۰

عرض او خواهد که با

عرض او خواهد که با زیب و فر است
مدتیه که می‌خواستم این مطلبو بنویسم که چرا بعضی می‌خوان در انظار ظاهر بشن و مخصوصاً در اینترنت حضور داشته باشن. خوب جای انکار نیست که یه عده‌ای فقط برای ابراز هویت صرف (یا به قول آقای جوزی برای «مشتهیات نفس اماره») این کارو می‌کنن. ولی اون طرف قضیه هم درسته. یعنی کسانی ممکنه از غایت تواضع این کارو نکنن. یعنی امکانِ حضور در اینترنت رو داشته باشن و این کار رو به خاطر اینکه شاید حدیث نفس باشه نکنن. ولی به این هم فکر بکنین که کسانی اصلاً اونقدر تهی‌دست هستن و حرفی برای گفتن ندارن که معنا نداره سایت داشته باشن. یه نکته‌ی دیگه اینه که حضور همگان توی این پهنه‌ی مجازی باعث می‌شه مردم بتونن فرق سره و ناسره و پاک و ناپاک رو تشخیص بدن. این به نظر من (توی صبحانه هم اینو نوشتم) اهانت به شعور انسان‌ها و کسانی است که توی عصر اطلاعات زندگی می‌کننه که بگیم بعضی سایتا رو نخونن و بایکوتشون کنن (چون به نظر من و شما ضد آزادی یا خلاف اخلاق می‌نویسن). نه آقا بذارین همه بنویسن، همه سخنشونو بگن. اون وقت اگه من و شما سلامت نفس داشته باشیم و ابزار ارزیابی، می‌تونیم انتخاب کنیم. به همین دو ابیات مولوی توجه کنید که چقدر گویا و رساست:
پس قیامت روز عرض اکبر است / عرض او خواهد که با زیب و فر است
هر که چون هندوی بد سودایی است / روز عرضش نوبت رسوایی است
قلب پهلو می‌زند با زر به شب / انتظار روز می‌دارد ذهب
با زبان حال زر گوید که باش / ای مزوَّر تا بر آید روز فاش
اینترنت قیامت عصر ماست و روز اطلاع‌رسانی است. کسایی که نازیبا و ناموزون و بی‌اندام باشن، توی این بازارِ جلوه‌گریِ زیبارویان شرمنده و رسوا خواهند شد. نترسین از شنیدن و دیدن و خواندن حرفایی که با موازینِ من و شما سازگار نیست. انسان‌ها خرد دارند. درسته که خیلی از خردها به زنجیر یا علت‌زده هستن، ولی توی این جهان نمی‌شه جاهل و بی‌معلومات باقی موند. کسی که اطلاعات کمتری داشته باشه و کمتر با جهان تماس داشته باشه، بازنده‌ی بازی است.

|