Daryoush Mohammad Poor

تو ترانه‌هام می‌مونم به سفارش

تو ترانه‌هام می‌مونم به سفارش دانیال دارم یه کاری می‌کنم که شاید به دردِ بقیه هم بخوره. دارم همه کارایی فلشی رو که ذخیره کردم

نهایت مهر دیشب ضمنِ فیلمی،

نهایت مهر دیشب ضمنِ فیلمی، قطعه‌ای از آوازِ دولتمند خالوف، خواننده‌ی بنام تاجیک رو گوش می‌دادم که این ابیاتو می‌خوند (فکر کنم مالِ میر سید

مهمون‌خونه داشتم به امکانات جانبی

مهمون‌خونه داشتم به امکانات جانبی سایت بازی می‌کردم یه صفحه مهمون‌خونه راه انداختم که لینکاش اون گوشه‌ی سمت چپه. (من هر وقت می‌خوام سمت چپ

فریادهای خاموش، گریه‌های بی‌صدا شاید

فریادهای خاموش، گریه‌های بی‌صدا شاید خیلیاتون بپرسین چرا اینقدر موسیقیای صفحه عوض می‌شه. مگه خیلی بیکارم یا حوصله‌ام از اینا سر میره؟ نه هیچکدومِ اینا

به عیّوق بر شدم آهنگ

به عیّوق بر شدم آهنگ متن، آواز چهارگاه شجریانه توی دستان. تصور نمی‌کنم زیاد باهاش مشکل داشته باشین. اگه حجمش خیلی زیاده بهم بگین یه

آخرِ تحدید! این خبر ایسنا

آخرِ تحدید! این خبر ایسنا رو بخونین: سازمان رسمی ناظر بر وبلاگ‌ها وجود ندارد. معلوم نیست اینا پیش خودشون چی فکر می‌کنن. فرداس که بیان

شب و روز . .

شب و روز . . . ما را به آب دیده شب و روز ماجراست زان رهگذر که بر سرِ کوی‌اش چرا رود *** تا

کجایی؟ یادم نیست اولین بار

کجایی؟ یادم نیست اولین بار اینو کی شنیدم ولی قطعاً حداقل هشت سال پیش بوده. روزگاری که من دانشجوی ریاضی بودم ولی همیشه توی دانشکده‌ی

قانون من از صدای قانون

قانون من از صدای قانون خیلی خوشم میاد. این ترانه‌ی مهستی رو گوش بدین. من از پس زمینه‌ی این خیلی حال کردم: چراغ.

یه چیز خنده‌دار الان داشتم

یه چیز خنده‌دار الان داشتم آدرس آی‌پی کسایی رو که پای مطلب لطیفه‌ی ‌روز نظر گذاشتن می‌دیدم. خنده‌دار اینه که آدرس همه‌شون یکیه. همشون از

گر مدح گویی یا سپاس

گر مدح گویی یا سپاس . . . الآن که داشتم بعضی نظرات رو می‌خوندم یادِ این بیت مولوی افتادم که: هان و هان گر

آرشیو داستان‌های صادق هدایت توی

آرشیو داستان‌های صادق هدایت توی سایت سخن، مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه هدایت به صورت فایل پی‌دی‌اف موجوده. می‌تونین برین توی این آرشیو و داستان دلخواهتونو

لطیفه‌ی روز کتاب هفته دو

لطیفه‌ی روز کتاب هفته دو تا پاراگراف با لاریجانی، رییس صدا و سیما، مصاحبه کرده و از تجربیاتش پرسیده. یارو ببینین چه جوابی داده. رییس

ای با من و .

ای با من و . . . فقط همین دو تا بیتو بخونین: ای با من و پنهان چو دل، از دل سلامت می‌کنم /

فیلم‌نوشته‌ها این عنوان وبلاگِ هوشنگ

فیلم‌نوشته‌ها این عنوان وبلاگِ هوشنگ گلمکانی است. وضعِ تمپلیت که درست بشه می‌ذارمش توی لینکا: فیلم‌نوشته‌ها قابل توجه سعید. مدیر مجله‌تون هم وبلاگ‌نویس شده. آقا

عشق را . . .

عشق را . . . توضیح زیادی نمی‌دم. مطلب مال جبران خلیل جبرانه فکر کنم. بسیار زیباست ولی چه باید گفت که: «شیر در بادیه‌ی

چرچیل و سلاح شیمیایی دیروز

چرچیل و سلاح شیمیایی دیروز توی گاردین یه مطلب جالبی توی بخش مقالات چاپ شده بود. عین پاراگرافو ترجمه می‌کنم می‌ذارم اینجا: «چرچیل علاقه خاصی

این هم از وبگرد! سینا

این هم از وبگرد! سینا مطلبی رو هم گرفتن! دلتون خنک شد؟ آقای کی‌کیَک! خیلی حال می‌کنی چار تا آدمی رو که توی معادلات سیاسی

فرهیخته!! الآن یه سری به

فرهیخته!! الآن یه سری به خوابگرد زدم دیدم کلی چوبکاری فرمودن! چنان با صلابت و استحکام گفته فرهیخته که من هم شوخی شوخی داشت یه

نسترن‌پوش درست یادم نیست ولی

نسترن‌پوش درست یادم نیست ولی فکر کنم این ابیات مالِ مرحوم علی حاتمی است (اگه کسی چیزِ دیگه‌ای می‌دونه لطفاً اصلاح کنید) که توی آوازهای

امشب . . . اگه

امشب . . . اگه می‌خواین یه روایت دیگه از تصنیف بیات اصفهانِ «امشب شبِ مهتابه» رو با صدای سیما مافیها گوش بدین، برین اینجا:

تاوانِ خطا به قولِ سایه:

تاوانِ خطا به قولِ سایه: در وفای تو طمع بستم و عمر از کف رفت آن خطا را به حقیقت کم از این تاوان نیست

مگر دل به امید صدایی

مگر دل به امید صدایی که مگر در تو رسد / ناله‌ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد کاغذین جامه به خوناب بشویم که

تهی چند روزی شده که

تهی چند روزی شده که دنیای اطرافمو تهی می‌بینم. انگار هیچ چیز ارزش و بهایی نداره. همه چیز یکسانه. به این می‌گن تعلیق. تعلیقی که

قرار وبلاگی ۲ آخرین قرار

قرار وبلاگی ۲ آخرین قرار ما ۶ آوریل بود. ظاهرا طبق قرار قبلی، ‌دفعه‌ی بعد توی یکی از سالن‌های سوآس قراره همدیگه رو ببینیم. تاریخش

بنای عهد قدیم امروز از

بنای عهد قدیم امروز از خوابگاه راه افتادم اومدم توی این کافه‌ی اینترنتی همین بغل که سری به عالم زده باشم. سر راه توی خوابگاه

بالاخره اف‌تی‌پی از آخر این

بالاخره اف‌تی‌پی از آخر این درست شد، یعنی درست امتحان پس داد. ولی مطمئن نیستم که همه جاش خوب کار کنه. حالا اگه روی سایت

پیش میاد الآن رفته بودم

پیش میاد الآن رفته بودم بیرون یه قدمی بزنم، توی راه داشتم با خودم زمزمه کنان ماهورِ «سرِّ عشق» شجریان رو می‌خوندم. یه لحظه حس

کاباره‌ی اینترنتی ایرانی! یه سری

کاباره‌ی اینترنتی ایرانی! یه سری به اینجا بزنین: نسل اول که یه صفحه‌ای رو آدرس داده به نام داش داش. با صدای جمالِ وفایی!!! انیمیشنش

میزهای جدا برای غذا خوردن،

میزهای جدا برای غذا خوردن، بر سرِ میزهایی جدا می‌نشینیم شب‌ها در اتاق‌هایی جدا می‌خوابیم. تنها آرزو داشتم که کاش می‌دانستی چقدر در خیالِ من

نزار قبانی توی این وبلاگ

نزار قبانی توی این وبلاگ می‌تونین ترجمه‌ی بعضی شعرای نزار قبانی رو پیدا کنین: صفحه دوم

همه چیز درباره‌ی وبلاگ! این

همه چیز درباره‌ی وبلاگ! این مطلبی که اخیراً صاحبِ وبلاگ دلتنگستان نوشته خیلی چیز توپیه. هیچی نباشه یه جورایی وصفِ حالِ منه: یک سال وبلاگ.

تا به حدی است که

تا به حدی است که . . . یکی از دوستان (فائزه خانم، که آدرس آی‌پی‌اش با مال مهرداد یکیه؛ ظاهراً از یه جا صفحه‌ی

با من برقص! سال‌ها پیش

با من برقص! سال‌ها پیش وقتی که با لنرد کوهن آشنا شدم، اولین آهنگی که سلیمان باعث شد گوش بدم همین آهنگ Dance me to

بیگانگی این شعر مالِ هفته‌ی

بیگانگی این شعر مالِ هفته‌ی پیشه. شاید عوضش کنم بعد. حال و هواش هم مال همون وقته که البته اون حس هم رفته و یه

آغاز؟ از کجا؟ پریشب توی

آغاز؟ از کجا؟ پریشب توی قطار بالاخره این مقاله‌ی مرتضی مردیها رو که توی مجله‌ی آفتاب چاپ شده خوندم: از کجا آغاز کنیم؟ مقاله‌ی بسیار

بیمارِ تو بیمارتر است! امروز

بیمارِ تو بیمارتر است! امروز از صبح بلاگر داره اذیت می‌کنه. تکنولوژی‌شون پیشرفت کرده ولی بعضی وقتا بدجوری گیر می‌کنه. فکر کردم مشکلِ مال وبلاگِ