۹

جرثومه‌ی سیاست

عجب فیلم شگفت‌انگیزی بود این «تمام مردان شاه». شاهکاری بود و سخت تکان‌دهنده. من همیشه سعی کرده‌ام فاصله‌ام را از سیاست حفظ کنم. همیشه باور داشته‌ام که وارد شدن در بازی سیاست، شرف آدمی را از او می‌ستاند. و دریغ که در میدان سیاست، بسیار بسیار اندک شمارند آن‌ها که پا به این دریا می‌نهند و خشک برون می‌آیند، از این دوزخ می‌گذرند و سرد خارج می‌شوند. این عده، اگر اصلاً وجود داشته باشند، شمارشان بسیار بسیار اندک است. شاید تقوا را باید جور دیگر معنا کرد. اما این را به یقین می‌دانم که سیاست برای دو دسته از آدمیان هرگز تراشیده نشده است:‌ یکم برای زاهدان و پارسایان و دیگر برای عاشقان! از این دو دسته که بگذری، هر صنف دیگری از آدمیان در سیاست سودی دارند و در آن اثری می‌نهند. این فیلمی که شان پن و جود لا بازی درخشانی در آن دارند، سخت نومیدکننده است. به گمان‌ام، این همان تصویری است که من از سیاست می‌شناسم، تصویری که به واقعیت نزدیک‌تر است. سیاست آلودگی دارد. و چه خوب است آن‌که می‌خواهد وارد سیاست شود، از همان پله‌ی نخست آرمان‌خواهی را بدرود گوید. این فیلم آینه‌ای از صحنه‌ی سیاست کشور ما در هشتاد سال گذشته بوده است یا نه؟ عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی قدرت را چه کسی می‌گرداند؟ عروسک‌های رسانه‌ای را، مهم نیست از چه جناحی باشند، این عروسک‌ها را چه کسی می‌گرداند؟
دیدنِ‌ این فیلم سخت خلق‌ام را تنگ کرد، آن قدر که هر چه می‌بینم در جهان،‌ تلخ‌کامی است که خودکامه‌گی و بدنامی آدمی. محافظ ویلی استارک، محافظ بددهن و سنگ‌دل‌اش، «شکر»‌ نام داشت! خط «شکر» را بگیرید و بروید تا آن بالا بالاها. حال‌ام بد است. از سیاست بیزارم. نمی‌دانم کی قد راست خواهم کرد تا کمی این دنیای واقعی را جدی‌تر بگیرم، اما حالیا حال‌ام خوش نیست. سیاست از هر سو که قدم در آن بنهی، چندش‌آور است. من کجا ایستاده‌ام؟ نمی‌دانم! تقوا چه تلقین می‌کند؟ حیران‌ام! شما که بازی سیاست را آسان می‌گیرید و شهوت قدرت دیوانه می‌کند شما را، به دنیای خود اندیشیدید یا به آخرت‌تان؟ گمان کنم به هیچ یک نیندیشیده بودید. اگر فکری می‌کردید، چنان از سیاست می‌گریختید که آهوی رمنده از شیر درنده.
  1. سلام! استفاده بردم

  2. ميثم گفت:

    فیلم بی‌‌نظیری است در نوع خودش. البه اگر اندکی از بازی سیاست سردربیاوری.

  3. سلام
    من به مطلبی که در سایت رادیو زمانه نوشته شده بود توجه کردم و نظرات شما و نویسنده وبلاگ (یادم رفت اسمش). در باره اوون کسی که مسلمون شده. به اعتقاد من شما بدون جهت مساله را کش دادید در حالی که اصلا نیازی به اوون همه توضیح برای کسی که منطق رو درک نمی کنه نبود. در هر حال موضوعات نوشته شده در ا وبلاگتان مورد علاقه من نیست. فقط از جهت اینکه فعال هستید در بروز رسانی برام جالبه. در عین حال علاقه مشترکمان به شجریان.

  4. سلام
    داریوش جان وبلاگت در ایران فیلتر شده است. فکر کنم فقط از یکجا آن هم پارس آن لاین بتوان به وبلاگ دسترسی داشت. وبلاگ قبلی خودم هم فیلتر شد. به هر حال اگر آدرس را عوش کنی بهتر است اینجوری امکان برقراری ارتباط هست.
    موفق باشی
    ***
    راهی برای عوض کردن آدرس نیست. ماییم و همین گوشه‌ی ویرانه‌ی فعلی!

  5. مریمی گفت:

    سلام
    من امروز نشستم وبلاگتون رو خوندم و کلی تازه شدم و روحیه گرفتم.الان هم دارم با اون شجریان های کنار صفحه حال میکنم.کاش میشد دانلود کرد.

  6. مهتاب گفت:

    سلام!
    شما خودرا جزو کدام دسته از آدمیان می دانید که می گویید:
    «برای این دو دسته از آدمیان هرگزتراشیده نشده است؟»و بعد از سیاست حرف می زنید.
    ***
    من میان این دو گرفتارم!

  7. فرزاد گفت:

    آیااگه شرافتمندها کنار بکشند شرافتمندترها مرد سیاست میشند؟ نه .سر مردم چی میاد مساله خیلی سخته داداش وقضاوت تقریبن محال…..

  8. روجا گفت:

    دکترکاشانی عزیز کاربرد برخی جملات مرسوم آسونه ولی عواقبش ؟….توی فرهنگ سیاسی ایرانی همیشه سیاست یک امر ÷لید بوده ودولت معنای حالی به حالی شدن وتغیر و دگر گونی میداده برخلاف بقیه زبونها که معنای ایستایی رو تو خودش حمل می کنه فکر نمیکنید ته دلتون همیشه خیلی سنتی بودید که فکر می کنید توی سیاست شرف آدم…. اصلن توی دنیای مدرن شرف رو چه طور معنی میکنید ؟ به این جملتون فکر کنید وبه خودتون …. ÷یروز باشید و زنده

  9. علی اکبر گفت:

    من به دلایلی کار با سیاست را بر خود واجب میبینم که فکر میکنم اسلام این را از من میخواهد.وقتی میگویی که سیاست چندش آور است من به یاد پیامبر(ص) و علی(ع) میافتم.آیا رسیدن به جایی که کسانی مثل ما که بشر بودند به آن رسیدندویا در آن قدم گذاردند آرمانخواهی و دور از واقعیت است؟آیا آنان شهوت قدرت داشتند؟وقتی قرآن قسمتی از رسالت پیامبران را اقامه قسط قرار میدهد آیا میتوانم دست از آن بشویم؟من با شریعتی هم عقیده ام.قسمتی از مجاهدت و امر به معروف و اقامه قسط به نطرم در سیاست اجرا میشود.نمیدانم در این میان چه گروه عاشقانی درست کرده ای؟عاشقان یا ترسویان؟گویا در این منطق حنیف نژاد عاشق نیست،نه؟بازرگان چه طور؟شهوت قدرت داشت؟قبول دارم سیاست در ایران با کشورهای متمدن فرق میکند،ولی آیا در ایران نباید دنبال سیاست بود؟یا ایران مثل کشورهای دیگر نیست یا ذهن من خیلی قدیمی است. وقتی سخن از نفی سیاست میشود،من یاد زاهدان عاشورا میافتم.قسمتی از حرفهایتان بسی جبرگرایانه است.

|