Daryoush Mohammad Poor

طربستان در هوا

فایل‌های موسیقی طربستان موقتاً روی هواست. مدتی پیش ناچار به نقل مکان فایل‌ها شدیم و نتیجتاً تعداد زیادی از آن‌ها هنوز آدرس‌های‌شان درست نشده است.

در دفاع از آزادی بیان

به گمان‌ام وقت آن است که در میانه‌ی این غوغا بیرق آزادی بیان را بلند کنیم، مباد که به قیل و قال گروهی افراطی گوهر

زنده باد علم!

آه زندگی! پدرت بسوزد! (پدر بعضی‌های دیگر هم همچنین!) الآن سایت جان کین را بعد از مدت‌ها دوباره دیدم و آهی جگرسوز از نهادم بر

چرا دیوانه نباشیم؟

اصلاً به ما بگویید چرا دیوانگی بد است؟ چرا حماقت مذموم است؟ افاضات سردار طلایی را بخوانید. آدم نمی‌داند بخندد یا گریه کند: «اگر من

روزگار دیوانگی

دیشب تلویزیون فیلم پیانیست رومن پولانسکی را نشان می‌داد که به شدت احوال‌ام را به هم ریخت و هزار غم و غصه در جان‌ام چنگ

آیا خشونت در سرشت انسان است؟

اتفاقی که شب شنبه برای ما رخ داد،‌ می‌توانست برای هر کسی در هر کجا رخ دهد. تصادف و شانس آدم‌ها هم البته در این

مونیخ، اسراییل و دموکراسی!

می‌خواستم از واقعه‌ی مبهوت کننده‌ی دیشب بنویسم و این‌که چطور می‌شود در یک کشور مدرن و متمدن، امنیت و آسایش آدمی به همین سادگی بازیچه‌ی

روزنامه‌نگارانی با سواد!

بگویید ملانقطی شده‌ام. اما بالاخره یکی باید این‌ها را به آقایان بگوید دیگر. قبلاً هم در بی‌بی‌سی فارسی این را دیده بودم که «القاعده» را

وفات زکی بدوی

ساعتی پیش ای‌میلی داشتم که خبر وفات شیخ زکی بدوی، مدیر کالج اسلامی لندن را می‌داد. بدوی امروز صبح به خاطر سکته از دنیا رفت.

غدیر

عید غدیر بر اردات‌مندان حضرت امیر و محبان ولایت خداوند تأویل و بنیان‌گذار دور معانی باطنی شریعت مبارک. باشد که این عید،‌ مبدأ گردشی فرخنده

شعور فرهنگی در اورانوس است!

وقتی که توانایی درک فرهنگ و ادبیات رو به افول می‌رود، این اتفاق می‌افتد. متولیان فرهنگ وقتی نمی‌توانند یا نمی‌خواهند بفهمند کجا لغزش داشته‌اند و

به کدام ساز برقصیم؟

مسأله‌ی هزارباره‌ی وبلاگستان است این که می‌نویسم. حتماً عده‌ای از دوستان ممکن است بگویند اصلاً‌ چه نیازی آدم این همه وقت برای‌اش بگذارد و فکر

حسرت روزهای شیدایی

تصورش را بکنید الآن در یک کنسرت شجریان و مشکاتیان به همراه همایون تصنیف شیدایی را اجرا کنند. همین الآن دارم فیلم‌اش را می‌بینم. چقدر

ختم ماجرا!

بسیار خوب! دیگر مثل این‌که باید بساط این دعوای زبان و قدرت و ابتذال را جمع کرد. گفته بودم که حسین درخشان راه خودش را

نزاع میان ابتذال و فلسفیدن

یا للعجب! به قول بانو، عجب گیس‌گیس کِشون و ریز‌ریز کُشونی شده است این ماجرای ابتذال و حواشی‌اش! آشیخ میرزا مهدی خلجی، ظهیرالملکوت اسبق، سفیر

چالش فلسفی با یک نوع آنارشیسم

این تجربه‌ای است که من شخصاً برای آن زیاد هزینه داده‌ام که خیلی اوقات با کسی مباحثه کرده‌ام که اصلاً طرف مقابل فاقد حداقل آداب

نامه‌های سوشیانت هزارم

این دو خط را می‌نویسم که یک وبلاگ جالب را معرفی کنم، برای کسانی که تا به حال ندیده‌اندش: نامه‌های سوشیانت هزارم! حال و هوای

سرطان وبلاگی!

آدم وقتی در یک روز حداقل یازده تا پست جداگانه در وبلاگ‌اش می‌گذارد از چند حالت خارج نیست:۱. یا خورده است به یک تعطیلات طولانی،

جوانی کردن جواد طباطبایی

ساعت‌هاست دارم این مصاحبه‌ی قدیمی جواد طباطبایی را که مهدی خلجی در وبلاگ‌اش دوباره منتشر کرده است می‌خوانم بلکه دقیقاً بفهمم مقصود و مراد طباطبایی

طربستان ملکوت و آداب کپی‌رایت

پیش از هر چیز سال نو مسیحی را بر مؤمنان چلیپا و ارادت‌مندان عیسای روح‌الله تبریک می‌گویم. باشد که در سال تازه، انفاس مسیحایی دوست،

مرثیه‌ای برای نوشتن!

هزار اندیشه‌ی تابناک و بی‌تاب در ذهن‌ام جوانه می‌زند و یک به یک پر پر می‌شود. لحظه‌های ناب به شتاب می‌آیند و مانند شهاب از آسمان

پولی‌فونی گسسته از هارمونی

مدت‌هاست درگیری ذهنی پیدا کرده‌ام با کار تازه‌ی همایون شجریان. آلبوم «نقش خیال» او به باور من نمونه‌ی برجسته‌ای است از یک کار چند صدایی

یک توضیح

صاحب سیبستان اشاره کرد که خوب است از مطالب دیگری هم که درباره‌ی شصت سالگی دکتر سروش نوشته می‌شود استفاده کنیم. در صفحه‌ی «نامه‌ی سروش»

سروش سال شصتم!

امشب شصتمین سال تولد دکتر سروش است. چندین ماه پیش به پیشنهاد عزیزی تصمیم گرفتیم که برای این روزی مجموعه‌ی جستارهایی را درباره‌ی دکتر سروش

اندر دواعی و موانع نوشتن!

چه باعث می‌شود آدم بنویسد یا ننویسد؟ واقعاً آیا چنان که حامد گفته است «رخوت» در وبلاگستان حاکم است؟ من این‌جور فکر نمی‌کنم. دست بر

شهید می‌سازیم و مسئولیت با خدا!

دقت کرده‌اید در این فاجعه‌ی دردناکی که رخ داده است چقدر دارد تبلیغات می‌شود برای این‌که جان‌باختگان را شهید معرفی کنند؟ این شهید سازی جدای

حسرت همیشگی

امروز خبر سقوط هواپیمای حامل خبرنگاران و عکاسان را که خواندم، باز یاد رفتن، یاد مرگ، تمام قد پیش چشم‌ام ایستاد و این شعر قیصر امین‌پور

اسباب‌کشی تازه!

مووبل تایپی را که ملکوت از آن استفاده می‌کرد به آخرین نسخه‌ی آن یعنی ام‌تی ۳.۲ ارتقاء دادم. در نتیجه، تعدادی از وبلاگ‌های ملکوت (یعنی

ساختار اقتصادی روحانیت از نگاه مهدی خلجی

شنبه‌ای که گذشت، مهدی خلجی در کتابخانه‌ی مطالعات ایرانی درباره‌ی ساختار اقتصادی روحانیت سخنرانی داشت. جستار خلجی جدای از مروری تاریخی بر پیشینه‌ی استقرار روحانیت

شورش ضد متن

چند روز پیش بی‌هدف در کتابخانه‌ی اداره قفسه‌ها را جست‌وجو می‌کردم و ناگهان به کتابی برخورد کردم که هم فوق‌ العاده مرا ذوق زده کرد

نو آوری و تناقض‌ها در شعر و موسیقی

 می‌خواستم مدت زمانی بگذرد تا درباره‌ی اشعاری که شجریان برای کنسرت‌اش انتخاب کرده بود چیزی بنویسم. به گمان من – حداقل حس من چنین می‌گوید

بیست سال!

داوود راست می‌گفت. امشب بیست سال شده است که از رفتن او گذشته است و من پا به سی سالگی گذاشته‌ام. از میان اهل خانواده،

ز درس فقه چه آموختند؟

این ابیات نزاری قهستانی شب مرا ساختند: جهان خراب شد از عالمان وقف تراشبرو نزاری و جز در لباس جهل مباشدر این مزارع دنیا به

غصب مفاهیم دینی در سیاست

کسانی که با فرهنگ اسلامی آشنایی عمیق دارند، به خوبی می‌دانند جایگاه «امر به معروف و نهی از منکر» چه اندازه اساسی و مهم در

بار دیگر وبلاگستان فارسی

متن کامل نقدی را که بر کتاب «ما ایرانیم» نسرین علوی نوشته بودم، در «ضیافت‌خانه‌»ی ملکوت آورده‌ام، به همراه لینک‌های مربوطی که طبیعتاً در صفحات

درد و دریغ‌های کنسرت شجریان

برای کسی که شریف‌ترین لحظات عمرش را با آواز شجریان سپری کرده است و بعضی از درخشان‌ترین و ناب‌ترین تجربه‌های معنوی‌اش همراه با این صدا

کنسرت شجریان:‌ اندوه بزرگ تازه‌ی من

چهار پنج ساعتی می‌شود از کنسرت برگشته‌ایم. به کار دیگری مشغول بودم و الآن بدجوری خوابم می‌آید. همین کوتاه را می‌نویسم که خودم یادم باشد