۵

همه‌ی اعتراف‌ها

. . .
تو خوبی
و این همه‌ی اعتراف‌هاست.
من راست گفته‌ام و گریسته‌ام
و این بار راست می‌گویم تا بخندم
زیرا آخرین اشکِ من نخستین لبخندم بود.
***


تو خوبی
و من بدی نبودم.
تو را شناختم و تو را یافتم و همه‌ی حرف‌هایم شعر شد و سبک شد.
عقده‌هایم شعر شد و همه‌ی سنگینی‌ها شعر شد
بدی شعر شد سنگ شعر شد علف شعر شد دشمنی شعر شد
همه‌ی شعرها خوبی شد
آسمان نغمه‌اش را خواند مرغ نغمه‌اش را خواند آب نغمه‌اش را خواند
به تو گفتم: «گنجشکِ کوچکِ من باش
تا در بهارِ تو من درختی پر شکوفه شوم.»
و برف آب شد شکوفه رقصید آفتاب در آمد.
من به خوبی‌ها نگاه کردم و عوض شدم
من به خوبی‌ها نگاه کردم
چرا که تو خوبی و این همه‌ی اقرارهاست، بزرگترینِ اقرارهاست. –
من به اقرارهای‌ام نگاه کردم
سالِ بد رفت و من زنده شدم
تو لبخند زدی و من برخاستم.
***
دلم می‌خواهد خوب باشم
دلم می‌خواهد تو باشم و برای همین راست می‌گویم
نگاه کن:
با من بمان!
– شاملو

  1. دی داد گفت:

    با من بمان اى همسفر … با من که ره خسته ام … 🙂

  2. مهشا گفت:

    داریوش عزیز
    این آهنگ و آن شعر حافظ و سوز درونش چنگ به دل می‌زند. شکر و شکایت، حکایت نکته‌دانی عاشقان و تمنای عنایت …برآمدن کوکب هدایت در گوشه‌ی سیاهی شب
    و آه سوزناکت را … یا رب مباد کس را مخدوم بی‌عنایت
    اما این در زلف چون کمندش، آتش پیچیدنی را در جان زنده می‌کند که مپرس.
    ن.پ.
    × این شعر همیشه منو یاد فقه ولایی کدیور میندازه و استناداتش در باب معنای ولی و ولایت با استناد به این شعر ؛ و …
    × استادی تو سمینار گفت که داره قرآن ترجمه می کنه و با عنایت به فرهنگ واژگان قرآنی حافظ ، در « و أیدناه بروح القدس…» برای تأیید از کلمه‌ی فارسی «مدد» استفاده می‌کنه چون : فیض روح القدس ار باز مدد فرماید…
    و برای واژه‌ی « ولی » برابرنهاد «یــــار» !
    و چه لطیفه‌ها که از پی این پیشنهاد فرهنگستانی راه افتاد.

  3. amir گفت:

    سلام و از شما دوست عزیز دعوت می شود از بزرگترین وب سایت فوتبالی دیدن کنید !‌ با کمال تشکر از شما

  4. Mehdi گفت:

    این شعر خوبی است اگر داریوش گفته بود اما برای شاملو چه عرض کنم.

  5. sina گفت:

    سلام داریوش خان.معلومه که شما در زندگیتان بوته های شعله ور زیاد دیده اید که این شعله ور نشده اش اینگونه شما را متعجب کرده.!!

|