Mindblown: a blog about philosophy.

  • دانايی را بنشان بر تخت…

    خطرناک‌ترین اتفاقی که می‌تواند بیفتد نفت ریختن بر آتش دوقطبی خیر و شر در درگیری اخير است. وقتی يکی را فرشته کردی و ديگری را اهریمن ناگزیر باید طرف یکی بايستی. وقتی خطاهای فقط یک طرف را برجسته کردی یا سهم پر رنگ‌تری به آن دادی، لاجرم خطاها، جنایت‌ها و فجایع آن سو را کم‌اهميت‌تر […]

  • جنگ هفتاد و دو ملت…

    پس از وفات نورعلی تابنده – و پيش از وفات او – بارها از خاطرم گذشت که نوع برخورد ما، جامعه‌ی ما و حتی صاحبان اندیشه‌ی ما با ماجرا سخت مسموم و آزارنده است. از روايت‌هایی حکومتی گرفته که تصويری اهریمنی، گاهی خشن و گاهی غرق در اوهام و خیالات و «مرید و مرادبازی» از […]

  • رفتی و بس بیراه رفتی…

    همایون شجریان خواننده‌ای است مستعد و توانمند. اما راهی که اين سال‌ها رفته است راهی است که بیش از آن‌که راه هنر باشد راه صنعت است و بس. آلبوم تازه‌ای که همايون شجریان با علیرضا قربانی منتشر کرده است، پیش‌تر حاشيه‌هایی داشت که نتیجه‌اش اين شد که همايون شجریان قلم به دست گرفت و هر […]

  • عصر عسر و حرج رسانه‌های فارسی زبان

    محمد ارکون، اسلام‌شناس و قرآن‌پژوه الجزايری-فرانسوی، در کتاب «اسلام: اصلاح يا براندازی؟» (چاپ بعدی «ناانديشيده‌ها در انديشه‌ی اسلامی») تعبیری و نقدی درباره‌ی اتوريته‌ی عقل [عصر] روشنگری دارد که بسيار راهگشاست: «مدعای فلسفی من اين است که ايستار معرفت‌شناختی، مفهوم‌سازی و روش‌شناسی‌هايی که تا کنون در ذيل اتوریته‌ی عقل [عصر] روشنگری به کار رفته‌اند و جايگزين […]

  • حسن بی‌پايان او…

    خوب فکر کنيد به اين‌که چطور در طول تاريخ انسان‌ها و به طور خاص‌تر فرهنگ ایرانی عشق را استعلا داده است. از زمين آن را جدا کرده‌ و در عالمی ورای قید و بندهای زمان و مکان در جهانی ديگر آن را جاری کرده است. اسم‌اش را می‌خواهيد بگذاريد خيالات يا عوالم معنوی-معرفتی. هر چه […]

  • در دفاع از خردمندی و سلامت

    وضعیت سياسی ایران در داخل و خارج به خيال من بن‌بست بی‌فروغ و ملال‌آوری شده است که همه چيزش حواله به تقدير می‌شود. در کنار همین وضعیت بن‌بست که مصداق عریان‌اش تباهی رفتار حکومت با مردم است در تمام سطوح، البته جمهوری اسلامی نفوذش در منطقه به رغم تمام سر و صداها و کشمکش‌ها گسترش […]

  • گنج روان

    بيتی از غزل حافظ با مطلع «سالها پيروی مذهب رندان کردم» هست که به دو روایت ضبط شده: يکی: سايه‌ای بر دلم ریشم فکن ای گنج مراد | که من این خانه به سودای تو ويران کردم. ديگری هم به شکل: سايه‌ای بر دلم ریشم فکن ای گنج روان. هر دو روایت آن لطافت معنا […]

  • شهر آشنايی

    این تعبیر «آشنايی» را میان سخنان اهل معرفت زیاد می‌توان يافت. قصه‌اش دراز است. برمی‌گردد – شايد – به قصه‌ی آفرينش و عهد و ميثاق ازل. حرف‌های افلاطونیان هم لابلای اين سخنان هست. که آدمی جایی زمانی رويی را دیده است در نهايت حسن و جمال. و به مرور زمان هر چه بیشتر آلوده‌ی اين […]

  • بگرفته ما زنجیر او، بگرفته او دامان ما

    يک دوره‌ای در دهه‌ی ۶۰ در اوج آن فضای اختناق و سرکوب و ويرانی، راه هر پيغام و خبری مسدود بود و همه جا گرد مرگ پاشيده شده بود، موسیقی ما به خيالم به نحو حيرت‌آوری روزنه‌ای شده بود برای نشان دادن جان‌سختی ملی و فرهنگی ما. وقتی می‌گويم روزنه‌ای شده بود معنای‌اش اين نيست […]

  • از خلاف آمد عادت

    معمولاً اين کارها را نمی‌کنم اما همین تک‌بیت را با صدای شجریان گوش کنيد. عرض ديگری ندارم.  

Got any book recommendations?