نوکرِ خانه‌زاد پشت میکروفون

درباره‌ی روشنفکرِ کمپرادور در غربتِ ایرانی و فروپاشیِ رستگاریِ عاریتی یک سنخ، نه یک شخص هر پروژه‌ی امپریالیستی، همسرایان بومیِ خودش را تولید می‌کند — صداهایی از جهانِ مستعمره که سرودِ استعمارگر را با لهجه‌ای می‌خوانند که پایتختِ امپراتوری آن را «اصیل» و از همین رو کارآمد می‌یابد. حمید دباشی در «سبزه‌پوستان نقاب‌سفید» (۲۰۱۱) نامشان را روشنفکرانِ کمپرادور گذاشته است: سنخی ساختاری که کارکردش فراهم آوردنِ پوششِ ایدئولوژیک برای قدرتی است که سرزمینِ مادری‌اش را ویران می‌کند. مالکوم ایکس همان سنخ شخصیتی را با زبانی کم‌نظیرتر نام نهاده بود: غلامِ خانگی‌ای که وقتی خانه‌ی ارباب آتش می‌گیرد، حریص‌تر از خودِ ارباب برای خاموش کردنِ آتش به این سو و آن سو می‌دود. «چه شده ارباب، ما مریض شدیم؟» — این «ما»یِ مالکوم ایکس نشانه‌ی تشخیصی است: امضای دستوریِ آگاهی‌ای که تمام‌وکمال از جهانِ خودش کوچیده و در جهانِ هنجاریِ ارباب ساکن شده است. هشتمِ آوریلِ ۲۰۲۶ — ایران زیرِ پنج هفته بمبارانِ ایالات متحده و اسرائیل می‌سوخت. رادیوی عمومیِ ایلینوی در برنامه‌ی «نمایشِ قرنِ بیست‌ویکم» نمونه‌ای تقریباً تمام‌عیار از این سنخ را به نمایش گذاشت. دانشیاری ایرانی‌تبار در رشته‌ی سامانه‌ّای اطلاعاتی، از یکی از دانشگاه‌های میانه‌ی غربِ آمریکا، اعلام کرد: «من همچنان بر این باورم که بزرگ‌ترین تهدید علیهِ زندگی،

آخرین مطالب

روزنوشت‌های داریوش میم

چه خبر؟

ارزانی، فراوانی، نعمت، آسایش، رفاه، نداشتن ترس، نبودن تحقیر، وفورِ امنیت و امیدِ بی‌اندازه؛ هیچ دشمنی هم تا به حال هیچ صدمه‌ای نتوانسته به ما

روزگاری است که دل چهره‌ی مقصود ندید…

شرح و توضیح نمی‌دهم. مدت زیادی است این آلبوم را گوش نداده بودم. کنسرت ابوعطای اجرای بوستون. محمدرضا شجریان، داریوش پیرنیاکان، جمشید عندلیبی و مرتضی

متمدن کردن خشونت – ۲

یکی از راه‌های متمدن کردن خشونت، خالی کردن زرادخانه‌ی آن است. زرادخانه‌ی خشونت تنها پادگان‌های نظامی و سلاح‌های گرم و سرد نیستند. خشونت اولاً و

متمدن کردن خشونت – ۱

رخدادهای تلخ و خون‌بار روزهای اخیر، زمینه‌ساز تأمل‌هایی نظری و گاهی ابراز سخنانی شده است که به اعتقاد من شتاب‌زده و عاطفی است. نامِ دیگری

تو به پیغمبر چه می‌مانی بگو؟

رسانه‌های مخالفان سبزها از انتساب هیچ نسبتی به معترضان به نتیجه‌ی انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ فروگذار نکرده‌اند. اتهامات سیاسی و انتساب همکاری با بیگانگان یا

برای شهدای عاشورایی‌مان

آلبوم چاووش ۸؛‌ مثنوی از ه. ا. سایه و شعر تصنیف کاروان شهید از محمد ذکایی. آهنگ‌ها از محمدرضا لطفی و اجرای گروه شیدا. Flash

از این ملت تا آن ملت

این روزها «مردم» و «ملت» از واژه‌هایی است که به وفور از سوی طرفین دعوا استفاده می‌شود. یکی از کلماتی که در ادبیات محمود احمدی‌نژاد

یاران چه غریبانه…

این دو قطعه‌ای که کویتی‌پور می‌خواند، قبلاً هم در طربستان قدیم ملکوت بود. این را به یاد م. و. عزیز می‌گذارم این‌جا که همواره به

یلداییه

از میانه‌ی مهمانی کرانه می‌گیرم برای قطعاتی به دو مناسبت: یکم شب یلدا و بعد نکوداشتی برای عالم پرهیزگار و فرزانه، منتظری فقید. آلبوم «لاله‌ی

فقیه سربلند

آیت‌الله فقید، حسینعلی منتظری، بدون سر سوزن تردیدی، نماینده‌ی بزرگ‌ترین کانون عقلی و چه بسا تنها مدافع و حافظ میراث عقلانیت شیعیان اثنی‌عشری در میان

سرو آزاد

به یاد آن سرو تناوری که ناگهان در خاک بلازده‌ی دیار ما فروافتاد… Flash Player upgrade required مطلب مرتبطی یافت نشد.

داد و دهش…

این دو بیت را از کودکی که پس از وفات پدرم میان کتاب‌های بازمانده از او همیشه می‌لولیدم، به خاطر دارم، بسیار پیش می‌آید که

ما و میرحسین: آینه در آینه‌ی امید

این را بسیار نوشته‌ام. بسیار هم خواهم نوشت: میرحسین موسوی الگوی تازه و دگرگونه‌ای از رهبری سیاسی و اجتماعی را نمایندگی می‌کند. و البته، می‌گویم

شب شعر و موسیقی با سایه در لندن

گمان می‌کردم تقریباً تمام کسانی که اهل شعر و موسیقی هستند و ساکن لندن‌اند، از برنامه باخبرند. پیداست که هنوز عده‌ای نمی‌دانند. جمعه‌ی این هفته،

ما بر فرازِ این شبِ غمناک…

چندین ماه است میان آسمان و زمین نوسان می‌کنم. هر روز تلنگری. هر روز ضربه‌ای. هر روز حکایتی تازه است. برای راه رفتن، رفیقی لازم

طهارت‌نامه‌ی آخر

پاکی پیر و جوان نمی‌شناسد. جوان اگر باشی، پاکی فضیلت است و صفتی پسندیده. اما آدمی خطا می‌کند. هر جوانی، دامن جوانی‌اش پاک نیست. جوانی

ای برادر تو همه اندیشه‌ای!

یکی از مهم‌ترین مسأله‌های انسان معاصر اخلاق است. کافی است به حجم پژوهش‌هایی که در زمینه‌های مختلف اخلاق (از جمله اخلاقِ زیستی و اخلاق پزشکی

طهارت‌نامه – ۷

عاشقی خون جگر دارد. عاشقی با تنعم و تجمل کمتر میانه دارد. این خون جگر خوردن آدمی را پخته‌تر هم می‌کند. عاشقی، برای خودش فقهی

ما برای کسی پرونده نخواهیم ساخت!

میرحسین موسوی در مناظره‌های پیش از انتخابات، جمله‌ای گفت که به اعتقاد من می‌تواند و باید الگوی حرکت اخلاقی باشد. مضمون آن جمله این بود

طهارت‌نامه – ۶

مقدس‌ترین کارها را هم اگر بی‌طهارت و بی‌صفا بکنی، هر چه کردی می‌شود هباءً منثورا. اتفاقاً وقتی آدم‌ها به مکان‌های مقدس یا معنوی می‌رسند یا

طهارت‌نامه – ۵

آدمی خطا می‌کند. این خطاها هم او را می‌آلایند و هم مقدمه‌ی پختگی می‌شوند. گاهی اوقات، خطاهای آدمی، جفای اوست بر خود. گاهی با همین

کی مهربانی بازخواهد گشت؟

مضمون و مغز یادداشتِ پیشین‌ام به گمان خودم بسیار روشن و صریح بود. از عمده‌ی نظرهای شفاهی و کتبی‌ای هم که دریافت کرده‌ام به همین

طهارت‌نامه – ۴

نماز ظاهری و باطنی تفاوت درجات و مراتب دارند. دشوار نیست ریا کردن با نمازِ ظاهری. نماز باطنی است که فقها دست‌شان به آن نمی‌رسد.

آن مرد، معمار است!

با الهام از نازنین‌ام که شیفته‌ی معماری است نه کشفِ تازه‌ای است و نه معرفتِ جدیدی به ما امروز اضافه می‌شود – بعد از چند

طهارت‌نامه – ۳

مغز نماز، نیاز است. نمازِ درست یعنی نمازی که نیاز در آن باشد. نمازی که شکستگی داشته باشد. و این نیاز را با دردمندی نسبت

زَیّ الهوا…

باز هم عبدالحلیم حافظ و «زی الهوا» که یکی از ترانه‌های مشهور اوست. متن ترانه را نوشته‌ام و تا جایی که سوادم قد می‌داد ترجمه‌اش

طهارت‌نامه – ۲

آب، نماد روشنی و پاکی است. می را نیز با آب نسبتی است. می هم نوعی آب است. می، مایعی است که از آن هم

جدیت ناامن محمدرضا نیکفر – ۳

نزدیک به هزار سال پیش از این، در زمانی که هنوز تمدن‌های مسلمانان در اوج شکوفایی و زایندگی بودند – اروپا دوران تاریک و خونینی

أهواک…

بدون هیچ شرحی، فعلاً به صدای عبدالحلیم حافظ، خواننده‌ی نام‌دار مصری گوش کنید. شرح‌اش را می‌گذارم برای بعد. Flash Player upgrade required متن ترانه‌ی أهواک

طهارت‌نامه – ۱

آدم وقتی به ضیافت کسی می‌رود، وقتی مهمان عزیزی، بزرگی، نازنینی می‌شود به سر و وضع‌اش می‌رسد. هر چه مهمانی باشکوه‌تر باشد، تدارک مقدمات‌اش هم

جدیتِ ناامن محمدرضا نیکفر – ۲

بخش دوم نقد نوشته‌ی محمدرضا نیکفر را از بحث درباره‌ی «تحقق تاریخی» اسلام آغاز می‌کنم. عمده‌ی آن‌چه ایشان از آن به عنوان تحقق تاریخی اسلام

جدیت ناامن محمدرضا نیکفر – ۱

مقاله‌ی تازه‌ی محمدرضا نیکفر با عنوان «چرا رژیم اسلامی را باید جدی گرفت؟»، به تصریحِ خود او ادامه‌ی منطقی همان مقاله‌ی «الاهیات شکنجه» است که

پاسبان حرمِ دل شده‌ام…

این سی و هفت‌ ثانیه را بارها گوش داده‌ام. همین سوره‌ی کوتاه را. هشت آیه است و بس. شاطری به لحنی آرام می‌خواند و هر