آه اگر این خواب افسون بگسلد!
منطق وضعیت خشم و خروش پر هیجان این است: حالا که آن طرف فرمان را کنده و ترمز را بریده، ما هم فرمان را میکنیم و ترمز را دور میاندازیم و هر چه شد خواهیم گفت تقصیر آن اولی است. گویا دیگر اهمیت هم ندارد که خودمان هم در این فرایند کشته میشویم. و از مردگان و کشتگان انتظار معجزه؟ این نگاه خردگریز، به هیچ چیزی کمتر از محکوم کردن شدیداللحن (و به حق و درست) حکومت از بالا تا پاییناش قانع نمیشود حتی اگر در فرایند این محکومیت و مقابله خودش و تمام ایران به نابودی محض کشیده شود. چرا؟ چون از نظر او، یگانه دشمن و بزرگترین دشمن ایران، ایرانی، انسان و حتی کل بشریت همین جمهوری اسلامی است و بس و فقط و فقط با رفتن اوست که دروازههای بهشت به روی ایران، ایرانی و تمام بشریت گشوده میشود. به گمانم این توصیف دقیق و درستی است از موضعی که میبینم. تحلیل یا نقدش را – که بارها به زبانهای مختلف در این بیست و اندی سال نوشتهاند – واگذار میکنم به وقت دیگر. این نکته را اما دریابید و به آن بیندیشید که ترمز کشتار را بکشید به هر شکل و به هر شیوهای. هر یک