فهمهای کهنهی کوته نظر مشکل
فهمهای کهنهی کوته نظر مشکل بزرگ آدما روی کرهی زمین محدودیت و موانع فهمشونه. فکر نکنین این فقط برای آدمای عامی صادقه. نخیر. اتفاقاً خردمندان
فهمهای کهنهی کوته نظر مشکل بزرگ آدما روی کرهی زمین محدودیت و موانع فهمشونه. فکر نکنین این فقط برای آدمای عامی صادقه. نخیر. اتفاقاً خردمندان
همهی دنیا دست صهیونیستا نیس! «این ها که شب و روز در گوش مردم می خوانند که رسانه های جهان در اختیار صهیونیست هاست و
دواتچی رضا قاسمی بالاخره یه سایت درست و حسابی راه انداخته. البته هنوز باید روش کار کنه. صفحات بسیار جالبی است.
فیلسوفان و زنان سعید توی وبسایتش (فلُّ سفه)، مطلب بسیار جالبی رو دربارهی زنان از نظر فلاسفه نوشته. هنوز مطلب رو کامل نخوندم. قبل از
جهان بیدیوار مطلب شمسالواعظین رو دربارهی وبلاگ ببینید: «ایران نمیتواند خود را جدا از تحولات منطقهای ببیند و دیوارهای بلندی دور خود بکشد. بخاطر بسته
قدرت اصول توی صفحهی صبحانه که حسین درخشان راه انداخته یه مطلبی گذاشتم به عنوان قدرت اصول با یه توضیح کوتاه دربارهی مقالهای که هفتهی
دوستان بعضی خیلی تند رفتهاند در واکنش به فردید. من هنوز دارم کند و کاو میکنم و چشمِ انتظار مطالبی هستم که این فضای مشوش
سرِ تو و دلِ ما تو را سری است که با ما فرو نمیآید / مرا دلی که صبوری از او نمیآید کدام دیده به
مسئولیت پذیری وحید توی یادداشتش پای این مطلب «ما نگوییم بد و . . .» یه نکتهای رو گفته که از یه جهت درسته و
ملکوت قاعدتاً باید به جای اینکه هر روز آهنگا رو عوض کنم (که هنوز هم این کارو انجام خواهم داد)، باید موسیقی صفحه رو این
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم پای مطلب ما قبل آخرِ من یه دوستی نظر داده به نام مهدی و ظاهراً متوجه اشارهی
خطّ مهر یه صفحهای رو که خیلی وقته گذاشته بودم واسهی کارای مهرداد شوقی، منتقل کردم روی سایت که دسترسی بهش راحتتر باشه. کلی صفحه
رشتهی امام زمان شناسی حوزهی علمیه قم، یه رشتهای داره برای شناخت امام زمان و یه آقایی به نام آیتالله کورانی متخصص این رشته است.
فریاد الآن توی این کافهی بوش هاوس نشسته بودم و توی صندلی راحتی واسه خودم لم داده بودم. صندلی اینقدر راحت بود که آدم یهو
شکری است با شکایت اگه امروز موسیقی رو عوض کردم به دو دلیله. اول اینکه از یه طرف مخاطبِ این تصنیف، خاتمی است که من
ما شدهایم یهودی سرگردان نامهی سرگشادهی ابراهیم نبوی را به خاتمی خواندم. پیش از اینکه بگم برین نامهشو بخونین، یه چیزی رو میخوام بگم که
همه به جرمِ مستی، سر دارِ ملامت اگر چه این همه دژمخویی و خشکمغزی هست، هیچ وقت این تنگنظریهای جاودان نشده. حرفایی که سعید زده
مخمور آن دو چشمم . . . این حرف سعید حرف متینی است که ما به عصر ماقبل جاهلیت برگشتیم. یعنی این شیوهی برخورد با
اندر پیامدهای سوء موسیقی امروز توی بیبیسی خبری اومده بود دربارهی زنان روبنده دار در شیراز که توش نکات بسیار ارزشمند و ارشادکنندهای دربارهی موسیقی
سازمان ملل و آمریکا امروز توی دانشگاه ضمن آشنایی با دانشجوهای قبلی و دانشجوهای جدید، یکی از استادا، دیوید چندلر، دربارهی ماجرای عراق و نقش
هیدگر یا هایدگر سعید اشارهی جالبی کرده. اسم هایدگر به لاتین اینگونه نوشته میشود: Heidegger و این اسم در آلمانی به صورت هایدگر تلفظ میشود
آزادی چون اباحه پیشتر از این دربارهی مقالهی «آزادی چون روش» دکتر سروش صحبت کرده بودم. من این مقاله را به طور کامل تایپ کردهام
مشتهیاتِ نفس امّاره و سینا مطلبی در راستای مطلب پیشین یهو به ذهنم خطور کرد که عجب شباهتِ زیادی هست بین این اندیشه و تفکر
چهگوارا امروز یاد ناصر براتی افتادم که نمیدونم کجای کرهی زمین باز سرشو کرده تو سیاست! امیدوارم بعد از اینکه ازدواج کرد، آدم شده باشه.
انتشار لبخند اینو قبلاً هم نوشته بودم که: «به نیت زندگی عهد کردهام که تا میتوانم لبخند را منتشر کنم. پیمان بستهام با دل هزارپارهام
یاد قدیما الآن داشتم آرشیو رو نگاه میکردم به این مطلب رسیدم که خیلی وقت پیشا نوشته بودم: «خیلی خوبه هر پرندهای به اندازه قوت
حافظ و فروید الآن یه نگاهی به گویا کردم، یه مطلبی دیدم دربارهی حافظ از یه آقایی به نام دکتر عباس احمدی با عنوان «حافظ
تأخیر احتمالی من دارم امکانات هوستِ وبسایت رو ارتقاء میدم اینه که شاید یه وقفهای توی ارسال مطالب پیش بیاد. یعنی اگه نیازی به کار
از روزِ ازل الآن داشتم یادداشتهای سعید (فلّسفه) رو دربارهی اولین گفتوگوی تلفنیمون میخوندم [همون اولین مطلب توی صفحهاس با عنوانِ دوست]، یاد این شعر
اندر عاشقی الآن با احسان صحبت میکردم دیدم یه مطلبی رو که مدتها پیش نوشته بودم و اخیرا به احسان دادم گذاشتن روی سایت سیاه
چخوف تو رو کی میتونه ببینه؟ یادمه وقتی ایران بودم، ماجرای شبی رو که رفته بودم شوکا نوشتم. داشتم آرشیوها رو نیگاه میکردم دیدم اسم
خوش است خلوت اگر یار یارِ من باشد اگه میخواین تقریباً کلِ یکی از آوازهای شجریان رو که من شدیداً بهش علاقه دارم گوش بدین،
حیلت رها کن باز من طبق معمولِ حال و هوای متلونی که دارم موسیقی صفحه رو عوض کردم. اگه خواستین بقیه رو گوش بدین برین
پر سیمرغ عزیز است، به ناکس ندهند هر کس هر کس عاشق نمیشه. اونایی که شدن میدونن چی میگم. از همه دشوارتر اینکه هیچ معیار
کار کار انگلیساس! الآن داشتم با سعید حنایی کاشانی (سعیدِ فلُّ سفه) صحبت میکردم. هر ده دقیقهای این تلفن قطع میشد. انگار این انگلیسا توی
نغمههای نو دیشب که داشتم از بوشهاوس اینا رو سعی میکردم آپلود کنم، بلاگر مشکل داشت و کارای افتیپی رو نمیتونست انجام بده. الآن ظاهراً
مجموعهی دیگر این صفحه دیگه هم شامل بقیهی فلشهایی است که من ازشون استفاده میکنم: سازِ نو
شاعر کنار! بر وزن دریاکنار، از سلیمان ممنون که اینو فرستاده. برین یه سری بزنین برای مجموعهای از اشعار محشر انگلیسی: Poet’s Corner یاد فیلم
هوای شاعرانه بعد از چند روز هوای گرم و دمگرفته، آسمون ابری شده و نمنم داره بارون میاد. هوای مطلوب من توی لندن اینه. آدم
یک مست اینجا بیش نیست! تعجب نکنین! موسیقی امروز، کار تهمورس پورناظریه! «مستان سلامت میکنند»؛ این رو برای اون ربابی گذاشتم که منو دربهدرِ کوچههای