میخواستم مفصل دربارهی شب قدر يادداشت تازهای بنويسم. احوال دل مساعد نبود. پریشانی فکر مجال تمرکز نمیداد. گفتم اگر نتوان حق همهی سخن را ادا کرد، میتوان دستکم اشارهای کرد به ماجرا. بند زیر را از رسالهی «آغاز و انجام» طوسی نقل میکنم و شرحاش را میگذارم برای وقتی که گشايشی دست دهد. فاصبر صبراً جميلاً!
«در شب قدر: تَنَزّلَ الملائکةُ وَالرُّوحُ فِیها بإذنِ رَبِهِم مِن کُلُ أمرٍ (۹۷:۴). در روز قیامت: تَعرُجُ المَلائکةُ وَالرّوحُ إلیهِ فِی یَومٍ کانَ مِقدارُهُ خَمسیِنَ ألفَ سَنَةٍ (۷۰:۴). وچون کمال مبداء به معاد است، هم چنانکه کمال شب به روز است و کمال روز به ماه و کمال ماه به سال، پس اگر مبدأ شب قدر است معاد روز قیامت است و اگر شب قدر نسبت به ماه دارد: لیلة القدر خیر من الف شهر «تَنَزّلَ الملائکةُ وَالرُّوحُ» (۹۷:۳)، روز قیامت نسبت به سال دارد: « یُدبِرُّ الأمرَ مِن السَّماء إلی الأرضِ ثُمَ یَعرُجُ إلیِهِ فِی یَومٍ کانَ مِقدارُهُ ألفَ سَنَةٍ مِمّا تَعُدّوُنَ» (۳۲:۵). و به وجهی اگر مبدأ نسبت به روز دارد: خمرت طینة الآدم بیدی اربعون صباحا، معاد نسبت به سال دارد که مابین النفختین اربعون عاما. و اگر شب قدر بر هزار ماه تفصیل دارد: لیَلةُ القَدرِ خَیرٌ مِن ألفِ شَهرٍ (۹۷:۳)، روز قیامت به قدر پنجاه هزار سال است: فِی یَومٍ کانَ مِقدارُهُ خَمسیِنَ ألفَ سَنَةٍ فأصبِر صَبراً جمَیِلاً (۷۰:۴-۵)».
(آغاز و انجام، خواجه نصيرالدين طوسی؛ فصل دوم؛ صص ۴۰-۴۱ تصحيح سيد جلال بدخشانی)
مطلب مرتبطی یافت نشد.