذتی جانی ببرید. هر حرف و حدیثی و هر توضیحی پاک بیهوده است. کیفیت قطعاتی که می‌شنوید شاید زیاد بالا نباشد. در این غربت غربیه، دسترسی من به چیزی بیش از این نیست. اگر ایران هستید، بروید پی نسخه‌ی اصل و اصیل با کیفیت‌تر.
 
حال مرا اگر می‌خواهید با قطعه‌ی سوم آغاز کنید. آن مضراب‌ها، همیشه مرا دیوانه کرده است. همیشه حال‌ام را به نحو خوشی ناخوش کرده است. همیشه بغضی به گلوی‌ام انداخته و دیدگان‌ام را ابری کرده. عجب حالی داریم ما! «صعب روزی بلعجب کاری پریشان عالمی»… بگذریم. گوش بدهید. 

  1. حسین گفت:

    سلام دوست گرامی که از نوشته هایت می شناسمت و از هر دوست دیده شده ای بیشتر با تو دوست شده ام.در ایران هم از بخش افطار سایت دلنشین شما چند نوبت استفاده کرده ام و همینطور از موسیقی ها بسیار بسیار بجا …من نیز با این این آهنگ در جایی دیگر سیر می کنم.این یادداشت را برای تشکر نوشتم و خدا را شکر که هنوز بندگانی دارد که اینگونه اند و اینگونه می اندیشند.
    با احترام و التماس دعا

  2. مهران گفت:

    سلام. من دقایقی پیش یاد این آلبوم افتادم٬ گفتم سری به سایت شما بزنم و گوشش کنم؛ دیدم از بخت خوش من اینجا گذاشته‌ایدش. دست مریزاد!

|