۱۴

فی تقلب الاحوال عُلِم جواهر الرجال

این روزها که دست تطاول بدکنشان و دژ‌م‌خویان دنیاپرست، بر جان، مال و ناموس مردمان وطن‌ام دراز است، این روزها که حق را باطل می‌نمایند و باطل را حق، این روزها که پیراهن عثمان علم کرده‌اند و معاویه صفت خونِ عمارخویان را به گردن پیروان پسر ابوطالب می‌اندازند، بیش از پیش به ایمان می‌اندیشم. بیش از هر زمانِ دیگری، معنای ایمان در این غبار شبهه و غوغای فتنه برای من برجسته شده است.

در چنین شرایط دشواری است که آدمیان قدر و گوهر خود را نشان می‌دهند. این‌جاست که دست‌ها رو می‌شوند و مکنونات ضمیر آدمیان بر ملا می‌شوند. اکنون گویی هنگام عرض اصغر است و نشانی از قیامت را دیده‌ایم. ولی عرض اصغر است چون هنوز کشف غطایی رخ نداده است و هنوز سامری شعبده می‌کند و هنوز ید بیضای موسوی طاغوت را به زیر نکشیده است. این روزها، پرده از چهره‌هایی برگرفته شد که حتی من و دوستان‌ام، مؤمنانه و نیک‌بینانه، صادق، اخلاقی و عاقل می‌خواستیم ‌شان یا چنان گمان می‌کردیم. من از این آرزواندیشی به هیچ رو پشیمان نیستم. آن ظن نیک بردن بر بندگانِ خدا، لازمه و ویژگی ایمان است و فاصله گرفتن از آن، فاصله گرفتن از اخلاق است، الا در جایی که به مظلومی ظلمی رفته باشد. در این هنگامه‌ی غلبه‌ی ظلم و تلبیس حق به باطل، البته که دیگر جایی برای سکوت نیست.

یک طایفه این میان مرتکب خطایی بزرگ شدند. طایفه‌ی قدرت‌پرست گمان کرده‌اند (یا کرده بودند) که همگان چون خودشان بنای‌ ایمان و اعتقادشان بر رشوه‌خواری و آلودگی باطن و دین به دنیا فروختن و قربانی کردن حقیقت و اخلاق در پای مصلحت قدرت است. هستند روشن‌ضمیرانی هنوز که دین‌شان را به دنیا نفروخته‌اند و سرمایه‌ی جان و ایمان‌شان را گرو بیعتی استوار بر خدعه و نیرنگ نکرده‌اند. آن طایفه از یاد برده‌اند که مؤمنان هنوز به خدایی باور دارند و خدایی که نهایتاً حق را بر باطل پیروز می‌کند ولو لشکر باطل شعبده‌ها برانگیزد و بلعجبی‌ها کند.

نکته‌ی دیگر این‌که این دشواری‌ها و این تلخ‌کامی‌ها می‌توانست (و می‌تواند) کامِ ما را تلخ کند و می‌دانم که هم‌اکنون کامِ بسیاری از رفیقان و نازنینانِ مرا تلخ کرده است. اما درست در چنین زمانی است که باید استقامت ورزید و کلمه‌ی توحید را به کوبنده‌ترین بیانی به عرش برد. این‌جاست که باید نشان داد که وقتی ذوالفقار علوی و اعتقاد حسینی همره ماست، باکی از سوزن معاویه‌صفتان و یزید مسلکان نیست (تاریخ را بنگرید که هنوز وقیحان می‌گویند حسین بر حاکم مسلمان شورید و خونِ خود را هدر داد!).

آن‌ها که به خداوندِ خویش ایمان دارند و دست پلید خدعه‌گران قدرت‌پرست را به عیان در پس این خیمه‌شب بازی مهوع و مشمئز کننده می‌بینند، خوب می‌توانند بفهمند معنای آیات زیر را: «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ نَحْنُ أَوْلِیَاؤُکُمْ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَهِ وَلَکُمْ فِیهَا مَا تَشْتَهِی أَنفُسُکُمْ وَلَکُمْ فِیهَا مَا تَدَّعُونَ نُزُلًا مِّنْ غَفُورٍ رَّحِیمٍ وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَهُ وَلَا السَّیِّئَهُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَهٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ وَمَا یُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا وَمَا یلَقاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ وَإِمَّا یَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ باللَّهِ انّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ» (سوره‌ی ۴۱ (فصلت)، آیات ۳۰-۳۶)
(«بیگمان کسانى که گویند پروردگار ما خداوند است‏، سپس پایدارى ورزند، فرشتگان بر آنان نازل شوند (و گویند) که مترسید و اندوهگین مباشید و شاد شوید به بهشتى که به شما وعده داده مى‏شد. ما دوستداران شما در زندگانى دنیا و در آخرت هستیم‏، و در آنجا براى شما هر چه دلهایتان بخواهد و هر آنچه بطلبید هست‏. که پیشکشى از (خداوند) آمرزگار مهربان است‏. و کیست نیکوسخن‏تر از کسى که به سوى خداوند دعوت کند، و کارى شایسته در پیش گیرد و بگوید که من از مسلمانانم‏. و نیکى و بدى برابر نیست‏. همواره به شیوه‏اى که آن نیکوتر است مجادله کن‏، آنگاه (خواهى دید) کسى که بین تو و او دشمنى‏اى بود، گویى دوستى مهربان است‏. و آن را جز شکیبایان نپذیرند، و آن را جز بختیار فرانگیرد.  و اگر وسوسه‏اى از سوى شیطان تو را به وسواس افکند، به خداوند پناه ببر، چرا که او شنواى داناست‏.»؛ ترجمه‌ی خرمشاهی)
این‌جاست که هنوز بانگ الله اکبر مژده‌بخش جان‌ها و صیقل‌دهنده‌ی ضمیر صافی‌دلان متعهد می‌شود. در بند کشیدنِ جان‌های عزیز،‌ بر زمین ریختن خون بی‌گناهان، آمیختن حق با باطل،‌ اگر باری دهد، جز ندامت نخواهد بود. جماعتی که در پی استعلا هستند، همان‌ها هستند که برتری‌جویی می‌کند و به فساد دامن می‌زنند و اسباب خون‌ریزی در دست دارند: «تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَهُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ» (سوره‌ی ۲۸ (القصص) ، آیه‌ی ۸۳).

دستِ ما تهی نیست. تیغی که به دستِ ماست، دعاست. این دعاست که سلاحِ‌ مؤمنان است؛ سلاح برتری‌جویان مفسده‌انگیز، جز باتوم، جز تفنگ و جز گاز اشک‌آور نیست. این دست‌های به دعا برخاسته، بنیان‌کن‌تر از صد توپ و تانک خواهند شد:
عقابِ جور گشوده است بال بر همه شهر
کمانِ گوشه‌نشینی و تیرِ آهی کو

  1. سارا گفت:

    الان استخاره کردم
    چقدر روشن جوابمو داده خدا:
    “آنان جاسوسان دروغزن وخورندگان مال حرامند اگر به نزد تو آمدند خواهی میان آنها حکم کن یا روی از آنان بگردان”
    آیه ی ۴۲ سوره ی مائده
    خدا با ماست

  2. يك دوست گفت:

    سلام من امروز کنکور دادم. در حد اطلاعات کنکوریم بگم تیترتون اشتباههه: فی تقلب الاحوال عُلِمت جواهر الرجال صحیح هست چرا که احوال جمع مکسر غیر عاقل هست! داستان ایراد آقای کرروبیه!!! یادتون که نرفته! بزرگترین آبرو ریزی برای یک فرد روحانی!!!! در ضمن سلاح دیگه ای هم دارین و اون هم آتش زدن مسجده!
    ————————————–
    خوب معلوم است که همین امروز کنکور داده‌اید. همین عبارت «فی تقلب الاحوال علم جواهر الرجال» را کافی است در گوگل جست‌وجو کنید، منبع‌اش را خواهید یافت. و این هم البته معلوم شد که با توصیه به آتش زدن مسجد، چرا اساساً از این عنوان ایراد گرفته‌اید! توقع بیشتر از شما نمی‌رفت!
    د. م.

  3. حامد گفت:

    بسیار ممنون از مطالب امیدبخش شما در این دوره وانفسا
    به درستی که مولا علی (ع) فرموده بود : “زمانی خواهد آمد که در آن ارج نیابد مگر فرد بی حاصل، زیرک دانسته نشود مگر فاجر ، مورد اعتماد قرار نگیرد مگر خائن، به خیانت محکوم نشود مگر امین و در چنین روزی است که بیت المال را بهره شخصی خود سازند و از قرآن جز نشانی نماند و از اسلام جز نام”
    نمی دانم آیاتی که به آنها اشاره کردید چگونه برای شما تداعی شد ولی لازم بود اینجا بیان کنم که در ۳ هفته گذشته این دومین باری است که با آیات ۳۰-۳۶ سوره مبارکه فصلت مواجه می شوم: اول بار شب ۲۱ خرداد ماه وقتی عزیزی از من خواست تا جهت یقین قلبی در انتخاب اصلح استشاره ای به قرآن مجید بزنم. وقتی به عبارت شریفه “ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ ” رسیدم یقین نمود که اکنون نوبه “دفع شر” است با خیر.
    امروز که به مطلب شما برخوردم ایمانم به تقابل شر و خیر در دوره کنونی و ضرورت “استقامت” در این راه مستزاد گردید ” و این تازه آغاز راه است”
    پیش از شما، به سان شما، بی شمارها، با تارعنکبوت نوشتند روی باد: “کین دولت خجسته و جاوید زنده باد!” (شفیعی کدکنی)
    پ.ن-
    این را هم داشته باشید که اشارتی ناب است:
    “والذین اتخذوا مسجدا ضرارا و کفرا و تفریقا بین المومنین و ارصادا لمن حارب الله و رسوله من قبل و لیحلفن ان اردنا الا الحسنی والله یشهد انهم لکذبون” (سوره مبارکه توبه آیه شریغه ۱۰۷)

  4. احمد گفت:

    با عرض سلام
    داریوش خان سخنت به جاست.
    نکته ای بران می افزایم:
    میدانی اولین نشانه های ظلم اگر اشکارشدنوبت صالحان است که نصیحت کنند وظالمان که توبه پیشه کنند.
    اما انگاه که توبه ای درکارنباشد؛مسلما خونهایی که درپس اصراربرگناه ریخته شود اولین نشانه های یک انقلاب است.دیریازود.حال بنشینید وببینید که چگونه خداوند به دست بعضی(خوب یابد)بعضی دیگر راجزامیدهد؟همانگونه که به دست امریکا صدام وملاعمر رانابود کرد.کسی چه میداند؟شاید همین امریکا؟شاید همین مردم؟شاید امام زمان خودتان؟بالاخره یکی پیدا میشود که زوررا به شما نشان بدهد.

  5. سروش گفت:

    فذکر ان الذکری تنفع المومنین
    گاهی اوقات شنیدن دوباره آیاتی که قبلا شنیده ای چنان حالی نصیبت می کند که انگار در آن لحظه قرآن است که بر تو نازل می شود. ممنونم از شما به خاطر این حالتی که با نوشتن این آیات نصیبم کردی!

  6. ahmad گفت:

    دوستان عزیزی که تو کار ریاضیات، منطق، اقتصاد، علوم کامپیوتر، فیزیک، و غیره هستید. لطفا فکر کنید و سریعا یک راه حل برای مشکل تجمعات داخل ایران پیدا کنید. این موضوع رو جدی بگیرین لطفا. این مساله شماست، نشون بدید که چیزهایی به درد بخور هم بلدید! لطفا این مطلب رو تو بالاترین بزارید
    یکی‌ از مشکلات بسیار جدی که در راه راهپیمای‌های مسالمت آمیز مردم وجود دارد این است که ماموران مسلح دولتی همزمان با دیگران از مکان و زمان راهپیمایی‌ها خبر دار میشوند و با حضور زود هنگام در محل مورد نظر از تشکیل هسته اولیه این تجمعات جلوگیری میکنند. سوالی که مطرح میشود این است که چه راه حلی برای این مشکل وجود دارد. من متخصص نظریه بازیها نیستم اما فکر می‌کنم که بشود یک استراتژی پیدا کرد که امکان تشکیل تجماتی با تعداد قابل توجهی‌ از مردم رو بده. صورت مساله اینه: فرض کنید پانصد هزار نفر میخواند در جائی، مهم نیست کجا مثلا در یکی از میادین تهران، تجمع کنند. فرض کنید صد هزار نفر نیروی ضد شورش هم وجود داره. مردم چه جوری رفتار کنند که در یکی از میادین حدود صد هزار نفر بتونند تجمع کنند؟ برای اینکه موضوع روشن بشه استراتژی زیر رو در نظر بگیریید:
    فرض کنید که مردم قرار است ساعت ۴ بعد از ظهر در میدان انقلاب جمع بشن. حالا قرار میزاریم که هرکسی بره در اولین میدونی‌ که در فاصله حد اکثر ۵ کیلومتری میدون انقلاب است تجمع کنه و وقتی‌ که تعداد تجمع کنندگان به مثلا ۱۰۰ نفر رسید به میدون نزدیکتر حرکت کنند. و قرار میزاریم که اگر کسی‌ به مانع برخورد کرد(مثلا پلیس ضد شورش یا…) راهش رو کجع کنه ولی‌ عقب نره. در این صورت چه اتفاقی میافتد؟ به نظر من امکان اینکه تعداد قابل توجهی‌ از مردم بتونن در یک جا همدیگر رو پیدا کنند بسیار زیاد است. شما فکر کنید چرا و ببینین آیا استراتژی‌های بهتری پیدا می‌کنید؟

  7. ehsan گفت:

    سلام چند بار امدم بنویسم اما نشد. این بار امادلم طاقت نیاورد. من با نظرات شما کاملا مخالفم، و گمان میکنم به بیراهه میروید. شاید من اشتباه کنم و حق با شما باشد، اما شاید هم…. خدا میداند. اما ایا این شبهه بین حق و باطل انقدر واضح است که چنین با اطمینان سخن میگویید یا قدرت تشخیص شماست که چنین مطمئن مرز حق و باطل را جدا میکنید؟ به هر حال چیزی را که شما امروز باطل میپندارید من باطل نمیبینم برادر. موفق باشید.
    —————————
    یک بار تاریخ اسلام و تاریخ همین انقلاب را بخوانید و ببینید چند بار متهم و شاکی جای‌اش عوض شده است و چند بار مقتول با جای قاتل جوابگو شده است. یک بار دیگر قرآن را بخوانید. با وجدان‌تان می‌توانید کنار بیایید؟ یک بار دیگر سیره‌ی پیامبر و امامان شیعه را بخوانید. ببینید این روش به سیره‌ی امامان شیعی شبیه است یا به روش نیرنگ و خدعه‌ی امویان و در صدر آن‌ها معاویه؟ شبهه از این روشن‌تر که عکس و فیلم از نیروهای پلیس و ضد شورش دست به دست می‌چرخد که مشغول تخریب اموال عمومی و قتل هستند و آن وقت تقصیر این‌ها را به گردن موسوی و مردم بی‌گناه بیندازند؟ بترسید از خدا. این روزها خواهد گذشت و شما فردا باید با وجدان‌تان در برابر خدا بایستید. هر دولت و نظامی روز زوالی دارد. ولی برای هر کسی قیامت حتما آمدنی است و روزی حسابی خواهد بود.
    د. م.

  8. بهار گفت:

    تقدیم به شهیدان ‹‹فریاد سکوت››
    این غزل برای توست، ای شهید نورانی
    ای جوان ایرانی، ای که مثل بارانی
    بیست و دوم خرداد، روز مرگ رأی ما
    روز حیله و نیرنگ، آن چنان که میدانی
    قسمت من از آن روز، گاز و اشک و باتوم است
    سهم مادرت هر شب، گریه های طولانی
    رفتی و تنم لرزید از حکومت وحشت
    از تفنگ و از دشنه، کارهای حیوانی
    اینچنین نه‏ شایسته است، رهبری ملت را
    گریه‏های رو در رو، خنده‏های پنهانی
    گویی‏یا کر و کورند، رهبران این مردم
    اینچنین نمی باشد، شیوه مسلمانی
    بایدش که برخیزد، خون اهرمن ریزد
    هر که در رگش دارد، خون پاک ایرانی

  9. فاطمه گفت:

    خواهشن روی تک تک اسکناسهایی که این روز ها به دستتان می رسد یا از عابر بانک میگیرید یا هر چیز دیگری عبارت رای من چه شد؟ رای من کو؟ و رای مرا پس ده را بنویسید هیچ چیزی از هیچ کداممان کم نمی شود . هر کدام که به ۱۰ نفر این را بگوییم و او را مجاب به انجام این اعتراض آرام کنیم این حرکت عاری از خشونت زمانیکه به سطح هفتم برسد میشود ۱۰ میلیون نفر و میتوانید تصور کنید این یعنی چه ؟ یک دولت هرگز نمی تواند این همه اسکناس را معدوم کند و این رای او یعنی یک افتضاح ملی . چرا فکر میکنید حتمن باید به خیابانها رفت و کشته شد ؟پس اعتراض عاری از خشونت کجا معنا پیدا میکند ؟ احساس می کنم مردم خسته شده اند. این را به وضوح میبینم دیگر کسی شبها الله اکبر نمیگوید . کسی بادکنک هوا نمیکند بابا اگر شبها بادکنک ها را باد کنیم هر کدام ده تا .۲۰۰۰ نفر که این کار را بکنند صبح میتوان ۲۰۰۰۰ بادکنک در آسمان تهران هوا کنیم چرا این روشها را بی اثر می دانیم . والا به خدا خیلی موثر است کافی است امتحان کنیم. ضمنن از بمب ایمیلی به سمت صدا وسیما نباید غافل شویم . میتواند روحیشان را تضعیف کند وآنها را بشکند . آنها جنسشان از فولاد نیست آدمند و اگر روزی چند هزار ایمیل حاوی اعتراض و حتی جملات محبت آمیز حاوی اعتراض دریافت کنند اعتماد به نفسشان شکسته میشود اگرچه روششان تغییری نکند. خواهش میکنم اطلاع رسانی کنید خواهش عاجل دارم از همه .

  10. آرش گفت:

    کلیه شرایط برای عقب نشاندن وشکست استبداد دینی و پیروزی مردم فراهم است، به جز وجود یک تشکیلات کارآمد که بتواند مبارزه مردم را به نحوی موثر سازماندهی و رهبری کند. رفع این کاستی اکنون بیش از همیشه حیاتی و عاجل است.
    http://www.mellimazhabi.org/news/062009news/2606zamani.htm

  11. حمید گفت:

    این روزها چقدر شبیه روزهای کوفه است!
    این آدمها، چقدر شبیه کوفیان!
    همیشه می اندیشیدیم که چگونه کوفیان نامه دادند و عهد شکستند.
    همیشه از هم می پرسیدیم، چرا آنگاه که با مسلم چنان کردند، کوفیان در خانه های خویش خزیدند و سکوت پیشه کردند.
    همیشه بر می آشفتیم، از آنانی که چه بسا نام عالم دین را یدک داشتند، ولی به جای جانبداری از حقی آشکار، همگان را به مصالحه و حفظ آرامش دعوت می کردند.
    و همیشه در شگفت می شدیم از جاهلانی که نزاع را دعوای قدرت می دانستند، و نه جدال حق و باطل.
    نه. اینک سالهاست که از سیاه و سفید اندیشیدن ما (من یکی لااقل) گذشته، پس صحنه را صحنه امام حسین و لشکر یزید نمی بینم. اما کفر است اگر جدال حق و ظلم را ببینم و کتمان کنم.

  12. سولماز گفت:

    امیدوارم اشتباه به خاطر نیاوم:
    و اذا قیل لهم لاتفسدوا فی الارض قالو انما نحن مصلحون
    سوره بقره ایه ۱۱
    هنگامی که به آنها گفته میشود در زمین خدا فساد نکنید میگویند ماییم که درستکارانیم

  13. نیمرخ گفت:

    با شورای نگهبانی که بالاخره صحت انتخابات را تایید کرد چه کنیم ؟
    ————————
    لبخند بزنیم بهشون 🙂

  14. رامیم گفت:

    هموطن درود
    من رای شما را (اگر به موسوی رای داده باشید) پیدا کردم، بقیه هم اگر دنبال رای شان می گردند (به هر کس که رای داده باشند) به من مراجعه کنند:
    سیزده میلیون و دویست و شانزده هزار و چهارصد و یازده نفر (۱۳/۲۱۶/۴۱۱ نفر) به مهندس میر حسین موسوی رای داده اند که فکر می کنم آن یک رای آخر مال شماست.
    امیدوارم پاسخ سوالتان را گرفته باشید.
    اگر سوال دیگری داشته باشید خوشحال می شوم برای پاسخ به آن به شما کمک کنم./..
    ———————————
    من سؤالی نداشتم. سؤال مخصوص جایی است که ابهام باشد. آفتاب آمد دلیل آفتاب. شما را مسؤول پیدا کردن رأی‌مان نکرده بودیم؛، شما در برابر خدا باید پاسخ سؤال او را بدهید. رأی یک نفر، فقط یک رأی است و یک تکه کاغذ. ولی خون مؤمن و آه مظلوم عرش را می‌لرزاند و این همان چیزی است که نادیده و نشنیده می‌گذارید. بیدار شوید پیش از آن‌که دیگر نتوان بیدارتان کرد.
    د. م.

|