۷

تحجر از نوع انگلیسی

اسقف اعظم کنتربری، همان کشیش جنجالی که هنگام سونامی علناً گفت که در وجود (یا عدالت و رحمت) خدا شک کرده است (مضمون‌اش را می‌گویم؛ دقیقاً خاطرم نیست چه گفته بود)، دیروز گفته است که اجرای «پاره‌ای از احکام شریعت اسلام» به عنوان بخشی از قانون بریتانیا برای مسلمانان اجتناب‌ناپذیر است. سیاست‌مداران انگلیسی متفقاً سخنان او را محکوم کردند و حتی عده‌ای از مسلمانان هم به جمع مخالفان سخنان او پیوستند. سخنان روآن ویلیامز واقعاً شگفت‌آور است. در قانون بریتانیا چه چیزی وجود ندارد یا کم است که مسلمان‌ها برای ادامه‌ی یک زندگی مدنی به آن نیاز دارند؟ تنها چیزهایی که در این قانون نیست این‌هاست: نابرابری حق ارث زن و مرد؛ مجازات اعدام؛ قطع دست دزد؛ سنگسار و احکامی از این دست. این بیچاره‌ها حتی بانک‌های‌شان را سازگار با نظام اسلامی می‌کنند که خدمات لازم را به مسلمان‌ها ارایه دهند. پس واقعاً درد اسقف اعظم چی‌ست؟ این عقب‌نشینی بی‌دلیل و خنده‌دار از کجا آمده است؟

شگفت‌آور آن است که الآن در جهان اسلام، اندیشمندانِ دردمندی که دغدغه‌ی صلاح و سلامت و دوام و بقای اسلام را دارند، صریحاً می‌گویند که پاره‌ای از احکام فقهی اسلام در جامعه‌ی امروز اجرا نشدنی است و این سخن اختصاص به غرب ندارد. یعنی اگر از ناموجه بودن حکم اعدام یا نابرابری ارث زن و مرد سخن می‌گویند، این احکام برای یک کشور اسلامی صادق‌تر است تا مثلاً برای بریتانیا. من واقعاً نمی‌دانم مراد او از «پاره‌ای از احکام شریعت اسلام» کدام پاره بوده است؟ آن پاره‌های سازگار با قانون مدنی؟ اگر مرادش آن‌هاست که این بخش‌ها هم‌اکنون موجودند و احکامی هستند کارآمد. اگر مرادش آن پاره‌های ناسازگار با قانون مدنی بریتانیاست، مقصودش همین قوانینی است که مثلاً به مرد اجازه می‌دهد هر وقت خواست زن‌اش را طلاق بدهد و اساساً زن ملک طلق او باشد؟ انگار در میان خودِ مسلمان‌ها متحجر کم داریم که حالا باید اسقف کنتربری هم به صف آن‌ها بپیوندد!

  1. سپهر گفت:

    سلام، دوست گرامی بنده چند بار سعی کردم از لابلای جملات نگاشته شده مراد و مقصود شما را از نوشتن این نقد دریابم ولی افسوس که شناخت من از شما به نوشته هایتان خلاصه می شود که این مطلب اخیر جنابعالی در نظر من شگفت آور تر از سخنان اسقف می نماید.
    ***
    چرا؟ کجای‌اش شگفت‌آور است؟ من در نوشته‌های‌ام هم کمابیش سخنان مشابهی را تا به حال گفته‌ام. یک بار دیگر بایگانی مطالب این وبلاگ را بخوانید.

  2. تو رو خدا میبینی؟ ما شعر مینویسیم و سنگسار رو محکوم میکنیم! دو دقیقه بعد تو توی وبلاگی از درفشانی های اسقف اعظم مینویسی … هرچی ما ریسیدیم این حاجی پنبه کرد که !!!!!

  3. سپهر گفت:

    آیا به واقع (البته از نگاه جنابعالی) تنها چیزهایی که نبودشان برای ادامه یک زندگی مدنی در بریتانیا احساس می شود تنها نابرابری حق ارث زن و مرد؛ مجازات اعدام؛ قطع دست دزد؛ سنگسار و احکامی از این دست می نماید و یا اصلاح قوانینی که هر روز ایشان را گستاخ تر از گذشته در برابر آدمیت بر می آشوبد.
    ***
    دوست عزیز،
    مسأله‌ی نگاه بنده نیست. روآن ویلیامز باید بیاید توضیح بدهد که در احکام شریعت اسلامی چه چیزی هست که قانون مدنی بریتانیا نمی‌تواند آن‌ها را پوشش دهد. مشکل را ایشان درست کرده است نه بنده. مشکل اصلی در سخنان نسنجیده ایشان است که تازه مسلمان هم نیست و مشکلات اصلی جهان اسلام را درک نمی‌کند. یعنی تمام معضلات مسلمان‌های بریتانیا به خاطر این است که احکام شریعت اسلامی اجرا نمی‌شود؟ سؤال این است. معنای جمله‌ی آخرتان را هم نفهمیدم. کدام قوانین چه کسی را گستاخ‌تر از گذشته می‌کند؟ فاعل کیست؟ چه کسی در برابر آدمیت بر آشوبیده است؟ انگلیس؟ روآن ویلیامز؟ مسلمان‌های انگلیسی؟ من که سر در نیاوردم. روشن‌تر بنویسید شاید چیزی دستگیرمان شد.

  4. عبداله گفت:

    برادر من با خشم مطلب ننویس. اول مزمزه کن. من نقدت نمیکنم اما خودت ببین چه می گویی: “این بیچاره‌ها حتی”.
    چقدر این بانکهای “بیچاره” نگران قوانین اسلامی اند.
    یک پیشنهاد: می توانید به سابقه ی جناب اسقف در مورد هموسکشوالیته هم اشاره کنید که حق مطلب را تمام کرده باشید و به خواننده تفهیم کنید که این آدم مریض است.

  5. حسن گفت:

    محض اطلاع جناب عالی: سخنان عالیجناب اسقف کانتربری در پاسخ درخواست جامعه اسلامی بومی و مهاجر انگلستان است که خواهان تعدیلاتی در قانون مدنی برابر با سنن مذهبی خود هستند. این خواسته ها در امور مشخصی از مقررات احکام شخصیه: معتبر شناختن ازدواج مساجد ، اعتبار طلاق گواهی شده زوج ، تقیید طلاق زوجه به مورد طلاق خلع یعنی در مقابل اسقاط حق مهر ، شمول احکام ارث فقه اسلام در مواردی که هر دو طرف مسلمان باشند ، و چند مورد دیگر از این دست است که در دادخواستهای منتشر شده در جرائد این کشور مشخص شده و هیچ یک از مسائل حقوق جزائی و جنائی و اساسی که اشاره کرده اید جزء آن نیست. هیچ یک از این درخواست ها نیز غیر اخلاقی یا غیر انسانی نیست. اصل اخلاقی و مدنی آن است که یک جامعه آگاهانه و داوطلبانه برای خود بر می گزیند. نابرابری در ارث در کلیت سیستم حقوق و مسئولیتهای مدنی در فقه اسلام امری غیر متمدنانه و غیر معقول از آن گونه که شما برداشت کرده اید نیست. در همین بریتانیا احکام شخصیه فقه یهود در دادگاه ها مورد قبول و احترام است. بسیاری از احکام مدنی مسلمانان ، مانند جواز ازدواج پسر عمو و دختر عموی بلا فصل و اجازه طلاق زوج, مشابه فقه یهود است و ادامه بی اعتنائی دادگاه ها به این نظام حقوقی فاقد وجاهت قانونی است.
    ***
    دوست عزیز،
    من بحث چندانی درباره‌ی آن‌چه شما فرموده‌اید ندارم به جز این‌که می‌فرمایید از دید بنده فقه اسلام «امری غیر متمدنانه و غیر معقول» است. بنده چنین تعبیری را به کار نبرده‌ام. اما وقتی بعضی از احکام برای زمان حاضر خاصیتی ندارند و حتی بسیاری از فقیهان مسلمان مشی و روشِ خود را تغییر می‌دهند، شما می‌خواهید آن را «غیر متمدنانه» بخوانید یا «غیر معقول» یا منسوخ. مهم این است که یک فقیه مسلمان می‌تواند رأی بدهد که فلان حکم شرعی در زمان ما قابل اجرا نیست و البته این کار شجاعت می‌خواهد. سؤال این است: آقای اسقف این وسط چه کاره است که بیاید نظر بدهد کدام بخش از احکام فقهی اسلام کارآمد است و کدام بخش نیست؟ شما طرف که هستید؟ طرف اسقف؟ طرف خدا؟ طرف دین؟ طرف فقها؟ طرف عقل؟ طرف عرف؟
    خلاصه بگویم که مسأله به نظر من ساده نیست. مسأله پیچیده است و راه حل سرراستی هم ندارد. اسقف کنتربری هم مرتکب خطای دیپلماتیکی بزرگی شده است. در کشوری که این همه حساسیت به این مسایل وجود دارد، این اظهارات نه تنها کمکی به حل مشکلات مسلمان‌های صلح‌جو و متمدنی که هیچ تنشی نمی‌خواهند با جامعه‌ی میزبان داشته باشند، نمی‌کند بلکه معضلات را دو چندان می‌کند.

  6. سپهر گفت:

    سلام،
    بنده بر این باورم که در ادبیات نقد طرح سوال در ارئه پاسخ به سوال های مطرح شده در یک نوشتار به ویژه بر آمده از قلم شیوایی چون قلم جنابعالی آن هم با تکرار علامت پرسش ؟ تنها به مبارزه طلبیدن منتقد است.
    دوست عزیز من و شما خوب می دانیم که ارئه چهره اسلام در غرب به پخش گزیده ای از فیلم های اجرای احکام اسلامی از نوع حاکمیت طالبانی در افغانستان خلاصه می شود(همان کاری که شبکه BBC گستاخانه! و بی شرمانه!پس از پخش سخنان اسقف انجام داد). همین حالا هم احکام شریعت اسلام در کنار قوانین سکولار در بسیاری از کشورها اعمال می شود. ایشان (مزید اطلاع جنابعالی انگلیس)فراموش کرده اند که معتقدان به اسلام با میل خود مسلمان شده اند و بسیار کوته بینانه است که پنداریم کسی دیگر بجای آنان در مورد اعمال قانون شریعت تصمیم گیری کرده و از سختگیرانه بودن این قوانین ابراز ناخرسندی کند.

  7. محمد جواد گفت:

    لینک زیر را ملاحظه کنید. مفید است. گرچه لبّ مطلب آن همان است که جناب حسن آقا در کامنت زیر مرقوم فرمودند.
    http://radiozamaaneh.com/Mohebbi/2008/02/post_23.html

|