۲

زیر و زبر گفتمانی در مراسم تنفیذ روحانی

Print Friendly, PDF & Email

در روز تنفيذ حسن روحانی، حادثه‌ی مهمی اتفاق افتاد که از نگاه بسياری از ناظران دور مانده است و هر چقدر هم که در سطح به آن متفطن باشند، از عمق معنای آن غفلت کرده‌اند. تاريخ و سنت نظام جمهوری اسلامی تصويری از رهبر کشور و رييس جمهور به دست می‌دهد که در آن يکی زبردست است و ديگری زيردست. رهبر مُطاع است و قدسی؛ اما رييس جمهور فرودست است و مطيع. نسبت و رابطه، بر حسب رابطه‌ی مولا و ولی فهميده می‌شود.

مراسم تنفيذ روز شنبه اين موازنه را به نرمی و لطافت يکسره واژگون کرد. هیچ «انقلاب»ی رخ نداده است. قرار هم نبوده انقلابی رخ بدهد. حرمت کسی هم شکسته نشده و اتفاق خارق عادتی رخ نداده است اما گويی وارد دوران تازه‌ای شده‌ایم. مشخصه‌های اين دگرگونی ترازِ رابطه چی‌ست؟


نخست اين‌که رهبری کشور سياست،‌ منطق و گفتاری شناخته شده دارد. کاملاً‌ انتظار می‌رفت او بعضی سخنان را بگويد. که نگفت. يعنی پرهیز کردن از ورود به بعضی از مسايل چه به اختيار و درايت باشد چه به ناچاری، مضمونی جز اين ندارد که چيزی عوض شده است. عجيب نبود اگر رهبر کشور در سخنرانی مراسم تنفيذ روحانی همچنان بر سياست سال‌های اخير در پرونده‌ی هسته‌ای تأکيد می‌کرد يا با زبانی مبارزه‌جويانه و درشت، جهان را به چالش می‌گرفت. عجيب نبود اگر از حوادث سال ۸۸ با تعبير «فتنه» ياد می‌کرد يا گروهی از مردم را به خاطر موضعی که در اين سال‌ها داشته‌اند ملامت می‌کرد. اما نکرد. عجيب نبود اگر تذکر می‌داد که به محمود احمدی‌نژاد نبايد سخت بگيرند يا باید از او ستايش کنند. اما جز يک تشکر خشک و خالی چيزی با اين مضمون شنيده نشد:

«من لازم است از دولت جناب آقاى احمدى‌نژاد كه خدمات فراوانى كردند و كارهاى مهمى انجام دادند، تشكر كنم.»

رهبر کشور در ماه‌های اخير همه‌ی این حرف‌ها را در مناسبت‌های ديگر گفته بود. اما در مراسم تنفيذ روحانی خبری از درشتی و تلخی يا ملامت و پرخاش نبود. خبری از توطئه‌ی دشمنان نبود. در نتيجه، مؤلفه‌ی نخست اين دگرگونی، سخنانی بود که رهبری می‌توانست بگويد (و خود را محق به گفتن آن می‌دانست) اما نگفت. يعنی يک رابطه‌ی از بالا به پايین، دگرگون شده است.

دوم اين‌که در کشوری که هم شخص رياست جمهوری و هم جايگاه او در هشت سال گذشته تنزلی بی‌سابقه پيدا کرده است، بازگرداندن عزت و حرمت و آبرو در گفتار صاحب اين مقام کار آسانی نيست. از اين گذشته، رييس جمهور همواره از پايین به بالا به رهبر می‌نگريسته است. هميشه رييس جمهور، حتی سيد محمد خاتمی، ستايش‌های مبالغه‌آميز از رهبر کرده‌ است. حتی در روزهای پس از انتخابات، کلماتی که سيد محمد خاتمی در ستايش از رهبری به کار برد، به روشنی دلالت بر جا افتاده بودن منطق سپاس و ستايش از مقام «قدسی» ولایت (به تعبير نوظهور علی لاريجانی) دارد. در سخنرانی روز تنفیذ، انتظار می‌رفت روحانی سخنانی را بگوید – يعنی غريب نبود گفتن اين سخنان – که مضمون‌اش ستايش تعظيم‌آمیز و مبالغه‌گونه از رهبر بود. چنين سخنانی از او صادر نشد. هيچ ابراز چاکری و اظهار ولايت‌مداری تملق‌آميز و تقرب‌جويانه‌ای در سخنِ او نبود. همچنين انتظار نمی‌رفت پاره‌ای از سخنان کنايه‌آمیز و انتقادآميز که به سرعت مرجع ضميرشان پيدا می‌شد،‌ از روحانی صادر شود. اما روحانی اين سخنان را هم گفت:
«انتخابات خرداد ۹۲ گرچه با تردید و سوء ظن بخشی از جامعه آغاز شد، ولی با تایید و استقبال عموم مردم به پایان رسید و انتخابات با شفافیت و رقابت و آرامش کامل برگزار شد و نتیجه آن برای بسیاری غافلگیر کننده بود.»

در مراسم تنفيذ اشاره‌ به پرهیز از دروغ‌گويی و دعوت به صداقت، مضمون و معنايی روشن دارد:
«مردم در انتخابات شگفتی‌آفریدند. بعد از این نوبت تکلیف ما مسئولان است که در همه سطوح نظام حقوق و تکالیف مردم را محترم بشماریم. حداقل انتظار مردم از دولت جدید، ایجاد ثبات در همه زمینه‌ها و رفع دغدغه‌ها و تنگناهایی است که کشور با آن مواجه است… توانمندی دولت در تقویت پایگاه اجتماعی آن و وفاداری به عهد و پیمان خود به مردم است… لازمه این پایبندی، صداقت و راستگویی است. ما اساس دینداری، ادای امانت و پایبندی به عهد و پیمان می‌دانیم. امیر مومنان علی(ع) گفته است؛ اصل دینداری امانت و وفا به عهد است…در آیین ما اساس دینداری ادای امانت و پایبندی به عهد و پیمان است؛ راستگویی سبب اصلاح امور و دروغگویی سبب تباهی کارهاست.»

اشاره‌ی روحانی به «حق دانستن مردم»‌ هم به قدر کافی معنادار است: «جامعه ما به ویژه نسل جوان باید مدام سازوکارهای گفتگو، حق دانستن و در جریان امور بودن را به کار بندند تا در نخواستن‌های عقلانی قانع و برخواستن‌های لازم ترغیب شوند. »

کنايه‌های روحانی در اين بند از سخنان‌اش ابلغ من التصريح است:
«من دست میلیون‌ها ایرانی را به گرمی می‌فشارم و از تمام کسانی که به صندوق‌های رای آری گفتند، تشکر می‌کنم و امیدوارم که استحقاق اعتماد آن‌ها را داشته باشم. من سنگینی بار رای و تنفیذ را حس می‌کنم و تنها و تنها به خدا پناه می‌برم و از او خالصانه درخواست می‌کنم که این بنده حقیر خود از کبر و غرور و بخل و حسد رها و دور کند؛ از استبداد رای، عجله در تصمیم‌گیری و تقدم منافع شخصی بر منافع ملی و بستن دهان رقیبان به خداوند پناه می‌برم. از خداوند متعال می‌خواهم که فراموش نکنم آنچه را که بر پیشینیان رفته است.»

پیام آشتی و تقاضای پايان تنگ‌نظری‌ها از اين صريح‌تر نمی‌توانست بيان شود: «بگذاریم که فضا و فرصت خدمت برای همه ایرانیانی که دل در گرو این مرز و بوم دارند، باز شود. بگذاریم که شایستگان به ملت خدمت کنند، بگذاریم سینه‌ها از کینه‌ها پاک شود، بگذاریم آشتی جای قهر و دوستی جای دشمنی بنشیند و بگذاریم که اسلام با چهره رحمانی ایران با چهره عقلانی‌اش، انقلاب با چهره انسانی‌اش و نظام با چهره عاطفی‌اش همچنان حماسه بیافریند.»

روحانی بدون اينکه آشوبی به پا کند يا سخن درشتی بگويد، جنجالی به پا کند يا حرمتی را بشکند و بدون اين‌که «انقلابی» رفتار کند، هر آن‌چه را انتظار نمی‌رفت بگويد، گفت. و هر آن‌چه انتظار می‌رفت – قاعدتاً‌ با توجه به شرايط موجود و انواع فشارها – بگويد، نگفت. يعنی يک رابطه‌ی از پايين به بالا نيز دگرگون شده است.

اما شاهد سوم و مهم‌تر اين است که در سخنرانی رهبری، ارجاع به متن و نص سخنرانی چند دقيقه پیش حسن روحانی را می‌بينيم:
«من تأييد ميكنم نظرى را كه رئيس جمهور محترم ابراز كردند در زمينه‌ى برخورد حكمت‌آميز با مسائل گوناگون بين‌المللى و مسائل سياسى و مسائل ارتباطات بين‌المللى و اينها. حتماً بايد برخوردِ حكمت‌آميز و عاقلانه باشد. البته ما دشمنانى داريم كه اينها زبان عقلائى هم خيلى سرشان نميشود؛ ليكن آنچه كه ما وظيفه داريم، اين است كه با استحكام، با توجه به اهداف والاى جمهورى اسلامى، بدانيم چه كار داريم ميكنيم؛ اهداف خودمان را بشناسيم، آن اهداف را هم در نظر داشته باشيم و آنها را با جديت دنبال كنيم. بله، همين جور كه گفتند، «امت وسط» خصوصيت جامعه‌ى اسلامى است؛ «و كذلك جعلناكم امّة وسطا لتكونوا شهداء على النّاس و يكون الرّسول عليكم شهيدا».(۱) راه وسط، همان راه اسلام است؛ نگاه كنيم ببينيم اسلام به ما چه ميگويد، اسلام از ما چه ميخواهد. راه موفقيت اين است كه دنبال رضاى الهى و دنبال انجام تكليف الهى باشيم. خداى متعال راهها را براى ما مشخص كرده است؛ اگر از اين راهها سلوك كنيم، مشى كنيم، به توفيق خواهيم رسيد.»

اگر به منطق موقعيت و جايگاه رهبر و رييس جمهور در نظام جمهوری اسلامی توجه کنيم می‌بينيم که «مقام ولايت» تنها استشهاد به سخن کسی می‌کند که فراتر از او باشد. در نظامی که رهبر کشور «نايب امام غايب» شمرده می‌شود، رضا دادن به نقل قول از کسی فروتر از خدا و رسول و ائمه، يعنی دگرگون شدن مناسبات. از سوی ديگر، رييس جمهور هم استشهاد به بيانات و ارشادات رهبری نمی‌جويد. هيچ تیمن و تبرک يا چاپلوسی و تملقی در ميان نيست. استشهاد او به اصل و سرچشمه‌ی ولايت است: او به قرآن و پيامبر و حضرت امير استشهاد می‌جويد. يعنی يک رابطه‌ی ديگر هم به روشنی دگرگون شده است. موضع رياست جمهوری در اين سال‌ها – و چه بسا سال‌های پيش – موضع صاحب‌منصبی توسری‌خورده و لگدمال بوده است که در برابر اتوريته‌ی بالاتر از خود هيچ اختياری ندارد. سخنرانی‌های مراسم تنفيذ حکايت از بازگشت عزت و کرامت، حرمت و آبرو و قدر و منزلت رييس جمهور و البته رهبری کشور داشت. گويی در سخنرانی ديروز در نسبت ميان رهبر و رييس جمهور، همه سر جای خودشان بودند.

اين زير و زبر شدن، نه اتفاق ناميمونی است و نه نشانه‌ی شکست. بی‌شک، چنين تحولی مبارک و معنادار است. يعنی رسوخ کردن تدریجی اعتدال تا بالاترين سطح گفتار سياسی. لازم نيست تغيير در نظامی مثل جمهوری اسلامی، «انقلابی» و بنيان‌کن رخ بدهد. می‌فهمم که از دگرگونی در عرصه‌ی گفتار تا تغيير در عمل راه بسيار است. اين را هم باید درک کرد که در ماه‌های آينده، روحانی کار دشواری در پيش دارد. اما اگر به ياد بياوریم که چنين تغييری کم‌سابقه – اگر نگوييم بی‌سابقه – است، افق پيش رو روشن‌تر ديده می‌شود. گمان می‌کنم همين تغيير، همين که در روز تنفيذ چهره‌ای خشن و پرخاش‌جو از جمهوری اسلامی نمايش داده نشد، به آسانی رسانه‌های تندروی خارج از کشور و به ويژه دستگاه تبليغاتی اسراييل را خلع سلاح کرد – و آشفتگی کسانی که روز تنفيذ را بی‌اهميت می‌بينند قابل درک است.

درست است که در مراسم تنفيذ رييس جممور سابق کشور – بر خلاف پروتکل – غايب بود اما هم‌زمان چهره‌ی نه تنها متهم بلکه محکوم و بدنام سعيد مرتضوی در ميان مدعوين بود،‌ ولی آن‌قدر اتفاقات ريز و درشت قابل اعتنا و معنادار در اين جلسه بود که تنها با سوء ظن مفرط می‌توان از نکات مثبت آن چشم پوشيد. به يک معنا، جلسه‌ی تنفيذ حسن روحانی، جلسه‌ای بود که در آن برای هيچ طرفی شکست در ميان نبود. رهبر کشور نيز در ميانه نه چيزی از دست داده است و نه تصويری ضعيف از او ارايه شده است. او نيز در اين ميانه،‌ آرام‌آرام به جايگاهی فراتر از منازعات جناحی بازگشت.

  1. Sarah says:

    همچین تشکر خشک و خالی هم نبود! عضوی در مجمع تشخیص مصلحت بودن چیز کمیه؟

  2. خرداد says:

    عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام کاملا فرمالیته است. همواره روسای جمهور و مجلس سابق و کسانی که سابقه کار اجرایی طولانی مدت در نظام داشته اند به عضویت شورا درآمده اند. قبل از کودتای سال ۸۸ هم موسوی و هم کروبی عضو این مجمع بودند.

|