فهرست، قانون نیست

سفر و رفت‌وآمد به ایران حق شهروندی و قانونی و مدنی یکایک ایرانیانِ عالَم است و این حق تبعیض‌بردار نیست. این حق به همه تعلق دارد، حتی به شما، دوست و دشمن عزیز، در داخل و خارج مرزهای ایران که فکر می‌کنید هر کس مثل شما فکر نمی‌کند – و دقیقاً مثل شما فکر نمی‌کند – یا مزدور آخوند است یا جاسوس دولت‌های غربی. قدمی مثبت، ولی ناکافی این‌که دولت این روزها می‌کوشد رفت‌وآمد ایرانیان را به ایران تسهیل کند، بی‌شک قدم مثبتی است. ستودنی است. آفرین به هوش آدمی که پیگیر آن است. ولی این تنها بخشی از مسئله است. بخش اصلی همان چیزی است که همیشه در جمهوری اسلامی مشکل بوده است: عدم شفافیت قانون، شفاف نبودن دستگاه قضایی و امنیتی. افسارگسیختگی نظامی که برای خوشامد بالاترین سطح نظام حاضر بوده است ضعیف‌ترین بخش‌های جامعه – روزنامه‌نگاران، روشنفکران، عالمان و سیاست‌مدارانی که با رأس نظام زاویه داشته‌اند – همیشه قربانی باشند و همیشه بدهکار. هنوز داغ برنامه‌ی «هویت» و قتل‌های زنجیره‌ای سرد نشده است. مشکل فقط دولت نیست مشکل، دولت نیست. به تعبیر دقیق‌تر، مشکل فقط دولت نیست. مشکل آن تفکری است که فقط وقتی کنج اتاق گیر می‌افتد به فکر نرمش قهرمانانه است. مشکل آن ذهنیت بیمارگونه‌ای

آخرین مطالب

روزنوشت‌های داریوش میم

«صدای خشم» و رسانه‌های بی‌مسئولیت

در دهه‌ی پنجاه میلادی فیلمی ساخته شد با عنوان «صدای خشم» (مطلب ویکی‌پیدیا را هم این‌جا ببینید). خلاصه‌ی داستان این است که در کالیفرنیا، دو

اندر این بی فخر بودن‌ها…

پنهان کردنی نیست. من تعلق خاطر به دین‌ام دارم. مسلمان‌ام. شیعه‌ام. از چیزی که هستم شرمنده نیستم. مسلمانی و شیعه بودن را «روش زندگی» می‌دانم.

اسفندگانِ نو

امروز روز تولد بانو است. مشغله‌ی این سال‌ها میان من و شعر فاصله انداخته است. فاصله‌ای تلخ. شعر را این روزها می‌خوانم و می‌نوشم. برای

شاعر انسان‌ها

پریروز هشتادمین سالروز تولد سایه بود. آن‌قدر گرفتار کار بودم که مجالی دست نداد چیزی بنویسم. امشب هر چه گشتم میان عکس‌های‌ام که عکسی خوب

فلسفه‌ی قدرت!

این جمله را اسکار شیندلر در «فهرست شیندلر» خطاب به فرمانده‌ دیوانه و خونریز آلمانی می‌گوید: «قدرت یعنی این‌که هر دلیل و توجیهی را برای

رسوایی امنیتی آمریکا و رسانه‌های شفاف

وزیر خارجه‌ی انگلیس، دیوید میلیبند اعتراف کرده است که هواپیماهای آمریکایی که حامل زندانیان سیاسی بوده‌اند و در زندان‌های مخفی امنیتی آمریکا در نقاط مختلف

بعد السفر

خسته و هلاک از سوئد برگشته‌ام امروز. دارم از خستگی می‌میرم. دو ساعت دیگر جلسه‌ای دارم که مجال خوابیدن به من نمی‌دهد. جان که بگیرم

حسبنا العشق…

داشتم بی‌هوا با خودم زمزمه می‌کردم: الهی سینه‌ای ده آتش‌افروز در آن سینه دلی وان دل همه سوز هر آن دل را که سوزی نیست

اهل ذمه و اسقف اعظم

اسقف اعظم کانتربری وقتی درباره‌ی شریعت اسلام سخنانی گفت، به مهم‌ترین جنبه‌های ماجرا توجهی نکرده بود (شاید هم کرده بود ولی درست‌ بیان‌‌اش نکرد). گویا

نقد نامتین خرمشاهی بر سروش

بهاء الدین خرمشاهی یادداشتی نوشته است – ظاهراً – در پاسخ به مصاحبه‌ی دکتر سروش درباره‌ی قرآن. نکته‌ی نخست این‌که وب‌سایتی که این یادداشت را

انتشار کتاب در فرایند تکامل!

یادداشت‌هایی که درباره‌ی ترجمه‌ی کتاب «مکتب در فرایند تکامل» نوشته‌ی حسین مدرسی طباطبایی نوشته بودم، واکنش‌هایی در پی داشت که تأمل در آن‌ها بسیار آموزنده

قصه‌‌ی اسقف کانتربری و معضل «فقه»

جدل‌ها بر سر سخنرانی روآن ویلیامز هنوز ادامه دارد. او می‌گوید حرف‌اش بد فهمیده شده است و مقصودش گنجاندن قوانین موازی با قوانین مدنی بریتانیا

سرگردان میان مترجم و مؤلف

حکایت این کتاب «مکتب در فرایند تکامل» روز به روز جالب‌تر می‌شود. اگر نظرهای پای مطالب قبلی را خوانده باشید، درخواهید یافت که گویا مترجم،

تحجر از نوع انگلیسی

اسقف اعظم کنتربری، همان کشیش جنجالی که هنگام سونامی علناً گفت که در وجود (یا عدالت و رحمت) خدا شک کرده است (مضمون‌اش را می‌گویم؛

تحریف آشکار در ترجمه – ۲

آن‌چه در باب ایرادها و تحریف‌های ترجمه‌ی فارسی کتاب آقای مدرسی طباطبایی نوشته بودم، به گمان خود کافی بود. اما گویا هم باید نمونه‌های دیگری

تحریف آشکار در ترجمه

برای این‌که بدانید ماجرا از چه قرار است، یادداشت قبلی را اول بخوانید («ویرانی‌های یک ترجمه‌ی ممیزی شده»). به تدریج چند نمونه را از ترجمه‌ی

تفاوت هم‌دردی و هم‌دلی

خیلی اوقات بعضی شاید ناآگاهانه دو کلمه‌ی «هم‌دردی» و «هم‌دلی» را به یک معنا به کار می‌برند. اولی بیشتر معنای دل‌سوزی و گاهی اوقات ترحم

اگر خدا بودم…

من اگر خدا بودم، این زن را به خاطر فقط همین یک کارش می‌فرستادم بهشت! مطلب مرتبطی یافت نشد.

زردنویسی: آفت روزنامه‌نگاری

زردنویسی یکی از چیزهایی که اساساً با خود دارد (یا شاید بشود گفت یکی از اهداف‌اش) ایجاد جنجال است. شهرآشوبی کردن. به شیوه‌های مختلف. نمونه‌های

قرآن تک‌لایه و قرآن ذوبطون

حداقل دو گروه هستند که در آرزوی قرآنی تک‌لایه هستند یا اساساً قرآن را تک‌لایه می‌بینند: نخست عده‌ای که ذهنی تنبل دارند و حوصله‌ی «تعقل»

چه کسی صلاحیت دارد؟

این قصه‌ی انرژی هسته‌ای ایران، قصه‌ی بسیار جالبی است. استدلال آمریکا این است که ایران نباید «سلاح هسته‌ای» داشته باشد و از آن بدتر این‌که

دموکراسی: نشان برتری؟

یک بار دیگر این را نوشته بودم که جان کین تحقیق مفصلی کرده است که دموکراسی انجمنی (آن نوعی که در آتن معمول بوده است)

در نماز

یکی از نماز پرسیده بود و چگونگی‌اش (و البته به جوانب خصوصی ماجرا توجه داشت). گفتم خوب است این قطعه از نامه‌های عین‌القضات را نقل

دینی به نام دموکراسی

دیروز کارل گرشمن رییس بنیاد اعانه‌ی ملی برای دموکراسی (همان NED مشهور) به دعوت انجمن هنری جکسون در لندن سخنرانی داشت. سخنرانی او در یکی

توفیق

۱. جان جاهل زین دعا جز دور نیست زان‌که یارب گفتن‌اش دستور نیست بر دهان و بر دل‌اش قفل است و بند تا ننالد با

سیر بی سلوک

می‌خواستم بنویسم آدم گاهی اوقات بازنده‌ی همیشگی است. همیشه بدهکار می‌شود. فرقی نمی‌کند دفاع کنی، یا توجیه. توضیح بدهی یا بگویی توبه. روزگاری صحیفه‌ی سجادیه‌ی

کابوس رهبری در آلمان و گناه زبان

با جان کین درباره‌ی مفهوم «رهبری» صحبت می‌کردم. برای رهبری در زبان انگلیسی واژه‌ای هست که بار معنایی زیادی دارد: Leadership اما همین کلمه، همین

زنده باد انسانیت خالی از تبعیض!

پیش‌نوشت: این یادداشت کمی تند است؛ حس‌اش را ندارید نخوانید! باز هم نقل همان حکایت پیشین است. بانوان محترم، علی‌الخصوص آن‌ها که عرقِ فمینستی پر

این رسن آویخته

این‌که بدانی رشته‌ای آویخته هست برای آن‌که بدان چنگ بزنی و با آن بروی بالا مهم است. مهم‌تر آن است که همت کنی و آن

وام

می‌دانی؟ من خیلی از نازک‌خیالی‌‌ها و ذوق‌ورزی‌های فکری و عرفانی‌ام را مدیون عین القضات همدانی‌ام. عین القضات یک زمانی که از شور شیدایی جای آسمان

از این بی‌فخر بودن‌ها…

۱. نمی‌دانم تا به حال این را هرگز نوشته‌ام یا نه. تکیه کردن بر اصل و نسب، اگر آدم در مقام اجتماعی خاصی نباشد که

حاشیه بر بحث مخلوق بودن قرآن

مصاحبه‌ی سروش، که به اعتقاد من هیچ چیز تازه و شگفت‌انگیزی در آن نیست و تنها در آن همان سخنان پیشین سروش (و متکلمین متقدم)

فهم بشری از قرآن یا قرآن بشری؟

ترجمه‌ی مصاحبه‌ای از دکتر سروش در رادیو زمانه منتشر شده است (با عنوان «کلام محمّد») که عملاً مضمون‌اش خلاصه‌ی سخنانی است که سروش در «بسط

ضدِ دین ما کجا و ضدِ دین او کجا!

وقتی قدرت و سیاست، فرهنگ و اندیشه را به بازی می‌گیرند، الفاظ از معانی خودشان تهی می‌شوند و بسا اوقات به معناهایی به کار می‌روند

خطای ثواب‌اندیشانه!

گفتم: «آدم‌ها چقدر سخت‌سرانه بر بعضی اشتباه‌هاشان اصرار می‌کنند!». گفت: «تو هم می‌کنی، همه می‌کنند! نادرند آن نادره‌گانی که مرتب اندیشه‌شان را پالایش می‌کنند. آدمی