چرا بخشی از دیاسپورای ایرانی طرفدار به ایران است؟

مصاحبه با انصاف‌نیوز (نسخه‌ی انگلیسی) -نسبت تجمعات علیه تجاوز به ایران و تجمعات 
طرفدار تجاوز دیاسپورای ایرانی را چطور ارزیابی 
می‌کنید؟
 به وضوح عدم تقارنی را می‌توان دید. اولین نکته‌ای که 
نباید از یاد ببریم این است که میان ما، هم‌چنان یک سو، 
«همدلی آن سو را با آمریکا و اسراییل و بلکه هلهله برای 
تجاوز» را فراموش نمی‌کند و هم‌زمان سوی دیگر، اعتراض
این سو را به آن تجاوز «همدلی و بلکه مزدوری برای 
جمهوری اسلامی» تلقی می‌کند. این آن دیوار بلند و 
ستبری است که دارد کمر ایران را می‌شکند. ولی واقعیت 
ماجرا این است که آن کسی که در داخل ایران بدون هیچ 
پوشش و لفافه‌ای فروریختن بمب‌ها و موشک‌ها را 
می‌بیند، اگر هنوز شاخک‌های وجدان‌اش حساس باشد، 
بی‌واسطه شاهد مستقیم پیامد عریان جنگ است: در هر 
جنگی اولین قربانیان و آسیب‌پذیرترین قربانیان افراد 
غیرنظامی و عمدتاً بی‌گناه هستند. این آن معضلی است 
که بخشی از دیاسپورای ایرانی به آن واقف است و تلاش 
می‌کند وانمود کند چنین معضلی وجود ندارد. این تصویر
معوج روز به روز بیشتر ترک می‌خورد. -واکنش‌های برخی ایرانیان خارج از کشور که بنظر از 
این حملات خوشحالند و حرکاتی مانند کنپین رقص 
ترامپ و گل گذاشتن مقابل سفارت‌های امریکا و 
اسراییل و… را انجام

آخرین مطالب

روزنوشت‌های داریوش میم

از این ملت تا آن ملت

این روزها «مردم» و «ملت» از واژه‌هایی است که به وفور از سوی طرفین دعوا استفاده می‌شود. یکی از کلماتی که در ادبیات محمود احمدی‌نژاد

یاران چه غریبانه…

این دو قطعه‌ای که کویتی‌پور می‌خواند، قبلاً هم در طربستان قدیم ملکوت بود. این را به یاد م. و. عزیز می‌گذارم این‌جا که همواره به

یلداییه

از میانه‌ی مهمانی کرانه می‌گیرم برای قطعاتی به دو مناسبت: یکم شب یلدا و بعد نکوداشتی برای عالم پرهیزگار و فرزانه، منتظری فقید. آلبوم «لاله‌ی

فقیه سربلند

آیت‌الله فقید، حسینعلی منتظری، بدون سر سوزن تردیدی، نماینده‌ی بزرگ‌ترین کانون عقلی و چه بسا تنها مدافع و حافظ میراث عقلانیت شیعیان اثنی‌عشری در میان

سرو آزاد

به یاد آن سرو تناوری که ناگهان در خاک بلازده‌ی دیار ما فروافتاد… Flash Player upgrade required مطلب مرتبطی یافت نشد.

داد و دهش…

این دو بیت را از کودکی که پس از وفات پدرم میان کتاب‌های بازمانده از او همیشه می‌لولیدم، به خاطر دارم، بسیار پیش می‌آید که

ما و میرحسین: آینه در آینه‌ی امید

این را بسیار نوشته‌ام. بسیار هم خواهم نوشت: میرحسین موسوی الگوی تازه و دگرگونه‌ای از رهبری سیاسی و اجتماعی را نمایندگی می‌کند. و البته، می‌گویم

شب شعر و موسیقی با سایه در لندن

گمان می‌کردم تقریباً تمام کسانی که اهل شعر و موسیقی هستند و ساکن لندن‌اند، از برنامه باخبرند. پیداست که هنوز عده‌ای نمی‌دانند. جمعه‌ی این هفته،

ما بر فرازِ این شبِ غمناک…

چندین ماه است میان آسمان و زمین نوسان می‌کنم. هر روز تلنگری. هر روز ضربه‌ای. هر روز حکایتی تازه است. برای راه رفتن، رفیقی لازم

طهارت‌نامه‌ی آخر

پاکی پیر و جوان نمی‌شناسد. جوان اگر باشی، پاکی فضیلت است و صفتی پسندیده. اما آدمی خطا می‌کند. هر جوانی، دامن جوانی‌اش پاک نیست. جوانی

ای برادر تو همه اندیشه‌ای!

یکی از مهم‌ترین مسأله‌های انسان معاصر اخلاق است. کافی است به حجم پژوهش‌هایی که در زمینه‌های مختلف اخلاق (از جمله اخلاقِ زیستی و اخلاق پزشکی

طهارت‌نامه – ۷

عاشقی خون جگر دارد. عاشقی با تنعم و تجمل کمتر میانه دارد. این خون جگر خوردن آدمی را پخته‌تر هم می‌کند. عاشقی، برای خودش فقهی

ما برای کسی پرونده نخواهیم ساخت!

میرحسین موسوی در مناظره‌های پیش از انتخابات، جمله‌ای گفت که به اعتقاد من می‌تواند و باید الگوی حرکت اخلاقی باشد. مضمون آن جمله این بود

طهارت‌نامه – ۶

مقدس‌ترین کارها را هم اگر بی‌طهارت و بی‌صفا بکنی، هر چه کردی می‌شود هباءً منثورا. اتفاقاً وقتی آدم‌ها به مکان‌های مقدس یا معنوی می‌رسند یا

طهارت‌نامه – ۵

آدمی خطا می‌کند. این خطاها هم او را می‌آلایند و هم مقدمه‌ی پختگی می‌شوند. گاهی اوقات، خطاهای آدمی، جفای اوست بر خود. گاهی با همین

کی مهربانی بازخواهد گشت؟

مضمون و مغز یادداشتِ پیشین‌ام به گمان خودم بسیار روشن و صریح بود. از عمده‌ی نظرهای شفاهی و کتبی‌ای هم که دریافت کرده‌ام به همین

طهارت‌نامه – ۴

نماز ظاهری و باطنی تفاوت درجات و مراتب دارند. دشوار نیست ریا کردن با نمازِ ظاهری. نماز باطنی است که فقها دست‌شان به آن نمی‌رسد.

آن مرد، معمار است!

با الهام از نازنین‌ام که شیفته‌ی معماری است نه کشفِ تازه‌ای است و نه معرفتِ جدیدی به ما امروز اضافه می‌شود – بعد از چند

طهارت‌نامه – ۳

مغز نماز، نیاز است. نمازِ درست یعنی نمازی که نیاز در آن باشد. نمازی که شکستگی داشته باشد. و این نیاز را با دردمندی نسبت

زَیّ الهوا…

باز هم عبدالحلیم حافظ و «زی الهوا» که یکی از ترانه‌های مشهور اوست. متن ترانه را نوشته‌ام و تا جایی که سوادم قد می‌داد ترجمه‌اش

طهارت‌نامه – ۲

آب، نماد روشنی و پاکی است. می را نیز با آب نسبتی است. می هم نوعی آب است. می، مایعی است که از آن هم

جدیت ناامن محمدرضا نیکفر – ۳

نزدیک به هزار سال پیش از این، در زمانی که هنوز تمدن‌های مسلمانان در اوج شکوفایی و زایندگی بودند – اروپا دوران تاریک و خونینی

أهواک…

بدون هیچ شرحی، فعلاً به صدای عبدالحلیم حافظ، خواننده‌ی نام‌دار مصری گوش کنید. شرح‌اش را می‌گذارم برای بعد. Flash Player upgrade required متن ترانه‌ی أهواک

طهارت‌نامه – ۱

آدم وقتی به ضیافت کسی می‌رود، وقتی مهمان عزیزی، بزرگی، نازنینی می‌شود به سر و وضع‌اش می‌رسد. هر چه مهمانی باشکوه‌تر باشد، تدارک مقدمات‌اش هم

جدیتِ ناامن محمدرضا نیکفر – ۲

بخش دوم نقد نوشته‌ی محمدرضا نیکفر را از بحث درباره‌ی «تحقق تاریخی» اسلام آغاز می‌کنم. عمده‌ی آن‌چه ایشان از آن به عنوان تحقق تاریخی اسلام

جدیت ناامن محمدرضا نیکفر – ۱

مقاله‌ی تازه‌ی محمدرضا نیکفر با عنوان «چرا رژیم اسلامی را باید جدی گرفت؟»، به تصریحِ خود او ادامه‌ی منطقی همان مقاله‌ی «الاهیات شکنجه» است که

پاسبان حرمِ دل شده‌ام…

این سی و هفت‌ ثانیه را بارها گوش داده‌ام. همین سوره‌ی کوتاه را. هشت آیه است و بس. شاطری به لحنی آرام می‌خواند و هر

آقای شهبازی! اندکی آرام‌تر!

می‌فهمم که فضای وب و هم‌چنین فضای پرآشوب داخل کشور، بسیاری را کم‌صبر کرده و البته باعث داوری‌های شتاب‌زده‌ی بی‌شماری شده است. درباره‌ی نوع تولیدهای

باز هم درباره‌ی اخلاق و تقوا

واژگانی که در مقاطع مختلف زمانی، ذهن و ضمیر هر آدمی را به خود مشغول می‌کنند، هم متفاوت‌اند و هم متغیر، بسته به نوع شخصیت

تهی را چگونه پُر می‌توان کرد؟

این پرسش، پرسش پی‌گیر هر کسی است که به احوال نفس‌اش پیوسته می‌پردازد. تمام سرگشتگی‌های آدمی با همین تهی بودن یا پر بودن است که

… چه سوگوارانند

غلام نرگس مستِ تو تاجدارانند خرابِ باده‌ی لعل تو هوشیارانند… نصیب ماست بهشت ای خداشناس برو که مستحق کرامت گناه‌کارانند بیا به میکده و چهره

این دیده‌ی خونابه فشان…

پرویز جان‌‌ام! می‌نویسم برای این‌که سینه‌ام دارد می‌گدازد. یک جایی باید بایستم؛ می‌دانم. یک جایی باید ایستاد، نشست، سکوت کرد. رابطه‌های آدم‌ها هم فرق دارد