از شاه مستعار تا شاه حقیقی
شاه در آینهی خدا چرا در میان انسانها نظام پادشاهی و شاهان بخش بلندی از تاریخ انسانی شده است؟ به دلیل اینکه «شاه» – این شاهانی که انسانهایی عادی مثل من و شما هستند و گرفتار همان عیوب و نواقص انسانی ما هستند – خیلی بهتر از بقیه بوده است؟ نه. دلیلاش این است که انسانها میخواستهاند خدا را در چهرهی این انسان ببینند. عکساش هم صادق است. انسان این شاهان سفاک ظلوم و جهول خودکامه را میدیدند و برای تصور و تجسم کردن خدای آرمانی، همهی صفات رذیلهی این انسان را از او میزدودند و نتیجه میشد یک خدای خیلی خوب. برای عموم انسانها پر کردن این فاصله – میان انسان و خدای آرمانی – ساده نیست. لذا با مسامحه اینها را یکی میانگارند و نتیجه میشود منطق قرنهایی که یک «شاه» میگویند و هزار «شاه» از دهانشان میریزد. ولی کو فهم و شناخت شاه حقیقی و تن دادن به ذلت شاهان مجازی! کو دیدهی شهشناس؟! شاهی: آرمانی دور از دسترس همینجا درنگ کنید ولی. غرض من حمله به شاهی و تخطئهی پادشاهی در این نوشته نیست. غرضام این است که نشان بدهم شاهی، معنا و مفهومی فخیم است که مثل آن «بلند دور، آن شکوفهزار انفجار نور» در