۲۸

هاشمی رفسنجانی و سیاستِ حکمت

توضیح مهم: این متن ویرایش نشده است و در ساعت‌های آینده شاید نکاتی به آن اضافه یا از آن کاسته شود.

هاشمی امروز هم‌چنان سخن گفت و عمل کرد که در یادداشت پیش نوشته بودم. اما مضمون سخنان‌اش و نحوه‌ی بیان‌اش بسیار بالاتر از حد توقع من بود. سعی می‌کنم فهرست‌وار نمونه‌هایی را ذکر کنم تا روشن شود چرا در وضعیت «بحران» هاشمی رفسنجانی ثابت کرده است که مرد «عبور از بحران» است. نوع نگاهِ من عمدتاً نگاهی است از منظر «رهبری» یعنی لیدرشیپ سیاسی؛ و این رهبری را هم به معنای رایج در علوم سیاسی به کار می‌برم و هم به معنایی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تعریف شده است.

سخنران پیش از خطبه‌ها، آقای تقوی، تا توانست سعی کرد خطوط سیاست تبلیغ شده‌ی رسانه‌ای این روزها را پر رنگ کند و به عبارتی به هاشمی نهیب بزند که مبادا چیزی بگویی خلاف میل ما و قدرت قاهره. چرا چنین استنباطی دارم؟ به دو دلیل: یکم استفاده‌ی مکرر و طولانی و خرج کردن لحظه‌ به لحظه‌ی «مقام معظم رهبری» برای جهت دادن به خطیب جمعه؛ و دوم، لحن، ادبیات و زبان درشت و خشم‌آگین‌اش. او به زبان توصیه به همه‌ی چیزهایی کرد که خطیبان پیشین جمعه یکایک آن‌ها را به صراحت و آشکارا نقض کرده بودند. یعنی آقای تقوی، در چهره‌ی واعظی نامتعظ ظاهر شد که گویی از سخن گفتن هاشمی هراس و وحشت دارد و سعی می‌کند پیش‌دستی کند که مبادا او چیزی بگوید نامنتظره.

هنگام شروع سخنان هاشمی،‌ شعاردهندگانی که شعارهای توصیه‌شده‌ی روزنامه‌ی کیهان را به صدای بلند تکرار می‌کردند، به دشواری به او اجازه‌ی آغاز خطبه را دادند ولی هاشمی با مهارت سخن‌اش را آغاز کرد – و البته بدون خشونت و درشتی. این کار همانی بود که تقوی خلاف‌اش را به حاضران توصیه کرده بود: عدم ایجاد اخلال در سخنان خطیب جمعه!

به نظر من، خطبه‌ی هاشمی چندین محور مهم داشت که سعی می‌کنم بدون هیچ ترتیب و تمهیدی هر آن‌چه را به ذهن‌ام می‌رسد بنویسم تا بعد به تحلیل مفصل‌ترش برسم.

خطیب جمعه‌ی این هفته – که شاید مهم‌ترین و تاریخی‌ترین خطبه‌اش را امروز ایراد کرد – به خوبی به دشواری و اهمیت کارش واقف بود. هاشمی گویی می‌دانست چه چیزهایی را نباید بگوید و چه چیزهایی را باید بگوید. نباید بگوید نه به معنای ترس یا ملاحظه‌ی محافظه‌کارانه؛ بلکه «نباید گفتن»ای از سر حکمت و دوراندیشی – یعنی همان چیزی که خطیبان پیشین از آن دور شدند. هاشمی تحریک‌آمیز سخن نگفت، بر خلاف خطیبان پیشین که در هر سخن و جمله‌شان تازیانه و تیر و ترکش لفظی – و بعد هم البته تصویب و تأیید تلویحی یا صریح حمله به مردم – بود که تراوش می‌کرد.

هاشمی یکی دو مثال و اشاره آورد از پیامبر که آخرین خطبه‌اش را خواند و مثالی را هم از امام هفتم شیعیان موسی کاظم نقل کرد و همه‌ی مثال‌های دینی‌اش به نحوی تداعی‌کننده‌ی وضع خودش بود. او در خلال نقل روایت‌ها بغض می‌کرد و البته نه تضرع می‌کرد و نه کسی میان سخن‌اش های‌های زیر گریه می‌زد. مخاطبان گویی آشکارا می‌دانستند که با سیاست‌مداری پخته و آب‌دیده طرف هستند که نیازی به شیون و زاری ندارد – سخن‌اش بدون این‌ها هم شنیده می‌شد. او از سابقه‌ی خدمت‌اش به انقلاب و نظام گفت و علناً خود را در مقام مادر انقلاب نشان داد و شواهدش را هم به روشنی نقل کرد – ادعای بدون اثبات نمی‌کرد. اشاره‌ی او به ابرهای تیره‌ی فتنه و اوضاع دشوار تصویر روشنی بود از همان‌ چیزی که او در نامه‌ی سرگشاده‌اش به آن تصریح کرده بود.

سخن که به انتخابات رسید، گلایه‌ی او آغاز شد و سخن‌اش دایر بر این محور بود: آن‌چه شد چیزی نیست که می‌خواستیم و باید می‌شد! به خاطر این اتفاقات اکنون دنیا این انقلاب و این نظام را شماتت و سرزنش می‌کند و آبروی این نظام در معرض خطر قرار گرفته است. او گفت انتخابات خوب شروع شد (و تلویح آشکارش این بود: پایان‌اش بد بود!). خلاصه‌ی چند نکته‌ی مهم در خطبه‌های نماز جمعه‌ی امروز به نظر من این موارد بود: ۱. او به صراحت از چین به خاطر کشتار مسلمان‌ها انتقاد کرد و هنگام شعار مرگ بر چین، شعاردهندگان را دعوت به آرامش کرد و اشاره کرد که در خیابان‌های بیرون اوضاع مساعدی حاکم نیست که تعریضی صریح بود به ایجاد فضای امنیتی و رعب و وحشت؛ ۲. به شورای نگهبان اشاره کرد و این‌که عملکرد شورای نگهبان پس از پنج روز مهلت مقام رهبری، عملکرد بدی بوده است و ذکر دلایل را هم موکول به جای دیگر کرد؛ ۳. خواستار آزادی همه‌ی زندانیان شد که با شعار و غریو مشوقانه‌ی حاضران مواجه شد؛ ۴. خواستار دلجویی از کسانی شد که داغ‌دار و عزادار هستند؛ ۵. خواستار بازسازی اعتماد صدمه‌خورده‌ی مردم شد و توپ را به میدان صدا و سیما و رسانه‌ها فرستاد و گفت مسؤولیت به دوش آن‌هاست؛ ۶. هاشمی اشاره کرد که در این نظام، حتی رهبر نظام مخلوق رأی مردم است و مردم هستند که صاحب اصلی این نظام‌اند؛ ۷. در ابتدا هم دعوت به بازگشت به قانون کرد و عمل در چهارچوب آن و این همان چیزی است که تمام معترضان به جریان انتخابات مد نظرشان بود؛ ۸. هاشمی در هیچ جای سخنان‌اش معترضان را اغتشاش‌گر، شورشی، فریب‌خورده یا اهل زورآزمایی و قلدری نخواند. این یعنی احترام قایل شدن برای مردم و همه‌ی سلیقه‌ها و رأی‌ها. این یعنی خردمندی، پختگی و پرهیز از خرج کردن منافع یک نظام سیاسی پای اغراض و اهداف کوتاه‌مدت شخصی سیاسی.

مشخصه‌ی مهم کار هاشمی این بود که از بالاترین و بی‌طرفانه‌ترین موضع ممکن وارد ماجرا شد. زبان و ادبیات‌اش آرام و خردمندانه بود. لحن کلام‌اش درشتی، خشونت و عصبانیت نداشت. حتی وقتی خطاب به شعاردهندگانی که در دفاع یا تشویق او شعار می‌داند، چیزی می‌گفت لحن و زبان خشن، تند و آلوده به تشر نداشت. این‌ها چیزی نیست جز صفات و ویژگی‌ها یک رهبرِ سیاسی بی‌طرف که مدیر است و مدبر. فکر می‌کنم مضمون و معنای حرکت، سخن‌پردازی و انتخاب عبارات و اشارات هاشمی، بسیار هوش‌مندانه و حکیمانه بود. پیام‌ها و پیامدهای سخنرانی هاشمی، به نظر من، عمیق‌تر از چیزی است که در نظر اول آشکار می‌شود. باید هنوز امواج و پس‌لرزه‌های آن را به تماشا نشست. هاشمیِ امروز، از هاشمی هر روز دیگری پخته‌تر، سنجیده‌تر و خردمندانه‌تر سخن گفت – ومی‌گویم که از همه‌ی مسؤولان نظام حکومتی ایران که هم‌اکنون مقام و منصبی دارند، در این یکی دو ماه گذشته، سنجیده‌تر سخن گفت.

بعید می‌دانم واکنش مدافعان رییس دولتِ نهم، واکنشی آرام و معقول باشد، اما هاشمی بهترین بازی سیاسی عمرش را انجام داد. این نظام اگر نتواند از چنین پتانسیل سیاسی شگفتی استفاده‌ی مناسب ببرد و این فرصت‌ها را مثل تمام فرصت‌های دو ماه گذشته بسوزاند و به باد دهد، نظامی است که قادر نخواهد بود از هیچ بن‌بست و انسدادی خارج شود. بعضی جراحت‌های وارده التیام‌ناپذیرند و برخی شکاف‌ها دیگر ترمیم نمی‌شوند. این خبط سیاست‌مداران ناشی و زورپرستی بود که امروز بر اریکه‌ی قدرت تکیه زده‌اند. اما همان باقی‌مانده‌ی اعتبار یا لایه‌ی زیرینی که بعضی را نگاه داشته است، اگر باقی بماند، بدون شک مدیون کارهای هاشمی و امثال اوست. این افراد یک ماه است که از رسانه‌ها و تیترهای اول ایران غایب‌اند.

برجسته‌ترین کاری که هاشمی در سخنان‌اش کرد،‌ پرهیز از تحریک عواطف و احساسات بود و میل به مسلط کردن خرد و منطق. این سرمایه‌ی مهمی است که خطبه‌خوانان پیش از هاشمی در تحقق آن ناکام مانده بودند. آیا هاشمی خواهد توانست فرزندش را نجات بدهد؟ ساعت‌ها و روزهای آتی نشان خواهد داد.

پ. ن. گفتم که واکنش مدافعان احمدی‌نژاد آرام و معقول نخواهد بود؛ این هم شاهدش: رجانیوز تیتر زده است: «هاشمی به اسم وحدت آتش‌بیار معرکه؛ بلوغ سیاسی حزب‌الله مانع ژست فراجناحی هاشمی شد». این معنای‌اش به نظر من یک چیز است: پیروزی بلاغی هاشمی و عصبانیت مهارناپذیر حامیان دولت.

  1. ... گفت:

    هرچند هاشمی از سرمایه های بی نظیر انقلاب است و از منطق سیاسی بالاتری نسبت به همطرازانش برخوردار است (که این را همه جهانیان می دانند) ولی همانند بسیاری از فعالان سیاسی مورد بی مهری رسانه اختصاصی جناح مقابل قرار گرفت و سخنانش مستقیم پخش نشد تا گزینش و سانسور تعیین کننده جزئیات آن گردد.
    ———————
    ما در این‌جا مستقیم و زنده دیدیم. نمی‌دانم شماها چرا ندیدید ولی ما دیدیم و خوب هم دیدیم 🙂

  2. سلام
    واکنش عمومی مردم در اطراف دانشگاه رضایتمندی بود. این که تدارکات وسیعی برای مقابله دیده شده بود قابل پیش بینی بود .اگر هاشمی احتیاط نمی‌کرد ممکن بود فاجعه‌ای اتفاق بیافتد و تا آ«‌جا که من حس کردم مردم این را به‌خوبی درک کردند.

  3. سائنا گفت:

    با درود،
    نقدهای بسیاری بر هاشمی وارد است ضمن ایتکه موضع شما در محسنات هاشمی را تایید می کنم و معتقدم هاشمی کاری را کرد که جایگاهش ایجاب می کرد. نقدهای بیشتر را در آخرین پست نوشته ام.

  4. مهیار امینی گفت:

    آقای هاشمی به راستی می داند در کجا قرار دارد و چگونه باید بگوید سخنان او امروز به گونه ای بیان شد که پاسخی قاطع به تمامی سخنان این چند روز اخیر بود و می توان آن را دلیلی محکم بر سکوت چند هفته ای او دانست
    در مورد رجا نیوز هم می توان گفت با خواندن مطلبش به یاد صدا و سیما افتادم

  5. امير روح‌نواز گفت:

    با سلام
    چیزی را که می‌خواستم بلافاصله بعد از اعلام نتایج بگویم و بدلیل فیلتر و دیگر موارد امکان آن پیدا نشد این است که:
    آقای داریوش خان من مدتها است که با نوشته‌های شما آشنایی دارم و چندین بار هم برایتان کامنت گذاشته‌ام، خوب می‌نویسید و دلنشین. این را درست بعد از اعلام نتایج با تمام وجود درک کردم. من خودم علوم سیاسی خوانده و دستی بر آتش دارم، و طبیعتا در آن روزهای بحرانی به خیلی‌ها دلداری می‌دادم. اما باید اعتراف کنم که با اولین نوشته شما بعد از اعلام نتایج کذایی و نوشته‌های بعدی شما آرامش خوبی به من دست می‌داد. پاینده و پیروز باشی

  6. n گفت:

    بسیار ممنون از اطلاع رسانیتان. لطفا هرجا می توانید در وبلاگ ها؛ فیس بوک؛ بالاترین… بنویسید که از زنها با نقش مهمشان نباید بگذریم و شعار برادر شهیدم رایتو پس می گیرم رو تبدیل کنیم به: هموطن شهیدم رایتو پس می گیرم.(پیشنهاد یک دوست). از خواهران شهید و دربندمان حمایت کنیم.

  7. درفیسبوک شیر کردم با اجازه

  8. علی گفت:

    تحلیل بسیار خوبی بود ، همونطور که خودتون گفتین بعدا کاملترش کنید

  9. محمد گفت:

    واقعاً از اینکه میبینم آدمهایی هم پیدا میشند که مثل من فکر کنند یا اصلاً فکر کنند هستند.
    واقعاً باعث دلگرمی بود.
    ممنون

  10. آریا گفت:

    بسیار متین بود سخنانش. بسیار هم به جا بود زمانش. ولی این جنبش را آینده چه می شود؟ آیا نمونه ی تاریخی هست که از آن نتیجه ی مشابه گرفت؟ آینده مبهمی پیش روست.

  11. میرهادی گفت:

    واقعا خطبه های امروز هاشمی رسانه های دولت را دچار کلافگی و دیوانگی کرد !
    نشون به اون نشون که رجانیوز گفت : بیش از ۷۰ درصد از جمعیت حضور یافته طرفدار احمدی نژاد بودند و جمعیت در حد نماز جمعه های معمولی بود

  12. یک دوست گفت:

    به عقیده ی من چیزی که باعث شد روزنامه ی کیهان قبل از نماز جمع وحشت کند و باعث شود شورای نگهبان بیلان کاری ارائه کند و احمدی نژاد اعضای کابینه معرفی کند توافقاتی است که در مجمع تشخیص مصلحت و مجلس خبرگان حاصل شده. با توجه به میزان وحشت این گروه ها می توان به این نتیجه رسید که تصمیم گیری های پشت پرده بسیار سنگین تر از آن چیزی است که هاشمی بیان کرد.

  13. سولماز گفت:

    در مورد حمایت از زنان دربند کاملا موافقم. من در این مدت واقعا نقش زنها رو پر رنگ تر میبینم. بازم به غیرت زنها

  14. ندا گفت:

    مرگ بر دیکتاتور
    مرگ بر روسیه

  15. یک نفر گفت:

    نقد جالبی بود
    از اینکه اقای رفسنجانی در ابتدای سخنرانیشان این نماز جمعه را با نماز جمعه اقای طالقانی قبل از انقلاب مقایسه کردند چه برداشتی دارید؟

  16. گذر گفت:

    خوب بود جوون اما هنوز اول راهی خیلی چیزارو باید بالاتر بری تا بتونی ببینی
    هرکسی با توجه به جایی که وایساده دامنه دید داره
    پیشنهاد می کنم جایگاه و زاویه دیدت رو وسیعتر کن
    —————–
    :))))

  17. حمیدرضا گفت:

    هاشمی انتتظاری رو که ازش نمی رفت برآورده کرد

  18. ناشناس گفت:

    ان الله مع الصابرین
    هاشمی پیروز باشی

  19. ناشناس گفت:

    به امید خدا و حافظان جمهوری اسلامی مثل آقای رفسنجانی

  20. ;کامی گفت:

    هاشمی علی رغم انچه می گویید لیدر شیپ به خطا رفت ونشان دادکه یک طرفه قضاوت میکند واز اغتشاش بحران وآب به آسیاب دشمن ریختن بدش نمی ایدوخودش می تواند جلودار این کار باشد.
    ————————–
    معلوم است که نه لیدرشیپ را خوب می‌شناسید و نه دوست و دشمن را!
    د. م.

  21. sudni گفت:

    سلام من چند بار نظر خود را برای شما ارسال کردم اما درج نشده. هاشمی در کتاب عبور از بحران خود به تفصیل از مواضع امام درباره افرادی که امروز از لانه بیرون آمده اند وداعیه دار راه اما هستند شرح داده است. خوب است همه بدانند که آقایی که امروز هاشمی را به هزار کار نکرده متهم میکند زمان ریاست جمهوری او برایش گریبان چاک میداد. رجوع کنید به نامه همکلاسیش. و ضمنا این همه تنفر از هاشمی به این دلیل است که او مصداق بارز السابقون السابقون اولئک المقربون است

  22. ناشناس گفت:

    آقای هاشمی همیشه دو پهلو حرف می زند این نشان شجاعت وی نیست – یادتان باشد کسانی که دیروز -مانند اکبر گنجی که کتاب علیجناب سرخ پوش را نوشته اند – طرفدار آقای هاشمی شدند جای تعجب دارد

  23. قاسم گفت:

    هاشمی عاقلانه سخن میگوید

  24. امیر گفت:

    سلام دوست عزیز خیلی داغتر از آش شده ای هاشمی می داند که چه منافعی را از دست داده است او خود را مالک انقلاب می داند در حالی که بایستی خودسش را خدمتگذار مردم و انقلاب بداند او از این ناراحت است که دیگر مثل سابق آن القاب دهن پرکنی را که افراد فرصت طلب و نان به نرخ روزخور در مورد ش بر زبان جاری می کردند و آن جایگاه رفیع اش را ازدست داده است و دیگر آنروزها برگشت پذیر نیست ./

  25. حمید گفت:

    زنده باد هاشمی

  26. ناشناس گفت:

    آقای هاشمی کسی که دین اش را به دنیا و خوش آمد دنیا پرستان فروخت و لی بداند دنیا برای هیچکس وفا نکرده به ایشان هم وفا نخواهد کرد عاقبت شر شدن یعنی این آرزوی مرگ بر ایشان بهترین هدیه است

  27. مهدي گفت:

    تحلیل خیلی خوبی بود. کسانی که هاشمی رو زیر سوال میبرند چه بخوان و چه نخوان و چه بفهمند یا نفهمند نظام و امام و رهبری رو زیر سوال بردند.
    راستی مگه کشور ما چندتا مثل هاشمی داره که اینقدر ما کوته فکری می کنیم؟

|