تا کسی نگوید نمیدانستم
مجموعهای از یادداشتهای ملکوت را که پیشتر منتشر شدهاند یکجا با هم منتشر کردم (نسخهی مفصل و نسخهی کوتاهتر) زیر عنوان «دفاعیهی یک اسماعیلی ایرانی». چند نفری از من پرسیدند اینها را برای که مینویسی؟ یکی نوشت که فکر میکنی کسی که آنقدر به ابتذال فکری غلتیده باشد اصلاً وقت میگذارد بخواند و اصلاً میفهمد اینها را؟ این مضمون را بسیار در این چند سال شنیدهام و خلاصهاش چیزی نیست جز دعوت به سکوت و اعتزال و سربهزیر پیش رفتن. به دلایلی که در زیر میآورم با این رویکرد مخالفام و دستکم برای من یک نفر مصداق ندارد. من وظیفهی خودم میدانم که بنویسم. مکلفام به نقد. مسئولام در برابر غلبهی شر و دروغ و پروندهسازی. لذا من این کار را ادامه خواهم داد و توضیح میدهم که مخاطباناش چه کسانی هستند. مخاطب چه کسانی نیستند نخست اینکه بدیهی است مخاطب این جنس نوشتهها، آن کسانی نیستند که حق را دیدهاند و باطل را انتخاب کردهاند. مخاطب کسانی نیستند که آگاهانه و مصرانه در نشر دروغ و بهتان کوشش میکنند. مخاطب کسانی نیستند که پنبه در گوششان گذاشتهاند که سخن حق را نشنوند. مخاطب آنهایی نیستند که وقتی بطلان ادعایشان را نشان دادی، باز هم تظاهر کنند ادعایشان درست است.