دوگانگی مشهود نمیدونم تا حالا
دوگانگی مشهود نمیدونم تا حالا دقت کردین یا نه که چند سالی است که توی کشور ما هر کی میخواد از سیاستمدارا صحبت کنه از
دوگانگی مشهود نمیدونم تا حالا دقت کردین یا نه که چند سالی است که توی کشور ما هر کی میخواد از سیاستمدارا صحبت کنه از
زن یا مرد؟ یه چیزی میخوام بگم که شاید تلخ باشد. حرفی هم هست که ممکنه هر روز نظرم دربارهاش عوض بشه. گناه یک نفر
در آن شبهای طوفانی یه مطلبی دربارهی سایه نوشتم که توی صفحهی خود سایه گذاشتمش و به یه وجهی گزارشی از گفتوگوی من با سایه
قرار وبلاگی ۲ دومین قرار وبلاگی ما روز یکشنبه، یعنی فردا ۱۸ می توی دانشگاه لندن، مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی برگزار میشه. قرار ساعت
خونهای ایرانی و خونهای آمریکایی مدتهاست که دلمشغولیِ من این ماجرای حقوق بشر بوده است و همیشه ندای اعتراضم بلند بوده است که بشر، بشر
آدمستان میرزا مهدی خان هم بالاخره دست به قلم شد. برید به سیبستان، آدمستان، داغستان، جامستان و باغستان او سر بزنید. از طبع مشکلپسند و
ما را بس نقد بازار جهان دیدم و آزارِ جهان / گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس قصر فردوس
هر دم از این باغ بری میرسد یادداشت احسان رو دربارهی محدود کردن سایتهای اینترنتی بخونین تا بفهمین تحدید و قدارهکشی خبری زمانهی ما دست
معلوم نشد میدهد هر کسش افسونی و معلوم نشد / که دلِ نازکِ او مایلِ افسانهی کیست؟
در و دیوار و دار و درخت گفتن که چرا همش از خودم عکس و گرفتم و از در و دیوار نگرفتم. خوب از در
حسّ وطن! الآن من رسیدم لندن. با چه مصیبتی به اون فرودگاه کذایی رسیدم. با دستپاچگی و شتاب درست ده دقیقه قبل از پرواز رسیدم
این فونتو چیکار کنیم؟ سایه داشت مطالب روی سایت رو (قسمتی که دربارهی خودش نوشته بودم) میخوند، از انتخاب قلم راضی نبود. میگفت خوانا نیست.
آرزوهای من پرویروز که پیش سایه بودم بهش میگفتم که من آدم پرآرزویی هستم و شمار آرزوهای من خیلی زیاده. از خوش اقبالی من به
قطع این مرحله بیهمرهی خضر دیروز یه ماجرای خنده داری اتفاق افتاد. توی بلیطی که به من داده بودند، نوشته بود پروازم از فرودگاه دوسلدورفه
دوست داشتن برتر از عشق؟ الآن داشتم سیاه و سپید رو میدیدم، مطلب قدیمی من «دوست داشتن برتر از عشق است؟» رو گذاشتن رو سایت.
سایهی صبور! این هم سایه در حال خوندن پرت و پلاهای من!
ای مرغ گرفتار دیشب تا دیر وقت پیش سایه بودم. برای شرح مفصل ماجراها انشاءالله وقتی برگردم لندن و سرم خلوتتر بشه شرح مبسوطی مینویسم.
بینقشها چند تا از عکسایی رو که تو این چند روز گرفتم گذاشتم تو صفحهی آدینه. بعدا حجمشونو درست میکنم.
کلن بسیار خوب! بنده امروز رسیدم به ولایت کلن. بنده خدا سایه به من میگه تو کلن رو بلدی یا نه. ولی مث اینکه زیاد
کاف رو هم یافتم! دوستان ببخشید. بالاخره یافتمش. ولی این بار ب رو با سه نقطه نمییابم!! یعنی «ب» برویز رو!! خلاصه کنم توی این
شهر درندشت من امروز رسیدم آلمان ولی این صفحه گلید اینا حرف گاف بدون سرگش نداره!! ببینین چه دهنی از من سرویس میشه. اصلا از
هزار تیر بلا . . . تو راه داشتم با خودم فکر میکردم و این ابیاتِ سایه رو با خودم میخوندم که: به سینه سرّ
لینکای نو مبارک! بالاخره سعید برای مطالب صفحهاش لینک جداگانه گذاشت و کار همه رو راحت کرد. سپاس! کاش همیشه اینقدر حرف گوش کن باشی!!
دو کلام از مادرِ عروس واکنش علی لاریجانی رو به قرائت گزارش مجلس ببینید، در خبر بیبیسی واکنش شدید صدا و سیما: «بنا نیست در
تأخیر من دارم یه چند روزی میرم سفر، به ولایت ژرمنها. توی این مدتی که نیستم شاید نتونم سایتو آپدیت کنم، ولی از هر جا
راهنمای قرار دادن فایل فلش به سفارش دانیال یه صفحه درست کردم که راهنمای قرار دادن فایلهای فلشی باشه که روی سایتم دارم. میتونین توی
مرا ببوس خیلی تلاش کردم این تصنیف «مرا ببوس» حسین گلنراقی رو تبدیل به فلش کنم. ظاهراً فایل اصلی MP3 یه ایرادی داره. به هر
سایت سینمایی این سایتی که برای سینمای ایران درست کردن، بازیگران ایرانی، سایت جالبیه. اطلاعات نسبتاً جامعی دربارهی فکر کنم همهی فیلمای ایرانی داره.
پردهی گلریز این بیتِ حافظ مث مینیاتور میمونه: بیا که پردهی گلریزِ هفت خانهی چشم / کشیدهایم به تحریرِ کارگاهِ خیال فقط تجسم کنین ببینین
پیشتر زانکه شود کاسهی سر خاک انداز این یک دو دم که مهلت دیدار ممکن است / دریاب کارِ ما که نه پیداست کارِ عمر
آرش کمانگیر اگه میخواین شعر آرش کمانگیر رو با صدای خودِ سیاوش کسرایی بشنوین میتونین به اینجا برید: آرش. البته یه نسخه با کیفیت بهتر
عرض او خواهد که با زیب و فر است مدتیه که میخواستم این مطلبو بنویسم که چرا بعضی میخوان در انظار ظاهر بشن و مخصوصاً
بابا مهرداد! اینکاره! مصاحبه مهرداد فرهمند رو با Go Digital گوش بدین. هم فیلمش هست هم صداش. این مهرداد هم پدیدهای شده، میگه خودِ سینا
و وجدک عائلاً فأغنی دیشب داشتم توی رختخواب با خودم سورهی انشراح رو میخوندم: الم نشرح لک صدرک. و وضعنا عنک وزرک و رفعنا لک
که من آن مایه ندارم . . . هرگز اندیشه نکردم که کمندت به من افتد / که من آن قدر ندارم که گرفتار تو
سوزان زونتاگ امروز داشتم مجله آفتاب رو میدیدم، یه مقالهای دیدم از همون نویسندهی مطلب گاردین خانم زونتاگ به عنوان «میهنپرست باش و فکر نکن».
بالاخره عاشقِ کی؟ سعید به من میگه: «تو عاشقِ عشقی!». بقیه هم که برای من معشوقهای متفاوتی شناسایی کردن از قدیمیا و جدیدا! اون وقت
مگر آن وقت . . . ز حال ما دلت آگه شود مگر وقتی / که لاله بر دمد از خاکِ کشتگانِ غمت!
یاد باد آنکه به اصلاحِ شما . . . همونجور که یه بار دیگه هم گفتم، شعرای من همگی شدیداً محتاج جراحی و نقدن. من
اذا زلزلت الأرض مقالهی بیل تامپسون رو در بیبیسی درباره وبلاگها بخونین که دربارهی سینا مطلبی هم مطلب نوشته توش. ساکت کردن وبلاگها برای هر