در صدف خویش…
آدمیزاده موجود غریبی است. همهی آنچه برای از خاک زر ساختن لازم است در همین هستی و وجود بدون حاشیهی او یعنی همان که از
آدمیزاده موجود غریبی است. همهی آنچه برای از خاک زر ساختن لازم است در همین هستی و وجود بدون حاشیهی او یعنی همان که از
به گمانام هنوز تا پایان مهلت قانونی شورای نگهبان برای اعلام تصمیم نهاییاش در احراز صلاحیت نامزدها زمان باقی است. اما دستکم فضای مجازی چنان
۱ نه عقلاً و نه اخلاقاً نمیتوان برای کسی و به جای کسی تصمیم گرفت یا تحلیل و تصمیمی را به کسی تحمیل کرد. آخرین
وقتی فاشیسم را میگذارم توی گیومه یعنی میخواهم دربارهی کاربرد کلمه احتیاط کنم بس که هر کس هر جا دلاش خواسته کلمه را «مصرف» کرده
این مضمون پر مغز از ارتفاع در هستی نظر کردن، مضمونی است که از رندان و حکیمان گرفته تا عارفان و صوفیان به زبانهای مختلف
چند روز پیش، در صحبت دوستی اهل فضل بودم که معمولاً هر وقت مجالی دست بدهد میکوشیم یکی دو ساعتی هم که شده وقت ناهار
آدمیزاده موجود ضعیف و ناتوانی است، ایستاده میانهی چهارراه حوادث. از همه سو سیل بلا میریزد به وجودش. حادثه، واقعه، فاجعه آوار میشود به سرش.
آقای اوباما مثل هر سال برای ملت ایران تبریک نوروزی فرستاده است. این قسمتاش عجیب نیست. هر سال این کار را میکند. دلیلاش هم روشن
چیزی که مینویسم یک نکتهی روششناختی است؛ لزوماً تئوری فلسفی نیست. این ستون فقرات کار خردگرایان نقاد است. به اختصار توضیح میدهم تا قصه روشن
امروز تولد سایه است. شاید امسال اولین سالی است که میبینم در فضای مجازی به این حادثهی زمینی – یعنی تاریخ تولد سایه – اینقدر
قصه تکراری است ولی به گفتناش میارزد. حرف جنبش سبز است. اینکه آیا «وجود» دارد یا ندارد. سنجشپذیر و آزمونپذیر است یا نه. قضیه خیلی
۱ نخست باید به یاد داشته باشیم که هر چند تعبیر جاافتادهای که برای وضعیت موسوی و کروبی و همسرانشان در این دو سال به
دو یادداشت متوالی از خانم بهاره آروین در گوگل پلاس منتشر شده است (۱ و ۲؛ هر دوی این یادداشتها هم تا آخرین ویرایش این
وضع رقتانگیز و رو به تباهی مستمر ایران بر هیچ صاحب خردی پوشیده نیست. تجربهی زیست هر روزه در ایران، نه برای نخبگان بلکه برای
گمان میکنم بحث کردن دربارهی اینکه آیا انتخابات در ایران آزاد است یا نه و اینکه انتخابات باید آزاد باشد، به درستی بحثی است بیهوده
امروز سی و ششمین سالگرد وفات نور علی خان برومند است. دو روز پیش، همایون خرم هم از جهان رفت. این انسانها، به گمان من،
افق پیش روی ایران تیره است. این واقعیت را امیدوارترین آدم هم میداند. چشمانداز این تباهیها، آیندهی این همه بیداد متراکم، عاقبت این همه دینفروشی،
وقتی اظهارات شگفتآور و متناقض حبیبالله عسگراولادی، احمد علم الهدی، ناطق نوری و قالیباف را دربارهی موسوی و کروبی کنار هم میگذاریم، سادهترین نتیجهای که
مدتهای درازی است که ذهنام درگیر پوپر است؛ دراز یعنی از سال ۲۰۰۳ که برای اولین بار در دورهی فوق لیسانس، بیکو پارک، مدرس پوپر
برای من قاعدهای شده است که همهی مناسبتها را، نشانه میدانم؛ نشانهای برای چیزی؛ اسباب تذکری. هر چه جهان آدمی وسیعتر میشود، ظرفیت و انعطافپذیری
آدم در فضای فارسیزبان برای طایفهی رسانهچی، چه باید بنویسد – مثلاً در سنجش کارشان – که به پر قبای آنها بر نخورد یا احساس
آیا نظام جمهوری اسلامی اصلاحپذیر است؟ پاسخ کوتاهاش این است که تا حیات در زمین هست، هیچ چیزی اصلاحناپذیر نیست! پاسخ بلندش البته شرح و
احمد قابل میوهی شجرهی طیبهای است که در سایهی قدر نهادن به خرد انسانی بالیده است. تا از همین جملهی نخست عبور نکردهایم باید درنگ
این روز که از راه میرسد، این سال و سالها که میگذرند، هر کس چیزی مینویسد به فراخور حالاش یا شناختاش از اینکه پرویز مشکاتیان
عمدهی چیزهای خوب عالم، از دل پارادوکسها و تناقضها زاییده میشوند. وبلاگ هم به گمان من یکی از نمونههای برجستهی تناقضهاست. برای اینکه توضیح بدهم
دیروز صبح وقتی یادداشت قبلی را مینوشتم، تنها بر اساس محاسبهی پیشین و حدس میتوانستم پیشبینی کنم که رسانههای نظام مضامین حرفهای مرسی را دستکاری
مبنای عمدهی نارضایتیهای مردمی یا اعتراض مخالفان سیاسی به برگزاری اجلاس ناهمسوها (مشهور به نامتعهدها)، این است که با این کار، شرکتکنندگان به نظام سیاسی
«از ما میخواهند که مسئله انتخابات را فراموش کنیم، گویی مسئله مردم انتخابات است. چگونه توضیح دهیم که چنین نیست؟ مسئله مردم قطعا این نیست
در میان کارهای منتشر نشدهی شجریان (منشر نشدهی رسمی البته)، اثری هست که آهنگساز و سرپرست گروهاش محمد علی کیانینژاد است و با گروه موسیقی
موسیقی برای من ضرورت زندگی است؛ ضرورت است یعنی اینکه بخشی از زیستن است و ابزاری است برای شادی. اینها البته وصفِ عام است و
مستند «از تهران تا قاهره» شوخی بیمزه و زشتی با تاریخ و با حافظهی مردم ما بود. خلاصه و چکیدهی این مستند چیزی نبود جز
این هم از ویژگیهای ماهِ روزه است: اهل دعا، در عبادت میکوشند. شبهای قدر هم میشوند تاجِ لحظات اهل دعا. ولی بالا آمدن، ارتفاع گرفتن،
این عبارت را اهل ایمان و اهل روزه مکرر از همدیگر میشنوند که: «قبول باشد» و طرف مقابل هم با همان حالات دینی و شاید
دام مناسک، ریاست. رهایی از فسق آسانتر است تا رهایی از ریا. اینکه حافظ میگفت: دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات مکن به فسق
رمضان ماه شادی است. دستکم برای عربها چنین است. و وقتی میگویم عربها، سخن عامی است که مسلمان و غیرمسلمان ندارد. رمضان، بخشی از سنت
چه فرقی میکند که به وقت لندن فردا اول ماه رمضان باشد یا پسفردا؟ وقتی دست و دلات آلوده باشد و آلوده بماند، چه این
یادداشتی که با امضای «جمعی از اساتید علوم سیاسی» منتشر شده است، ظاهراً هدفاش تدوین راهبردهای عملی سیاسی اصلاحطلبان است اما از مضامین صریح و
پیروزی نامزد اخوان المسلمین بر رقیب سکولارش – که بخشی از دولت سرنگونشدهی مبارک بود – حادثهی نیکویی است. نمونهی مصر و تونس دو نمونهی
چه بسا عنوان این یادداشت چیز دیگری باید میبود. ولی برای شروع، نیاز به پرسشی با همین قالب است. ۲۲ خرداد تجربهای بیبدیل برای ملت
کتاب «پرورش بذر امید: راه سبز رهایی» از امروز برای خرید و سفارش از وبسایتهای آمازون در سراسر جهان آماده است. صفحهی مربوط به این