۵

نهنگ‌هایی که رادارشان خراب است!

دو روز است که مردم لندن دارند به این دو نهنگی فکر می‌کنند که سر از رودخانه‌ی تیمز در آورده‌اند و وسط شهر پیداشان شده است. خدا می‌داند این‌ها آن همه راه را تا وست‌مینستر و بتر-سی چطور آمده‌اند که حالا دارند به گل می‌نشینند. حالا لندنی‌ها دارند چیزی را می‌بینند که باید برای دیدن‌اش دور جهان راه می‌افتادند! حساب‌اش را بکنید که اگر قرار بود در تهران اتفاقی عجیب و غریب بیفتد،‌ مثلاً‌ چه موجودی سر و کله‌اش آن‌جا پیدا می‌شد؟

پ.ن. نشان به این نشانی که الآن ساعت پنج بعد از ظهر است و از ساعت یازده صبح تا به حال، این شبکه‌ی خبری بیست و چهار ساعته‌ی بی‌بی‌سی بلاوقفه دارد عملیات نجات نهنگ را در رود تیمز به طور مستقیم و زنده پخش می‌کند!‌ همه‌ی اخبار را تعطیل کرده‌اند و فقط دارند نهنگ گزارش می‌کنند! خدا به خیر کند! ( به گمان‌ام کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است).

  1. وليعهد گفت:

    قبله ی عالم به سلامت،
    دیروز دو تا پلنگ هم آمده بودند برلین. چه دنیای نا امنی شده قبله ی عالم! رادیو برنامه عادی اش قطع شد و گوینده گفت: اینجا برلین، اینجا برلین، این دو تا پلنگ که از شاخ افریقا آمده اند برلین سر راه سه تا ولیعهد خورده اند!
    مورمورمان شد قبله ی عالم! همین که آمدیم از اندرونی پا بیرون بگذاریم غرش کردند، نفهمیدیم کرنش بود یا غرش، خدا عالم است، ما که از ترس زهره ترک شدیم. برف آمده بود تا اینجا، پاسبان تأمینات نداشتیم از مونیخ آوردیم. دستور دادیم هردو در باغ وحش برلین محبوس باشند تا ببینیم چه می شود. شاید به لندن که آمدیم تحفه آوردیم و کت بسته تقدیم کردیم.
    خدا چقدر به ما رحم کرد قبله ی عالم، اسپند هم نداشتیم، کاه دود کردیم و خواستیم فوت کنیم طرف لندن، یاد حرف نازک الملکوت افتادیم که در سفر شکاریه اقدسیه گفت: کاه دود شگون ندارد آقاجان، فوت نکن.
    و یادمان آمد ملک الشعرا این شعر نغزش را صادر کرد:
    چقدر قشنگه اینجا
    خوش آب و رنگه اینجا
    یا ضامن آهو!
    شما تیر در می کردید و ما خوش بودیم، ظهیر هم گنجشک می زد و چه روزگاری بود قبله ی عالم. امنیت بود، ولی نا امنی شده این روزها، با این حیوانات عجیب و غریب اطراف ممالک محروسه ی ملکوت بد نیست ختم انعام بگیرید غائله ی چهارپایان ختم شود. قدیم ها سلطان بانو شاخه نباتی، مربایی، اسپند و کندری، توت خشکه ای، چیزی برای ما می فرستاد. امسال که پاک ما را از یاد برده و با این دو تا پلنگ و آن دو تا نهنگ ما هیچ پناهی نداریم هیچ، اسپند هم نداریم برای خودمان دفع زخم چشم کنیم. بیت:
    جمال قبله عالم توانم دید ز راه دریا؟ نه.
    به خشکی دلم خوش بود و اینها؟ نه.
    این روزها کشتی سوار نشوید قبله عالم، دیشب تا صبح خواب اژدها دیدیم.

  2. كارنه گفت:

    رفیق! اینجا(تهران) که موجود زیاد دارد؛ خیلی هم مشخص هستند. شهرشان هم به ما نزدیک است. انسان فرهیخته کم می‌بینیم.

  3. داریوش جان حتمن حود یک ماه پیش شنیدی که خرسی بی پناه از دامنه های سهند به دانشگاه آزاد تبریز پناه اورده بود در جا با حکم دادستانی تبریز کشته شد حالا چه بگویم جز اینکه ما مردمان آداب نیاموخته ای هستیمبه قول آن بزرگ ” میان ماه من تا ماه ماه گردون …”

  4. واقف گفت:

    سلام عزیز! غرض آن‌که هزارتو راه افتاد، سری بزنی، لینکی بدهی، معرفی کنی ما چاکرانه خوشحال می‌شویم!
    http://www.hezartou.com

  5. Mehdi گفت:

    آقا چرا شایعه درست می کنید. همسن دشمنان اسلام و جمهوریت نظام هستند که با شایعاتی از این دست قصد دارند که شبان سلطان شده را به زیر بیاورند!
    اعلا حضرتا اون فقط یه نهنگ بود نه دو تا! تازه پریروز هم مرد تا باز هم ما انگشت به دهان بگیم به خدا کار کار انگلیسی هاست.

|